خانومیای عزیز!
این پیام حاوی اطلاعاتی ست که میتونه آیندهتون رو دگرگون کنه...😔🤌
پس توجه بفرمایید.
من متاسفانه یا خوشبختانه، ترومای دوست شدن دارم و به همین خاطر با هیچکس دوست نمیشم. ولی خوشحال میشم آدمای جدید رو بشناسم، دایره اطلاعات و ارتباطات رو باهم بالا ببرم و حتی با اون آدما صمیمی بشم. 🌱
پس خوشحال میشم که در صورت تمایل، بیاین پیوی و باهم آشنا بشیم.
حتی ممکنه در آینده امروز رو جز بهترین روزهای ۱۴۰۵ تون حساب کنید که با من آشناتر شدید.😎
اینم یه بیوگرافی کلی از بنده:
⋆ ساکورا میباشم، یه INTJ کاملا متفاوت و خاص و استثنایی. 🤌
⋆ 21 سالمه و عاشق ورزش، کرم کتاب و خورهی دانش علیالخصوص روانشناسیم.
⋆ کلا فیلم بازم (تازگیا دنیا این مرحله رو برام آنلاک کرده) و اهل انیمه، کیدراما، آهنگای خوب، مانهوا، انیمیشن و رولپلی ام. اگه ازین چیزا خوشتون میاد که باید با سرعت بیشتری بپرید پیویم. 🤝
⋆ سلیقهام توی همه چی خاصه و اصلا اهل ترند نیستم بلکه برعکس از هرچی مشهور میشه فراریم. ✓
⋆ توی احساسات و ریاکشن دادن چندان خوب نیستم، به دل نگیرید.
⋆ یه وقتایی باطری اجتماعیم خالی میشه، در اون مواقع خودمو میزنم به شارژ تنهایی و یکم باید صبر کنید تا شارژ بشم. گاهی هم توی این دنیا پیش میاد حالم خوب نباشه، اون مواقع شارژ شدنم بیشتر طول میکشه.
⋆ همزاد های بنده موجوداتی هستند که موقع دیدن فیلم سر تکون میدادم و میگفتم سبحان الله! اینا توی خونه ما دوربین گذاشتن که اینا رو کپی از من ساختن؟ اولیشون که شرلوک از مجموعه Sherlock 2010 هست که ۹۹.۹۹۹۹٪ مطابقت داره. بعدش هم چندتا کاراکتر دیگه که میتونید توی دیلیم اسم و عکسشونو پیدا کنید.
⋆ کلا چیزایی که بتونن منو توضیح بدن یا دربارم باشن رو با #Me_core توی اینجا گذاشتم.
خیلی جذابم نه؟ ماشاءالله بگید چشم نخورم.🤝😂
دیدن هایکیو، باعث چیزهای سادهای که من احمق فراموششون کرده بودم رو به خاطر بیارم.
و با به خاطر آوردنشون اشک بریزم.
من بیشتر از ده ساله که عاشق والیبالم، اما درست از چندسال پیش دیگه نرفتم. دیگه حتی به خودم اجازه ندادم هیچ چیزی منو یاد والیبال بندازه. حتی دیگه هرگز ادیت های هایکیو رو هم ندیدم، مبادا برام یادآوری بشه چقدر عاشق والیبالم.
چون... چون از شکست خوردن و ضعیف بودن ترسیدم.
ازینکه آخرش به هیچ جا نرسم ترسیدم.
اینکه هیچوقت نتونم پاسور قابل اعتمادی باشم و بتونم راه رو برای بقیه اعضای تیمم باز کنم ترسیدم.
از اینکه پاس هامو نخوان ترسیدم.
از همه اینا ترسیدم و جا زدم.
ولی چطور نفهمیدم؟ همونطور که همه به آساهی گفتن، اینطور خودخواهانه جا زدن مزخرفه!
همونطور که به آساهی که درست مثل من توی وضعیت احمقانه گیر افتاده بود گفتن:
اگه والیبال رو دوست داری، همین دلیل برای توی زمین موندن و بازی کردنت کافیه!
چطور انقدر همه چیزو پیچیده کردم و اجازه دادم کمالگراییم برام داستان بسازه؟
مگه اصلا ته این دنیای فانی، چی باقی میمونه که من خودمو مجبور کنم فقط مثل یک ربات کار کنم!
ساکورا نو باکایارو!
تو عاشق والیبالی، برای همین الان و با دیدن این قسمت، اشک توی چشمات جمع شده!
هیچ دلیل دیگه ای مهم نیست! هیچ نکته دیگه ای مهم نیست! هیچ چیز دیگه ای اهمیت نداره!
فقط توی زمین بمون و کاری که همیشه دوست داشتی انجام بدی رو انجام بده، باکایارو!!!