6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ای دلبریات دلهره حضرت آدم،پلکی بزن و دلهرهام باش دمادم ...
🌱
گاه گاهی که دلم میگیرد
به خودم می گویم:
در دیاری که پر از دیوار است
به کجا باید رفت؟
به که باید پیوست؟
به که باید دل بست؟
حس تنهای درونم می گوید:
بشکن دیواری که درونت داری!
چه سوالی داری؟
تو خدا را داری
و خدا...
اول و آخر با توست
ز فراقت میسوزم
همه شب در تنهایی
به امیدی بنشستم
که تو شاید باز آیی
من اگر عاشق گشتم
به هوای تو بود
به خدا شور عشقت
دل من بربود
تب عشقت جانم را
همه شب میسوزاند
چه کسی در این عالم
غم من را میداند؟
هرچند که هرگز نرسیدم به وصالت
عمری که حرام تو شد ای عشق حلالت!
طاووسی و حُسنت قفس پر زدن توست
ای مرغ گرفتار! چه سود از پر و بالت
زیبایی امروز تو گنجی ابدی نیست
بیچاره تو و دلخوشی رو به زوالت
مانند اناری که سر شاخه بخشکد
افسوس که هرگز نرسیدی به کمالت!
پرسیدیام از عشق و جوابی نشنیدی
بشنو که سزاوار سکوت است سؤالت
یک بار به اصرار تو عاشق شدم ای دل
اینبار اگر اصرار کنی، وای به حالت