«نمیتوانم به کسی بفهمانم در وجودم چه میگذرد... حتی نمیتوانم آن را برای خودم توضیح دهم :)»
سبزخواهمشد؛
«نمیتوانم به کسی بفهمانم در وجودم چه میگذرد... حتی نمیتوانم آن را برای خودم توضیح دهم :)»
-بهترینجملهایکهتوعمرمدیدم!
حرم را اگر برعکس کنی...
میشود مرح!
دهخدا در لغت نامه اش می گوید:
مرح یعنی ، شادمان شدن؛
میدانی تا حرمت را نبینم ،
شادمان نخواهم شد...؟!
مثل آن چایی که میچسبد به سرما بیشتر
با همه گرمیم با دلهای تنها بیشتر
درد را با جان پذیراییم و با غمها خوشیم
قالی کرمان که باشی میخوری پا بیشتر
بَم که بودم فقر بود و عشق اما روزگار
زخم غربت بر دلم آورد این جا بیشتر
هر شبِ عمرم به یادت اشک میریزم ولی
بعدِ حافظ خوانیِ شبهای یلدا بیشتر
رفتهای اما گذشتِ عمر تأثیری نداشت
من که دلتنگ توام امروز، فردا بیشتر
زندگی تلخ است از وقتی که رفتی تلختر
بغض جانکاه است هنگام تماشا بیشتر
هیچ کس از عشق سوغاتی به جز دوری ندید
هر قدر یعقوب تنها شد زلیخا بیشتر
بر بخارِ پنجره یک شب نوشتی: عاشقم
خون انگشتم بر آجر حک کنم: ما بیشتر
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ای دلبریات دلهره حضرت آدم،پلکی بزن و دلهرهام باش دمادم ...
🌱
گاه گاهی که دلم میگیرد
به خودم می گویم:
در دیاری که پر از دیوار است
به کجا باید رفت؟
به که باید پیوست؟
به که باید دل بست؟
حس تنهای درونم می گوید:
بشکن دیواری که درونت داری!
چه سوالی داری؟
تو خدا را داری
و خدا...
اول و آخر با توست