4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اشکهمسرشوجلودانشجوهاشدرآورد!
➖➖➖➖➖➖➖
J O I N : @Saye_orginal
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چطوری فهمیدی یه نفر عاشقت شده؟!
➖➖➖➖➖➖➖
J O I N : @Saye_orginal
درهوای تو...🥂♥️ ᥫ
#پارت_۲۵۶
حالا غده توی گلوم سر باز کرده بود.
نمیتونستم خودداری کنم و بروم نیارم.
داشتم دق میکردم.
اون شب همه شاد بودن.
دوست و آشنا در حال خوردن و نوشیدن و رقصیدن بودن اما من قلبم داشت میترکید.
با قدمای بلند به طرف یکی از اتاقا رفتم و واردش که شدم بغضم ترکید.
دیگه نفس نداشتم.
همونجا به در تکیه دادم و هق زدم.
دنیام سیاه شده بود،آخه اون چه سرنوشتی بود که من داشتم.
از اینجا مونده و از اونجا رونده.
با مردی که من رو نمیخواست.
دوستم نداشت و هر روز قلبم رو میشکست.
دستم رو روی قلبم گذاشتم و گریه کردم.
کی اون روزا تموم میشد ؟
هیچ وقت.
حالا بعد از این باید با زنش میدیدمش.
وقتی عاشقانه همدیگه رو بغ.ل کردن و تلویزیون میبینن.
صداشون رو از توی اتاق میشنیدم و هر بار میمردم.
با ضربه ای که به در خورد به خودم اومدم:
-هوران جان اونجایی؟
بیا دختر...بیا مردم فکر بد میکنن
با گریه هیچی درست نمیشه
-عزیز خانوم...نمیتونم...
بخدا دارم دق میکنم
-تو میتونی...
از اولش نباید قبول میکردی
دیگه الان نمیتونی پا پس بکشی
-عزیز...قلبم داره میترکه
-میدونم قربونت بشم...میدونم
ولی بیا...
اگه تو نباشی حرف مفت پشتت میزنن
بیا عروس و داماد میخوان برقصن
باید شاباش بدیم
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
درهوای تو...🥂♥️ ᥫ
#پارت_۲۵۹
لبخند زورکی روی لبام کاشتم و دستش رو آروم فشار دادم:
-بریم آفاق خانوم
باید به عروس و داماد شاباش بدیم
من احتیاج به دلسوزی نداشتم ،اگه چشمای پر از اشک عزیز خانوم نبود شاید زودتر از اینا کم میاوردم.
اون زن نباید غصه من رو میخورد برای همین دستش رو گرفتم و به طرف سن رفتیم.
دیجی رقص رو رهبری میکرد.
هیچ کس اجازه نداشت برای دادن شاباش جلو بره تا اونا میرقصیدن.
همه دور سن جمع شدیم و رقص رو تماشا کردیم.
یاد اون دکلمه افتادم که هر بار گوش میدادم بغض میکردم.
اون شب عجیب به حال و روزم میاومد.
میگفت:
-تو را من دیده ام با او
بماند حال و احوالم
بهم میآمدید اما
تو سهم قلب من بودی
ایزد سهم قلب شکسته ی من بود اما عشق یه طرفه ی من راه به جایی نداشت.
باید میدیدمش که با زن دیگه ای میرقصه و بهش لبخند میزنه.
عجیب قلبم تیر میکشید.
بغض تا چشمام بالا اومده بود و اشک پشت پلکام صف کشیده و منتظر باریدن بود.
وقتی دستش رو دور الناز حلقه کرد دلم هری ریخت.
لبخند غمگینی زدم.
چقدر نامرد مردونه میرقصید.
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دیگه برام ارزشی نداره💔🥲
➖➖➖➖➖➖➖
J O I N : @Saye_orginal
*علم روانشناسی میگه :
آخرین نفری که قبل از بستن چشات میاد تو ذهنت
یا دلیل خوشحالیته یا دردت!
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دوست داشتن زیادی تهش اینه:
➖➖➖➖➖➖➖
J O I N : @Saye_orginal