「خوشحالی فروشی ساکورا」
اینو حتما امتحان کنید، خیلی خوشمزه میشه: آموزش پخت تاکوی راحت با نون لواش ↝#Video ↝#Educational
من بجای مرغ با گوشت چرخ کرده درست کردم، شما هم با هرکدوم خواستین درست کنین.
توصیه میکنم قبل از ریختن گوشت یا مرغ، حتما پیاز بریزید.
اگه مثل من پنیر گودا (همون زردا) دوست نداشتین، میتونین یکمی پنیر پیتزای عادی بریزید یا کلا قاطی مواد پنیر پیتزا نریزین؛ علت اینکه قاطی مواد پنیر ریخته بخاطر دوام و چسبندگی مواده.
اگه دوست داشتین آخر سر به مواد ذرت و گوجه فرنگی رنده شده هم اضافه کنین، خیلی خوش طعمش میکنه. (فقط حواستون باشه آبش کاملا تبخیر شه بعد زیر ماهیتابه رو خاموش کنین.)
درباره ادویه هاش هم، یه سرچ بزنید بهتون میگه. هرکدوم رو نداشتین اجباری نیست.
و درآخر برای نونها؛ اگه قالب ندارین میتونین مثل من یه کاسه سایز مناسب بردارین بذارین روی نون، و دورشو با چاقو بکشین.
هدایت شده از 「خوشحالی فروشی ساکورا」
با عبارت «به جهنم.»
شاید مسخره بنظر بیاد، ولی با گفتن همین عبارت به خودم، چیزایی که انگار تمام دلیل من برای زنده موندن بودن و دقیقا همونا توی منگنه گذاشته بودنم رو ایگنور کردم و جوری رفتار کردم انگار نه انگار اهمیتی دارن.
اول اینکار باعث شد کمی رها کنم تا بتونم درست فکر کنم. بعدش هم چون هی به خودم گفته بودم ارزشی ندارن، تونستم راحت تر براشون تصمیم بگیرم. ولی پلن کاملی نریختم، و اینجوری بودم که هرچی شد، شد.
انگار وقتی اینجوری بگی، موفق تری.
خیلی وقت پیش و توی همون برهه ای که برخی از شما میدونین، یوقتایی دلم میخواست بدخلقی کنم، دعوا کنم و بگم منم آدمم.
اینکه مدیر گروهم، و هوای همه رو دارم دلیل نمیشه انسان نباشم، کلی مشکل نداشته باشم.
واقعا اون زمان ها درد میکشیدم، خسته بودم. البته کلی رفتار بد هم توی همون تایم نشون دادم که بابتشون شرمندهام.
ولی گاهی واقعا رفتار بقیه باعث میشد فکر کنم نکنه یادشون رفته من یه ربات مدیر گروه نیستم؟
بعد اون همه مدت، شنیدن این حرفا یه بخشی از وجودمو خوشحال کرد.