❤🍃
من یجایی از زندگیم فکر میکردم که باید همش دویید دنبالِ عشق، همش باید ثابت کرد همش باید به زور آدمارو برای خودت کنی، یکم که گذشت فهمیدم اشتباه بود...
رابطه، عشق، دوست داشتن، هیچ جوره به زور و اجبار نمیشه، نمیشه به زور ادمارو نگه داری، عشق متعادل ترین اتفاق زندگیته عشق دقیقا مثل ترازو میمونه باید دو طرف برابر باشه باید هرچقدر که طرف رو دوست داری اونم دوستت داشته باشه، عشق احساس برابر بین دو آدمه، انقدر سعی نکنید آدمارو به زور نگه دارید تو زندگیتون...
قلب های آرام 🕊
آدمایی که راحت و صادقانه
احساساتشون رو بیان میکنن خیلی آدمایِ خوبی هستن قدرشونو بدونید ..🤍🫀
«سلام بر کسانی که میدانستند ما چه چیز را دوست داریم، پس آن کار را انجام دادند تا ما را خوشحال کنند.»🌱
دلخوشم با غزلی تازه، همینم کافیست
تو مرا باز رساندی به یقینم، کافیست
قانعم، بیشتر از این چه بخواهم از تو
گاهگاهی که کنارت بنشینم کافیست
گلهای نیست، من و فاصلهها همزادیم
گاهی از دور تو را خوب ببینم کافیست
آسمانی! تو در آن گستره خورشیدی کن
من همینقدر که گرم است زمینم کافیست
من همینقدر که با حال و هوایت گهگاه
برگی از باغچهی شعر بچینم کافیست
فکر کردن به تو یعنی غزلی شورانگیز
که همین شوق مرا، خوبترینم کافیست!
مرگ در قاموس ما از بی وفایی بهتر است
در قفس با دوست مردن از رهایی بهتر است
قصه فرهاد دنیا را گرفت ای پادشاه
دل به دست آوردن از کشور گشایی بهتر است
تشنگان مهر محتاج ترحم نیستند
کوشش بیهوده در عشق از گدایی بهتر است
باشد ای عقل معاش اندیش،با معنای عشق_
آشنایم کن ولی نا آشنایی بهتر است
فهم این رندی برای اهل معنا سخت نیست
دلبری خوب است اما دلربایی بهتر است
هر کسی را تاب دیدار سر زلف تو نیست
اینکه در آیینه گیسو می گشایی بهتر است
کاش دست دوستی هرگز نمی دادی به من
"آروزی وصل" از "بیم جدایی" بهتر است.
_فاضلنظری
زیر مجموعه ی خودم هستم
مثل مجموعه ای که سخت تهی ست
در سرم فکر کاشتن دارم
گرچه باغ من از درخت تهی ست
عشق آهوی تیز پا شد ومن
ببر بی حرکت پتوهایم
خشمگین نیستم که تا امروز نرسیدم به ارزوهایم!
نرسیدن رسیدن محض است
آبزی آب را نمیبیند
هرکه درماه زندگی بکند
رنگ مهتاب را نمیبیند
دوری و دوستی حکایت ماست
غیر ازاین هرچه هست در هوس است
پای احساس در میان باشد
انتخاب پرنده ها قفس است
وسعت کوچک رهایی را از نگاه اسیر باید دید
کوه در رشته کوه بسیار است
کوه را در کویر باید دید
گرچه باغ من از درخت تهی ست
در سرم فکر کاشتن دارم
عشق را ٫شعر را ٫مکاشفه را
همه را از نداشتن دارم