سَراشیب.
هروقت توانستۍ کفش کسانۍ را کھ با آنها مشکل دارۍ جفت کنی اونوقت آدم شدی :) - میرزاحسینقليهمداني -
منشأ حبّ و بغضی که مبناش خدا نباشه، شرکه.
سَراشیب.
از عادت به جنایت، باید ترسید.
از عادت به شقاوت باید ترسید.
ولی از عادت به سعادت هم باید ترسید.
سَراشیب.
از عادت به شقاوت باید ترسید. ولی از عادت به سعادت هم باید ترسید.
عادت به معنای بیمعنایی.
تکرار بیخاصیت.
سازش.
خدا منو ببخشه
از اینکه به بهونهی کار داشتن از کنار تو بودن سرباز زدم.
گفتم وقت نمیکنم کار دارم
این وقت نداشته همهش صرف حال بد شد ..
من یادم نبود که شما به من نیاز ندارید
این منم که به شما نیاز دارم.