eitaa logo
「خوشحالی فروشی ساکورا」
296 دنبال‌کننده
714 عکس
175 ویدیو
18 فایل
< به نام او > اینجا به قیمت یک لبخندتون، خوشحالی فروخته میشه. ^^ جهت حرفاتون: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1r1gd0f&amp;btn=Talk.to.Sakura
مشاهده در ایتا
دانلود
گاهی ذهن، «تغییر» را با «یک حرکت بزرگ» اشتباه می‌گیرد. اولی سازنده و دومی مخرب است.
「خوشحالی فروشی ساکورا」
گاهی ذهن، «تغییر» را با «یک حرکت بزرگ» اشتباه می‌گیرد. اولی سازنده و دومی مخرب است.
بطور واضح تر؛ گاهی تو این آگاهی رو پیدا می‌کنی که باید تغییر کنی. در نتیجه این آگاهی، اراده و انگیزه هم پیدا می‌کنی؛ اما گاها به علت هیجان ناشی از انگیزه، ذهن ما رو فریب میده و ما مرتکب ریسک های نامعقولی میشیم که لزومی نداشت. بطور مثال، ممکنه فردی شغلی داشته باشه که دوستش نداره اما موقعیت و درآمد مناسبی داره. به این آگاهی می‌رسه که بهتره روی مهارتی که بهش علاقه داره کار کنه تا در نهایت در حوزه علاقمندی‌اش درآمد زایی کنه. این تصمیم، تصمیم یک تغییره. حالا ممکنه که این فرد در نتیجه این میل به تغییر، ناگهان بخاطر هیجان ناشی از اراده و انگیزه، بدون درست حسابی فکر کردن، کارشو ول کنه. این یه حرکت بزرگ توی اون برهه زندگیشه، ولی ریسک و آسیبش هم به همون اندازه بزرگه. اون فرد می‌تونست در کنار شغلش، مهارت مورد علاقه‌اش رو یاد بگیره و کم کم بهش مشغول بشه تا ببینه اصلا در اون حوزه بصورت واقعی علاقه داره، اصلا می‌تونه انجامش بده، توانمندیشو داره و... . ریسک تنها زمانی عاقلانه و درسته که هیچ راه دیگه ای وجود نداشته باشه. ریسکی که ناشی از راحتی طلبی باشه، حماقته.
یا امام رضا.
「خوشحالی فروشی ساکورا」
چهاردهمین تجربه‌ام: بستنی ذغالی. #بیست_و_یک_تجربه
پانزدهمین تجربه‌ام: برای اولین بار غذایی که محدثه همیشه برام می‌پخت رو خودم پختم: ماکارونی تن ماهی.
ما قمی‌ها وقتی گریه داریم، میایم اینجا.
「خوشحالی فروشی ساکورا」
ما قمی‌ها وقتی گریه داریم، میایم اینجا.
داشتم از تنهایی هم ناله می‌کردم، و یهو خدا یه فرشته زیبا و دوست داشتنی برام فرستاد. دیگه از وسط گریه هام تنها نبودم. (هشدار برای کسایی که فوبیای حشره دارن.)
「خوشحالی فروشی ساکورا」
داشتم از تنهایی هم ناله می‌کردم، و یهو خدا یه فرشته زیبا و دوست داشتنی برام فرستاد. دیگه از وسط گریه
برای اولین بار بود که به یه حشره انس پیدا کردم. خیلی دلم می‌خواست به عنوان حیوون خونگی‌ام ببرمش، و تلاشم رو هم کردم ولی درآخر فهمیدم انجام ندادنش بهتره.
باکت تابستونم تا به اینجا: