درهوای تو...🥂♥️ ᥫ
#پارت_۲۳۹
من اهل گناه نبودم مرد زن دار نمیخوام
این رو گفتم و پیش چشمایی که از عصبانیت در حال فوران بود گم شدم.
نموندم تا کتک بخورم،هر چند ممکن بود به خاطر عروسیش نزنه.
به هر حال اگه با سر و صورت کبود تو جمع ظاهر میشدم اصلا خوب نبود.
وارد اتاق که شدم تمام چایی ریخته بود توی سینی،اونقدر که دستام میلرزید.
نفهمیدم چی شد فقط وقتی به خودم اومدم که سینی و لیوان و ظرف خرما رو کوبیده بودم به دیوار.
شیشه های شکسته هر طرف افتاده بود و بهم دهن کجی میکرد.
بدون اینکه جمعش کنم برق رو خاموش کردم و رفتم توی تخت.پتو رو کشیدم روی سرم و بغضم ترکید.
انگار بمب توی گلوم منفجر شده بود،بدجوری میسوخت.
ـ
اون شب برام صبح نمیشد،فردا شبم اوضاع بدتر میشد.
شبای بعدم باید با گریه میخوابیدم.
هر شب میدیدم شون که لباس پوشیدن و با هم میرن تو یه اتاق
تصور میکردم روی یه تخت خوابیدن
احتمالا بزودی الناز حامله میشد و اونقدر خوشبخت میشدن که من براشون لکه ننگ میشدم.
یه موجود اضافه، یه مگس مزاحم.
اونقدر اشک ریختم و غصه خوردم که نفهمیدم کی خوابم برد.
البته اگه میشد اسمش رو خواب گذاشت.
همش کابوس میدیدم.انگار تب داشتم.
تنم توی آتیش میسوخت و کسی نبود خاموشم کنه.
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
یکی بهم گفت اصلا مهم نیست که بیست نفر بهش پیام میدن مهم اینه که قبل از همه جواب منو میده .
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
𝇁𝇃𝇂 ࣪𝗠𝘆 𝗹𝗼𝘃𝗲 𝗳𝗼𝗿 𝘆𝗼𝘂 𝗶𝘀 𝗲𝘁𝗲𝗿𝗻𝗮𝗹.🖤𐚁̸˖
ִ ּ➖➖➖➖➖➖➖
J O I N : @Saye_orginal
اگه یه روز ارتباطمون به هر دلیلی قطع شد نگرانِ فاش شدن راز هایی که پیش من دارید نباشید ، اونا با من دفن میشن .