مسجد کوفه یکی از مکانهای زیبای مورد علاقهی منه.
(البته اگه سرظهر و توی این آفتاب مستقیم نبودیم مورد علاقهتر هم میشد.)
جالبه بدونید مسجد کوفه جز معدود مکانهاییه که میتونی نمازت رو کامل بخونی.
(و من اینو بعد از اینکه نمازهامو شکسته خوندم فهمیدم.)
ستون چهارم مسجد، جنب باب انماط مکاني است که حضرت ابراهيم(عليه السلام) در آنجا نماز خوانده است.
«شیخ کلینى» به سند معتبر روایت کرده که امیرمؤمنان(علیه السلام) رو به این ستون نماز مى خواند و نزدیک آن مى ایستاد.
در روایت معتبر دیگرى وارد شده که هر شب شصت هزار فرشته از آسمان نازل مى شوند و نزد ستون هفتم نماز مى گزارند.
یه چیز جالبی جایی خوندم که بهتره شما هم ببینید. سفارش شده از باب الثعبان وارد مسجد کوفه بشیم که داستان جالبی داره.
«جابر از امام باقر علیه السلام نقل می کند: روزی امیرمومنان علی علیه السلام در مسجد کوفه مشغول سخنرانی بود، ناگهان مردم دیدند: اژدهایی (مار بزرگ) از یکی درهای مسجد وارد شد. مردم خواستند او را بکشند، علی علیه السلام کسی فرستاد که دست نگهدارند. مردم از کشتن او خودداری کردند، و او سینه کشان، خود را به پای منبر رساند، و برخاست و روی دمش ایستاد و به امیرمؤمنان علیه السلام سلام کرد. حضرت اشاره کردند که بنشیند تا خطبه تمام شود. پس از خطبه، به او فرمود: تو کیستی؟
او گفت: من فرزند خلیفه شما بر طایفه جن هستم، پدرم از دنیا رفت و به من وصیت کرد تا به حضور شما بیایم، و رای شما را بدست آورم، تا چه دستور بفرمائید.
امیرمومنان علیه السلام او را به تقوی و پرهیزگاری سفارش نمود، و او را به عنوان جانشین پدرش، منصوب نمود، او را خداحافظی کرد و رفت.
جالب اینکه از این جریان به بعد، آن دری که آن، کار بزرگ از آن وارد مسجد شد، به عنوان باب الثعبان (در اژدها) نامیده شد که یادآور این خاطره عجیب بود. نقل می کنند: وقتی که بنی امیه روی کار آمدند (برای از یاد بردن این حادثه) مدتی فیلی را در کنار آن در، بستند، و کم کم آن در را به عنوان باب الفیل (در فیل) نامیدند، و خواستند با این دسیسه، فضائل علی علیه السلام را از خاطره ها محو کنند.»