eitaa logo
𝙎𝘼𝙔𝙀
9.9هزار دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
723 ویدیو
1 فایل
"𝙎𝘼𝙔𝙀". مثل سایہ ڪنارتم🫴🏻 ‌ . 𐚁̸˖ ֢♥️ادمین 🫵🏻♥️ @Baran_HQ ֢
مشاهده در ایتا
دانلود
از دست دادن خیلی جاها مساوی به دست آوردنه ... وقتی یه آدم سمی رو از دست میدی فرصت برای بودن تو یه رابطه ی سالم رو بدست اوردی ...
درونم بغض بی‌رحمی‌ست ؛ اما کم نیاوردم ...
هدایت شده از حکایت های شیرین
تازه عقد کرده بودم که گفتند مادرشوهرم افتاده و پاش شکسته...شوهرم بهم گفت باید بیای خونه ما و به مادر مریضم کمک کنی...شوهرم اکثر وقتها میرفت ماموریت کاری.‌..توی خونه من و مادرشوهرم تنها بودیم... اونروزم صبح همسرم برای مأموریت رفته بود شمال کشور‌‌... از مادرشوهرم اجازه گرفتم یکساعتی به مادرم سربزنم و برگردم...چندتا خیابون اونطرفتر یادم اومد گوشیمو با خودم نبردم برای همین فورا برگشتم خونه مادرشوهرم..کلید رو انداختم و‌در رو باز کردم... ولی توی هال با دیدن اون صحنه تا مدت زیادی لال شدم👇 https://eitaa.com/joinchat/2743140653Cdb0733b008
‌ تجربه ازدواج اشتباه در ۱۴ سالگی ♨️ : سلام ممنون از کانال خوبتون منم میخوام از تجربه ازدواج خودم توی ۱۴ سالگی بگم و داستان از اینجایی شروع شد که ما رفت آمد زیادی با فامیل داشتیم و پسرخاله مامانم که منو دیده بود اومد خواستگاری و به ظاهر همه چیز خوب بود تا اینکه بعد عقدمون متوجه این شدم این آقا میخواد دور از چشم من . . . 😓 😭ادامه تجربه این دختر عزیزمون . . .👉🏻 ‌
📛 درس امروزِ مدرسۀ دخترانۀ میناب، وطن بود
درهوای تو...🥂♥️ ᥫ بعد از خداحافظی با عزیز خانوم سوار که شدیم جوری ماشین رو روشن کرد و پاش رو روی‌ گاز گذاشت که لاستیک ها جیغ بلندی کشیدن و ماشین از جاش کنده شد. استرس داشت خفه م میکرد. تنم هنوز از کمربند های دفعه قبل کبود بود. هر چند ایزد واسه آزار دادنم همیشه روش های متفاوتی داشت. اینبار نمیدونستم قراره چه بلایی سرم بیاره. سرعت رو که بیشتر کرد تقریبا داشتم توی صندلی محو میشدم. چسبیده بودم بهش و چشمام رو بستم. هر لحظه منتظر بودم تصادف کنیم. ﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
درهوای تو....🥂♥️ ᥫ سرعت رو که بیشتر کرد تقریبا داشتم توی صندلی محو میشدم. چسبیده بودم بهش و چشمام رو بستم. هر لحظه منتظر بودم تصادف کنیم. صدای نیشخندش باعث شد به خودم بیام. به طرفش سر چرخوندم و ایزد با طعنه گفت: -اگه ازم اینجوری میترسیدی خیلی از غلطا رو نمیکردی آب دهنم رو قورت دادم: -ولی...من ازت میترسم سرش رو تکون داد و با لحن ترسناکی گفت: -معلوم میشه اونقدر سرعت ماشین زیاد بود که لال شدم،والا از همونجا شروع میکردم به تعریف ماجرا میگفتم که اون‌ روز توی بیمارستان چه بلایی سرم اومد. وقتی بالاخره به خونه رسیدیم روح از تنم پرواز کرد بخدا که دیگه طاقت کتک جدید رو نداشتم. ﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
🔴آخرین سخنرانی آیت‌‌الله العظمی شهید سیدعلی حسینی خامنه‌ای ◾️ملّت ایران درس‌های اسلامی و شیعیِ خودش را خوب بلد است؛ می‌داند که چه‌ کار کند. امام حسین(ع) فرمود: مِثلی لا یُبایِعُ مِثلَ یَزید؛ کسی مثل من، با کسی مثل یزید بیعت نمی‌کند. ◾️ملّت ایران در واقع می‌گویند: ملّتی مثل ما، با این فرهنگ، با این سابقه، با این معارف عالی، با سردمدارانی مثل افراد فاسدی که امروز در آمریکا بر سر کارند، بیعت نخواهد کرد. ۱۴۰۴/۱۱/۲۸
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔈 لحظه اعلام شهادت امام خامنه‌ای در حرم امام حسین(ع) .