و این دنیا همیشه، مدیون کسانی خواهد بود که در خلوت خودشان عاجزانه گریستهاند، ولی سعی کردهاند که قوی بمانند.
18.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دارک ترین پایانی که وجود ندار...))
➖➖➖➖➖➖➖
J O I N : @Saye_orginal
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
𝇁𝇃𝇂 ࣪𝗠𝘆 𝗹𝗼𝘃𝗲 𝗳𝗼𝗿 𝘆𝗼𝘂 𝗶𝘀 𝗲𝘁𝗲𝗿𝗻𝗮𝗹.🖤𐚁̸˖
ִ ּ ۪𓂃 ֢ ➖➖➖➖➖➖➖
J O I N : @Saye_orginal
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
𝇁𝇃𝇂 ࣪𝗠𝘆 𝗹𝗼𝘃𝗲 𝗳𝗼𝗿 𝘆𝗼𝘂 𝗶𝘀 𝗲𝘁𝗲𝗿𝗻𝗮𝗹.🖤𐚁̸˖
ִ ּ ۪𓂃➖➖➖➖➖➖➖
J O I N : @Saye_orginal
در هوای تو....🥂♥️ ᥫ
#پارت_۲۳۱
تلفنم که دوباره زنگ خورد و شماره الناز روی صفحه ظاهر شد نفس کلافه ای کشیدم.
کاش ولم میکرد و خودش میومد و کاراش رو انجام میداد.
یا به ایزد میگفت.
اونکه بلد بود قلدر بازی در بیاره و دم عروسی صورتم رو کـ.بود کنه،کارای زنشم انجام میداد.
نفسم رو با صدا بیرون فرستادم و تماس رو برقرار کردم:
-الو ...هوران جون
-سلام عزیزم
-سلام گلم...دوباره یه زحمتی برات دارم
البته میدونم کاری نداری و خونه ای واسه همین گفتم به خودت بگم
شقیقه م رو با نوک انگشت ماساژ دادم و گفتم:
-آره خونه م...بگو...
-به خدمتکارا سپردم ولی انگار هر کدوم شون مشغولن
حتی فریبا هم گوشیش و جواب نمیده
بی زحمت شما برو نظافت و تمیزی سالن و حیاط و چک کن
اگه تمیز نبود خودت انجامش بده
دلم نمیخواد خونه واسه فردا شب کثیف و بهم ریخته باشه
اخمام رو توی هم کشیدم و گفتم:
-اما خونه خدمتکار داره...اونا...
-میدونم عزیزم
واقعا شرمنده م مزاحمت شدم
اگه انجام نمیدی به ایزد بگم...
چند لحظه ای مکث کرد،انگار داشت با کسی حرف میزد و در مورد رنگ چیزی نظر میداد.
ولی من از حرص دستام مشت شده بود.
خونه خدمتکار داشت و به من میگفت برم و تمیزکاری کنم.
وقتی صحبتش تموم شد گفتم:
-به خدمتکارا میگم حواسشون باشه
-نه خودت انجام بده...من کار اونا رو قبول ندارم
فعلا باید برم عزیزم
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏