«اینجا بویِ تمامِ حرفهایی را میدهد که به گلویم گیر کردند و هرگز نگفتم.»
@Saveme222
«من از خودم خستهام، مثل کسی که تمامِ عمرش را در یک مزارِ کوچک زندگی کرده باشد.»
@Saveme222
«حتی سکوت هم در اینجا بویِ خون میدهد؛ خونِ تمامِ رویاهایی که کُشته ام»
@Saveme222
«کتابهایم را یکییکی بستهام، تا ببینم چقدر از قصههای من، به خاک سیاه نشسته است.»
@Saveme222
«من در خودم، یک گورستانِ بینام و نشان دارم که تنها در شب، قابل دیدن است.»
@Saveme222
«در سکوتِ مطلق فرو رفتم، نه برای آنکه چیزی بشنوم، بلکه برای آنکه بشنوم چقدر از من، در میان این همهمه گم شده است.»
@Saveme222
من درحال ساختن چرت ترین سناریو ی ممکن با رفیقم چون صرفا یه خواب دیدم..
@Saveme222