「خوشحالی فروشی ساکورا」
نوزدهمین تجربهام: ساخت خونه بالشتی در بزرگسالی. نمیدونم چطور توصیفش کنم. علارغم ساده بودنش، یکجور
بیستمین تجربهام: دیدن سریال آلمانی.
من معمولا فقط سریال به یکسری زبان خاص میبینم؛ ولی اینبار از محدودیتی که برای خودم گذاشته بودم عبور کردم و ازین تجربه راضیم.
#بیست_و_یک_تجربه
「خوشحالی فروشی ساکورا」
بیستمین تجربهام: دیدن سریال آلمانی. من معمولا فقط سریال به یکسری زبان خاص میبینم؛ ولی اینبار از م
بیست و یکمین، و آخرین تجربهام: قاطی کردن طعمهای نوشابه.
قبلا دیده بودم که یکی چند طعم نوشابه رو قاطی کرد و امتحانشون کرد، اما راستش من جرئت نکرده بودم.
شاید چیز خاصی بنظر نیاد، ولی امشب توی قطار، نوشابهی شام خودم و مامانم که از دوطعم مختلف بود رو قاطی کردم و جالب شد.
#بیست_و_یک_تجربه
「خوشحالی فروشی ساکورا」
مقصد به ما رسید، یا ما به مقصد رسیدیم؟
در راهروی ورود، تعدادی از کارکنان راه آهن، خدام حرم و نیروهای انتظامی به صف ایستاده بودن و با گل و پارچه نوشته و عکسهای رهبر شهید، ورودمون رو خوشآمد گفتن.
خیلی قشنگ بود.