امروز داشتم تو آینه خودمو نگاه میکردم، به مامانم گفتم: نسبت به پارسال قدم بلندتر شده مگه نه؟
مامانم نگام میکنه میگه قدت دراز نشده ولی زبونت درازتر شده!😳😂
✍مهدیه موحدی پور
سرای طنز با تو طنزیم میشه
https://eitaa.com/SatireHall
داستانی زیبا و پند آموز از مولانا
اندر حکایت شکر و ناشکریهای ما آدمها
پیرمردتهیدستی زندگی را در فقر و تنگدستی میگذراند.
به سختی برای زن و فرزاندانش قوت و غذایی ناچیز فراهم میساخت.
از قضا یک روز که به آسیاب رفته بود،
دهقانی مقداری گندم در دامن لباسش ریخت.
پیرمرد خوشحال شد و گوشههای دامن را گره زد و به سوی خانه دوید.
در همان حال با پرودرگار از مشکلات خود سخن میگفت.
برای گشایش آنها فرج میطلبید و تکرار میکرد:
ای گشاینده گرههای ناگشوده،
عنایتی فرما و گرهای
از گرههای زندگی ما بگشای🤲
پیرمرد در همین حال بود، که ناگهان گرهای از گرههایش باز شد،
و تمامی گندمها به زمین ریخت.
او به شدت ناراحت و غمگین شد و رو به خدا کرد و گفت:
من تو را کی گفتم ای یار عزیز
کاین گره بگشای و گندم را بریز؟
آن گره را چون نیارستی گشود
این گره بگشودنت دیگر چه بود؟
پیرمرد بسیار ناراحت نشست تا گندمها را از زمین جمع کند.
ولی در کمال ناباوری دید دانههای گندم روی ظرفی از طلا ریختهاند.
مولانا
تو مبین اندر درختی یا به چاه
تو مرا بین که منم مفتاح راه
#پند_حکایت📚
سرای طنز با تو طنزیم میشه
https://eitaa.com/SatireHall
همیشه فکر میکردم کولرمون و یخچالمون خیلی صدا میده و رومخه حالا که جنگ تموم شده، شدن موزیک خوابم😂😂😂
#ساراکردی
سرای طنز با تو طنزیم میشه
https://eitaa.com/SatireHall
دیشب تو تلویزیون روانشناسه میگفت هر روز الکی ده دقیقه بخندید حالتون خوب میشه،
الان داشتم الکی یکم واسه تست میخندیدم مادرم منو دید، نیم ساعته زیر لب یسری دعا زمزمه می کنه فوت میکنه سمتم😂
✍د.م
سرای طنز با تو طنزیم میشه
https://eitaa.com/SatireHall
دیشب خیلی فکرم مشغول بود، نمیدونستم باید، براى کدوم یکی از دردهام تا صبح گریه کنم
هیچی دیگه، الان صبحه هنوز به نتیجه ای نرسیدم😳😜
✍طاها
سرای طنز با تو طنزیم میشه
https://eitaa.com/SatireHall
📘#حکایت_بهلول
روزی بهلول در قبرستان بغداد کلههای مردهها را تکان میداد. گاهی پر از خاک میکرد و سپس خالی مینمود.
شخصی از او پرسید:
بهلول! با این سرهای مردگان چه میکنی؟
گفت: میخواهم ثروتمندان را از فقیران و حاکمین را از زیر دستان جدا کنم، لکن میبینم همه یکسان هستند.
به گورستان گذر کردم صباحی
شنیدم ناله و افغان و آهی
شنیدم کلهای با خاک میگفت
که این دنیا، نمیارزد به کاهی
به قبرستان گذر کردم کم و بیش
بدیدم قبر دولتمند و درویش
نه درویش بیکفن در خاک خفته
نه دولتمند، برد از یک کفن بیش
#پند_حکایت📚
سرای طنز با تو طنزیم میشه
https://eitaa.com/SatireHall
رفتم دکتر، آزمایشم رو دیده میگه: قندت بالاست،
چربیت بالاست،
فشارت بالاست،
مرفه بیدرد، خوب تو این گرونی همه چیزت بالاست !!!😜
✍م.م
سرای طنز با تو طنزیم میشه
https://eitaa.com/SatireHall
بعضی از این مردم به خدا یه چیزیشون میشه😜
دیروز یه جایی بودم که چندتا از این روشنفکرنماها تشریف داشتن
یکیشون رو کرد به بنده و گفت اگه یه روز حکومت عوض بشه ! ما که راحتیم، تو چه جوری میخوای حجابتو برداری🧐؟؟
گفتم: عزیزم دلم، گیرم که حکومت عوض بشه
خدا که نمی خواد عوض بشه😉
کاش یاد بگیریم که حجاب نماز و روزه دستور خداوند هست.
نه حکوووووومت😅
#ساراکردی
سرای طنز با تو طنزیم میشه
https://eitaa.com/SatireHall
رفته بودیم مجلس ختم، میخواستم به صاحب عزا بگم غم آخرتون باشه، گفتم دفعه آخرتون باشه!
حالا من هیچی، اون چرا گفت چشم؟ 😂😂
سرای طنز با تو طنزیم میشه
https://eitaa.com/SatireHall
ﯾﻪ ﯾﺎﺭﻭﯾﯽ ﺩﺭ ﺧﻮﻧﻤﻮﻧﻮ ﺯﺩ و ﮔﻔﺖ:
ﺩﺍﺭﯾﻢ ﺑﺮﺍ ﺍﻫﺎﻟﯽ ﺍﯾﻦ
ﻣﺤﻞ ﯾﻪ ﺍﺳﺘﺨﺮ ﻣﺠﺎﻧﯽ میساﺯﯾﻢ.
ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﻣﯿﺸﯿﻢ ﺷﻤﺎﻡ ﺩﺭ ﺣﺪ ﺗﻮﺍﻧﺘﻮﻥ ﮐﻤﮏ ﮐﻨﯿﺪ …
ﺑﺎﺑﺎﻣﻢ ﯾﻪ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺁﺏ ﺑﻬﺶ ﺩﺍﺩ 😅🤣
ﻧﺨﻨﺪ ﺗﻮﺍﻧﻤﻮﻥ ﻫﻤﯿﻦ قدر ﺑﻮﺩ 😂😂
سرای طنز با تو طنزیم میشه
https://eitaa.com/SatireHall
📘#حکایت_بهلول_دانا
بهلول سکه طلایی در دست داشت و با آن بازی میکرد. شیادی چون شنیده بود بهلول دیوانه است، جلو آمد و گفت: اگر این سکه را به من بدهی، در عوض ده سکه را که به همین رنگ است،
به تو میدهم!
بهلول چون سکههای او را دید، دانست که سکههای او از مس است و ارزشی ندارد. به آن مرد گفت: به یک شرط قبول مینمایم!
سپس گفت: اگر سه مرتبه مانند الاغ عرعر
کنی. شیاد قبول نمود و مانند خر عرعر نمود!
بهلول به او گفت: تو با این خریت فهمیدی سکهای که در دست من است از طلاست، چگونه من نفهمم که سکههای تو از مس است؟
#پند_حکایت📚
سرای طنز با تو طنزیم میشه
https://eitaa.com/SatireHall