.
ּ 𖥔 𓄼 ּ ִ ۫ ˑ ֗ ִ ּ ִ ۫ ˑ ֗ ִ ּ ִ ۫
Laugh No one cares about grief
بخند هیچکس به غمت اهمیت نمیده.
ּ ִ ۫ ˑ ֗ ִ ˑ ּ 𖥔 𓄼 ࣪⠀ ּ ִ ۫ ˑ ֗ ִ
درهوای تو...🥂♥️ ᥫ
#پارت_۱۹۵
یه قدم که به عقب برداشتم سرش رو به علامت نه تکون داد:
-یه قدم دیگه بردار ببین چه بلایی سرت میارم
-ایزد...غلط کردم
گفته بودم،غلط کردن رو خوب میدونستم.
بابام بهم یاد داده بود.
وقتایی که بهم مواد نمیداد بابت تمام کارای کرده و نکردم به غلط کردن میافتادم.
انگشتای بلندش رو روی گونه ی یخ زده م کشید و بی روح لب زد:
- زوده خوشگلم
هنوز که کاری نکردیم
گونه هام رو با انگشت شست لمس کرد و گفت:
-از خونه من دزدی میکنی؟
از خونه شوهرت؟
چی میخواستی ؟
پول مواد خودت و داداشت و جور کردی؟اره؟!
نفسم بالا نمیاومد.
یاد روزایی افتاده بودم که برای یه ذره مواد باید جیب بری میکردم.
ایزد فهمیده بود که اعتیاد داشتم.
دستش رو توی جیبش فرو کرد و سرنگ رو که بیرون آورد استخوان هام تیر کشید:
-اینو که خوب میشناسی
نگاهم روی مواد زرنگ رنگ قفل شد و آب دهنم رو قورت دادم.
سرنگ رو روی میز گذاشت و دستش به طرف کمربند رفت.
بوی چرم که مشامم رو پر کرد بند دلم پاره شد:
-امشب بهت حق انتخاب میدم
کمـ.ربند یا سرنگ!
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
درهوای تو...🥂♥️ ᥫ
#پارت_۱۹۶
من اون لحن رو میشناختم.
من حرفا و تحقیرای بعدش رو بلد بودم.
من استخوان دردای بعدش رو خط به خط میدونستم.
نگاهم روی سرنگ قفل شد،دلم برای خماری بعدش میرفت،آدمای معتاد تا آخر عمر نمیتونستن ترک کنن.
اما اون کار ایزد هم بی دلیل نبود، میخواست من رو بشکنه.
میخواست از تحقیر شدنم لذت ببره.
اصلا فرقی هم نداشت کدوم رو انتخاب کنم.
آروم آروم و با حوصله زیر پاهاش لهم میکرد.
ولی من دیگه نمیخواستم به اون زندگی نکبتی برگردم.
هوران با فلاکت پاک نشده بود که حالا دوباره شروع کنه.
نگاهم رو با بدبختی از روی سرنگ برداشتم.از روی موادی که تنم برای داشتنش فریاد میکشید.
کمـ.ربند هنوز توی غلاف کـ.مرش بود.
ابرویی بالا انداخت و گفت:
-هر کدوم و خواستی فقط کافیه دست دراز کنی و برداریش
باید یاد بگیری واسه خواسته هات تلاش کنی
اگه سرنگ رو انتخاب میکردم بعد از تزریق فقط مسـ.تی و خمـ.اری و حال خوب بود.
اما کمـ.ربند درد بود و درد و درد.
دستام میلرزید وقتی جلو رفت.
نگاه ایزد برقی زد و همراه دستام حرکت کرد
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏