یکی از ویژگیهای مهم نون بربری
اینه که،
اگر از صبح بمونه، عصر میتونی به عنوان
جلیقهی ضد گلوله ازش استفاده کنی 😂
آخه خوش انصافا اینهمه پول آرد و گندم و برق و...
حالا پول ما هیچی😢
مورد داشتیم نوک گنجشک شکسته😅
پ.ن لطفاً مسئوولین رسیدگی کنند دیگه...
آش خوب نیست، آشپزو عوض کنن😂
✍ صفایی
سرای طنز با تو طنزیم میشه
https://eitaa.com/SatireHall
🔸 مشایه سواری
از شربت و دمنوش و چای روضه سیرابم
از بس که فولم کنج موکب تخت میخوابم
هرچند گرمای هوا و تابش خورشید
هی راه رفته دمبهدم بر روی اعصابم
با مای بارد آتشم خاموش میگردد
موکب به موکب مست از جام می نابم
ملت همه سرگرم خدمت بنده هم گاهی
در راستای امر خدمت کشک میسابم
هرجا رسیدم از پذیرایی کمی خوردم
از بس که اینجانب مبادی به آدابم
بعد عمود اولی رفتم صف ماساژ
ماساژِ مفتی هم دوچندان کرد شادابم
هرچند پای رفتنم تاول زد از اول
بر دوش مرکب میروم از عشق اربابم
این اربعین هم طی شد و تا اربعین بعد
هر لحظه از شوق زیارت سخت بیتابم
✍فرشته پناهی
🎨 سولماز محمودینسب
سرای طنز با تو طنزیم میشه
https://eitaa.com/SatireHall
سرای طنز
طنز چیست؟ به زبان ساده، طنز هنر بیان واقعیتها به شکلی خندهدار و اغلب کنایهآمیز است. هدف اصلی طنز
عناصر کلیدی طنز:
برای اینکه یه چیزی طنزآمیز باشه، معمولاً چند تا عنصر با هم ترکیب میشن:
* اغراق (Hyperbole): بزرگنمایی بیش از حد یه واقعیت. مثلاً اگه بگیم یه نفر آنقدر لاغره که "اگه از کنار خیابون رد شه، مامور راهنمایی و رانندگی فکر میکنه خط کشیه!"
* کنایه (Irony): بیان چیزی برعکس اونچه که واقعاً منظورمونه، تا معنی اصلی رو برجسته کنیم. مثلاً اگه یه روز بارونی بگیم "چه هوای آفتابی و دلنشینی!"
* پارادوکس (Paradox): کنار هم قرار دادن دو مفهوم متضاد که در ظاهر غیرممکن به نظر میرسن، ولی در واقعیت معنی عمیقی دارن.
* بازی با کلمات (Wordplay/Puns): استفاده از کلماتی که چند معنی دارن یا کلماتی که صداشون شبیه به هم هست، برای ایجاد موقعیت خندهدار.
* غافلگیری (Surprise): تغییر ناگهانی در جریان داستان یا انتظار مخاطب که باعث خنده میشه.
خنده بر هر درد بیدرمان دواست😂
#طرحرمزگشاییازلبخندها
#بهوقتآموزش
#پارت2
سرای طنز با تو طنزیم میشه
https://eitaa.com/SatireHall
سرای طنز
💔 به مناسبت روز کارمند :
🔥 آدم زیادی...! 🔥
ای فاقد شمّ اقتصادی
در جامعه ، آدم زیادی
محکوم به سرنوشت محتوم
در کسوت کارمند محروم
سی سال ، شبانهروز ، کندی
جان، تا که به ریش خودنخندی!
مانند شکر ، در آب ، تحلیل
رفتی ، پسر تو کرد تحصیل
مو ، گشت سپید ، بر سر تو
از بهر جهیز دختر تو
یک عمر ، مواجب اداره
دادی همه بابت اجاره
نه کفش و نه جامه نوت بود
گر بود ، دوچرخه خودروت بود
نه سکه ، نه اسکناس داری
یک دست فقط لباس داری
آنی که نخورده میوه ی فصل
یک وعدۀ سیر نسل در نسل
گاهی که غذای سیر خوردی
نانِ جو ِ بی پنیر خوردی
روزی که غذا عدس پلو بود
ریشت به هزار جا گرو بود
تفریح تو در جهان فانی
بودهست فقط کتابخوانی
سودی که تو را کتاب آورد
این بودکه چشمت آب آورد!
در دوسیه ی سوابق تو
یک حکم نبود لایق تو
آورد زمانه در ستوهت
نفزود به پایه و گروهت
آقای شریف کارفرما
یکدفعه نگفت: هان! بفرما:
این کیسه برنج توی انبار
منهای حقوق، مال سرکار
پاداش خلوص و صدق و صافی
کی داد تو را حقوق کافی؟
تا آن که برای روز پیری
هنگام کهولت و اسیری
در چنتۀ خود کنی پسانداز
تاخودنشوی به فقر دمساز
هر چند به دوره ی تقاعد
فقر است هماره در تصاعد
از کار تو روزگار بی پیر
بنگر که چگونه کرد تقدیر
پابست ودهان،گشاددستت
دفترچه ی بیمه داد دستت
با تیر بلا نشانهات کرد
راهی به مریضخانهات کرد
افزود تو را به جمع آفات
باپوکی استخوان،پروستات
همراه فشار خون، رسیده
در خون، نمکت به آب دیده
توی شکم تو کرده بلوا
با سنگ مثانه سنگ صفرا
با قند و کلسترول که داری
کی پلک به روی هم گذاری
یک گوشه دلت، هزارزخمست
سرتاسر چهرۀ تو اخم است
عمر تو رسیده فوق پنجاه
ایام حیات گشته جانکاه
از فرط فشار و نادرستی
هرعضو شده دچارسستی
مفلس شدهای در این زمانه
نه خرج عمل(!) نه خرج خانه
آنی که ز فرط بد بیاری
خودهم شدهای زخودفراری
ای بوده هماره یار «شاطر»
چون او به زمانه بار خاطر
در زندگیای چنین اسفبار
خود را زچه کردهای بدهکار
درشرع که شبه فرض،قرضست
اما نه برای چون تو فرض است
این گونه که زیر بار وامی
معلوم بود که بی دوامی
گیرم به سلامتی چو مُردی
تشریف از این دیار بردی
غیر از بدهی که میگذاری
میراث گرانبها چه داری؟
القصه در این اواخر کار
در وادی قرض، گام مگذار
بر بند دو دیده ی طلب را
بنشین،بشمارروزوشب را
آنگونه بزی که درخورنداست
شایستۀ فرد کارمند است
اینجا که به ارزنی نیرزی
نگذار به گور خود بلرزی!
🥀عباس خوش عمل کاشانی🥀
سرای طنز با تو طنزیم میشه
https://eitaa.com/SatireHall
📸 واکنش استاد شفیعی کدکنی به اهانت زینب موسوی، به فردوسی بزرگ
سرای طنز با تو طنزیم میشه
https://eitaa.com/SatireHall
#تیکهطنز
انگشت نمک، خروار نمک
(مجله گل آقا)
کی از کدام کشور خوشش میآید؟
معلم جغرافیا: کره
دریانورد: بحرین
بچه: آلاسکا
میوهفروش: پرتقال
آدم تشنه: کانادا
😂😂
✍دکتر شهریاری
سرای طنز با تو طنزیم میشه
https://eitaa.com/SatireHall
پس از مختصری جنگ
شده عرصه بر او تنگ
سر بیمخ او خورده به یک سنگ
😂😂
✍محمد خرمشاهی
سرای طنز با تو طنزیم میشه
https://eitaa.com/SatireHall
شمع و گل و پروانه، باز این چرخه تکراری،
داد قطعی برق آمد، باز هم بــا چه وقــاری
مه و خورشید و فلک، گویی یک تیم حرفهای
که قطع برقشان، شده یک سنت ملی
گفتند: قطع کنید تا بفهمند ارزش نور را
غافل از اینکه اینجا، همه میخواهند فقط عبور را
از این اوضاع و احوال، دل ما شد دریای درد،
خنده بر لب میکاریم، دنبال غممان نگـرد
شاید روزی بیاید، برقها بیحساب و کتاب،
شمع و گل و پروانه، بزنند جشن آفتاب
نمیدانم چه گویم، جز هذیان و هزل و فکاهه
شما بگذار به حساب طنز فاخرانه
بیا بخندیم بر این درد بیدرمان
که خنده بر هر دردی دواست
✍ صفایی
سرای طنز با تو طنزیم میشه
https://eitaa.com/SatireHall