eitaa logo
𝙎𝘼𝙔𝙀
9.9هزار دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
727 ویدیو
1 فایل
"𝙎𝘼𝙔𝙀". مثل سایہ ڪنارتم🫴🏻 ‌ . 𐚁̸˖ ֢♥️ادمین 🫵🏻♥️ @Baran_HQ ֢
مشاهده در ایتا
دانلود
در هوای تو...🥂♥️ ᥫ اسی ساندویچ رو پایین آورد،حالا اونم مثل من ناراحت بود. نمیخواستم غذاش رو زهر کنم اما دیگه دست خودم نبود: -من فکر کردم با از ما بهترون شوهر کردی حالت خوبه خودم و زدم به در بیخیالی گفتم کجای کاری اسی خان اگه به تو نرسید لااقل الان حالش خوبه تو تخت خواب می‌خوابه راننده و خدم و حشم داره شوهرش آدم حسابیه پس چرا اینقدر حالت خرابه این حال و روزت واسه چیه؟ به جون هوری اینو از همون اول که زنگ زدی میخواستم بپرسم ولی روم نشد لب هام خشک شده و با زبون کشیدن هم تر نمیشد. به دروغ گفتم: -شوهرم خیلی خوبه اسی مادر شوهرم خیلی دوستم داره اصلا هیچ مشکلی ندارم ولی پریشب هادی اومد خونم یه مهمونی رودربایستی دار داشتیم مجبورم کرد بهش پول بدم اسی دندون روی هم سابید و ساندویچ رو روی کمد کنار تخت کوبید و گفت: -پسره ی نسناس گردنش و میشکنم مگه‌ نمیدونه... بغضم‌ رو قورت دادم و سعی کردم آرومش کنم: -تقصیر خودم بود... نباید بهش چیزی میدادم ﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
+ من تمام عمرم رو روی این کار گذاشتم. - میدونیم و خیلی هم هیجان زده ایم، اما یکم ترسیدیم. + تنها چیزی که باید ازش بترسیم، خود ترسه.    -
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
𝇁𝇃𝇂 ࣪𝗠𝘆 𝗹𝗼𝘃𝗲 𝗳𝗼𝗿 𝘆𝗼𝘂 𝗶𝘀 𝗲𝘁𝗲𝗿𝗻𝗮𝗹.🖤𐚁̸˖  ִ  ּ ۪𓂃 ֢ ֢ 𓂃 ִ  ּ ۪ ➖➖➖➖➖➖➖ J O I N : @Saye_orginal
بزرگ شدن یعنی بتونی صبر کنی و کار درستت رو ادامه بدی.
. ⏜͡︵ㅤׅㅤׄ ☆: 𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗵𝗲𝗮𝗿𝘁  ۪   ᯟ      ֢ ➖➖➖➖➖➖➖ J O I N : @Saye_orginal
کسی که واقعاً دوستت داره اسمت رو صدا نمی‌کنه برات یه اسم تازه می‌سازه، اسمی که قبل از اون وجود نداشته و فقط بین دوتاتونه.
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
𝇁𝇃𝇂 ࣪𝗠𝘆 𝗹𝗼𝘃𝗲 𝗳𝗼𝗿 𝘆𝗼𝘂 𝗶𝘀 𝗲𝘁𝗲𝗿𝗻𝗮𝗹.🖤𐚁̸˖  ִ  ּ ۪𓂃 ֢ 𝗦𝗶𝗹𝗲𝗻𝗰𝗲 ֢ 𓂃 ִ  ּ ۪ ➖➖➖➖➖➖➖ J O I N : @Saye_orginal
ادما به مرور عوض نمی‌شن مشخص می‌شن.
در هوای تو....🥂♥️ ᥫ بالاخره وقت رفتن رسیده بود. اسی کارای ترخیصم رو انجام داد و با مدارکم برگشت. انگار همه عادت کرده بودن به مردا احترام بیشتری بذارن. همینکه اسی همراهم بود مشکلات دفعه قبل پیش نیومد و راحت از بیمارستان بیرون زدیم. اسنپ گرفتم و اسی هم همراهم اومد.نگرانم بود و این رو از چهره ش میخوندم. به نزدیکای خونه که رسیدیم به اطراف نگاه دقیقی انداخت. میدونستم یه چیزی مثل خوره داره مغزش و میخوره. گوشیم رو از بعد از چند روز از توی کیفم بیرون آوردم و تازه متوجه شدم‌که خاموش شده. در حالیکه روشنش میکردم پرسیدم: -یه چی فکر میکنی؟ نفس کلافه ای کشید و گفت : -هوری...قدر این بالا بودن و بدون اون‌ پایین جز کثافت و لجن چیزی نیست میدونی چقدر میخوامت ولی اونجا به دردت نمیخوره برنگرد...رضا شیره ای منتظره برگردی تا دوباره... حرفش رو خورد و دیگه چیزی نگفت. خودمم خوب میدونستم اونجا چی در انتظارمه. دیگه رسیده بودیم به خونه. ماشین که‌نگه داشت اسی فورا پیاده شد. در سمت من رو باز کرد و به کمکش پیاده شدم و رو به راننده گفتم: -آقا رو برگردون همونجایی که‌ سوار  شدیم اسی آماده میشد که غر بزنه و از پول زیادی که دادم بگه اما صدای الناز ما رو به خودمون آورد: -هوران جون...تویی؟ این همه وقت کجا بودی عزیزم؟ ﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏