رفیق شهیدتو که انتخاب کردی ، هر شب باهاش دردودل کن ، از کارات براش بگو ، اخرشم واسش هرچی تونستی صلوات بفرس ...
وِتْراَلمَوْتور (صَبرا )...🌿🤍
یادتونه چند روز پیش گفتم براتون از زندگیم میگم ؟؟
پس گوش کن تا یه بخشیش رو بگم ...
حدود یک سال پیش بود ، داشتم تو یکی از همین کانالای شبکه های مجازی میگشتم ، که اتفاقی وارد یه کانالی شدم که وایب مذهبی داشت ...
داشتم پست هاشو نگاه میکردم که بین همونا یه کلیپ طولانی بینشون بود ، منم که کنجکاو😁
گفتم بزار بازش کنم ببینم چیه ...
کلیپو باز کردم و یه برنامه تلویزیونی بود که یه خانم محجبه داشت از حاجت گرفتنش از شهدا میگفت ...
نمیدونم چرا ولی انگار یکی داشت بهم میگفت ادامه اون کلیپو ببین ، داستانش هم این بود که ، اون خانم قبل از محجبه شدنش یه حاجتی رو داشته و خیلی اتفاقی از شهید حججی میخواد و به خواستش میرسه ....
وِتْراَلمَوْتور (صَبرا )...🌿🤍
نمیدونم چرا ولی انگار یکی داشت بهم میگفت ادامه اون کلیپو ببین ، داستانش هم این بود که ، اون خانم قبل
بعد از اون که به حاجتش میرسه ، یادش میره که به شهید قول داده بوده که اگه اون خواستش اتفاق بیوفته ، محجبه میشه ....
تا اینکه یه شب این شهید بزرگوار به خوابشون میان و بهشون میگن که [ خواهرم من به قولم عمل کردم ، خیلی وقته منتظرم ]
خیلی دنبال کلیپه میگردم که پیداش کنم و براتون بزارمش
یادمه به اینجای کلیپ که رسیده بودم ، داشتم هق هق میکردم از شدت گریه !
اونم منی که اصلا به خیلی چیزا اعتقاد نداشتم 😞
از اون شب به بعد ، شهید حججی شد داداشم ...
شد محرم رازام ....
از اون شب به بعد نشده ازش چیزی بخوامو نه بگه !