وِتْراَلمَوْتور (صَبرا )...🌿🤍
نمیدونم چرا ولی انگار یکی داشت بهم میگفت ادامه اون کلیپو ببین ، داستانش هم این بود که ، اون خانم قبل
بعد از اون که به حاجتش میرسه ، یادش میره که به شهید قول داده بوده که اگه اون خواستش اتفاق بیوفته ، محجبه میشه ....
تا اینکه یه شب این شهید بزرگوار به خوابشون میان و بهشون میگن که [ خواهرم من به قولم عمل کردم ، خیلی وقته منتظرم ]
خیلی دنبال کلیپه میگردم که پیداش کنم و براتون بزارمش
یادمه به اینجای کلیپ که رسیده بودم ، داشتم هق هق میکردم از شدت گریه !
اونم منی که اصلا به خیلی چیزا اعتقاد نداشتم 😞
از اون شب به بعد ، شهید حججی شد داداشم ...
شد محرم رازام ....
از اون شب به بعد نشده ازش چیزی بخوامو نه بگه !
الان که دارم اینا رو مینویسم ، انگار به چیزی گلومو گرفته و داره فشارش میده ...
شهدا حرف میزنن ، همین حالا برو تو چشمای یکی از شهدا زُل بزن ، تا بفهمی چی میگم ....
اگه دلت از عالم و آدم گرفته ، فقط کافیه باهاشون حرف بزنی ، امکان نداره جوابتو ندن !
به خدا که ارزش یه بار امتحان کردنو داره
انشاالله که این صحبت ها ، عهدی دوباره باشه برای ادامه دادن راهشون ...
شب تون بخیر🌙
در پناه خدا🕊
اگه حرفی ، انتقای بود من در خدمتمhttps://daigo.ir/secret/91848148874 https:/