درهوای تو....🥂♥️ ᥫ
#پارت_۲۲۶
مردی که تتو داشت ریسه ها رو از روی زمین جمع کرد و با لبخند گفت:
-روی پیشنهاد ما!
-چه پیشنهادی ؟
صداش در کمال ارامش ترسناک بود.
همون صدای آروم و خونسرد.
همون صدایی که یکم خش داشت و هر بار که میشنیدم آرزو میکردم حتی یبارم که شده کنار گوشم قربون صدقه م بره.
اما فقط با شنیدنش تپش قلب میگرفتم.
مرد سر ریسه رو به رفیقش داد و گفت:
-خواهرتون خیلی با ذوق و استعداده
ما بهش پیشنهاد دادیم که باهامون کار کنه
حالا پشت سرم وایساده بود و من هرم نفس هاش رو حس میکردم:
-خواهرم؟
سوالش ته دلم رو خالی میکرد:
-بله...خیلی بهمون کمک کردن
تمام این ایده مال خودشونه
اگه اوکی بدن باهاشون قرارداد با دستمزد عالی میبندیم
نزدیک بود قبض روح شم،کاش اون مرد ساکت میشد.
ایزد نفسش رو با صدا بیرون فرستاد و لب زد:
-چه جالب ،خواهرم هنرمنده
من اون لحن رو میشناختم،ذهن مریض و شکاکش داشت سناریو مینوشت.
دستش رو دور پهلوم انداخت و من رو به طرف در هدایت کرد.
پسری که روی نردبون وایساده بود گفت:
-لطفا شما باهاشون صحبت کنید
دیروز و امروز خیلی به ما کمک کردن
ایزد نگاهی به نیم رخم انداخت و با لحن خاصی گفت:
-حتما صحبت میکنم!
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
𝇁𝇃𝇂 ࣪𝗠𝘆 𝗹𝗼𝘃𝗲 𝗳𝗼𝗿 𝘆𝗼𝘂 𝗶𝘀 𝗲𝘁𝗲𝗿𝗻𝗮𝗹.🖤𐚁̸˖
ִ ּ➖➖➖➖➖➖➖
J O I N : @Saye_orginal
+ من تمام عمرم رو روی این کار گذاشتم.
- میدونیم و خیلی هم هیجان زده ایم، اما یکم ترسیدیم.
+ تنها چیزی که باید ازش بترسیم، خود ترسه.
-
375.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
𝇁𝇃𝇂 ࣪𝗠𝘆 𝗹𝗼𝘃𝗲 𝗳𝗼𝗿 𝘆𝗼𝘂 𝗶𝘀 𝗲𝘁𝗲𝗿𝗻𝗮𝗹.🖤𐚁̸˖
ִ ➖➖➖➖➖➖➖
J O I N : @Saye_orginal