eitaa logo
𝙎𝘼𝙔𝙀
9.9هزار دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
734 ویدیو
1 فایل
"𝙎𝘼𝙔𝙀". مثل سایہ ڪنارتم🫴🏻 ‌ . 𐚁̸˖ ֢♥️ادمین 🫵🏻♥️ @Baran_HQ ֢
مشاهده در ایتا
دانلود
➖➖➖➖➖➖➖ J O I N : @Saye_orginal
😔✋اینـجــا    😔✋آدمهـــا       😔✋مـال هـم          😔✋نمیـــشن             😔✋فقط آرزوی                😔✋هــم میــشن 💔.............اینجا مجازیه............
بدترین دشمن برای هر آدمی، خودشه! اونجا که باید رها کنی، اما نمی‌کنی. باید پای خواستت بایستی، اما نمی‌ایستی. نباید مدام خودت رو سرزنش کنی، اما می‌کنی. گاهی وقتا آدما دشمنی‌شون رو می‌کنن و میرن، ولی ما به جاشون دشمنی رو با خودمون ادامه میدیم. رنج اینجاست …
➖➖➖➖➖➖➖ J O I N : @Saye_orginal
یکی از عجیب ترین حس‌ها اونجاییه که پیش خودت فکر میکنی "چقدر دلم واسه این لحظه تنگ میشه " در حالی که هنوز تموم نشده...
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سخته دیدنش🥲💔 ➖➖➖➖➖➖➖ J O I N : @Saye_orginal
- میگفت برام مهم نیست . . ولی انگار بعد اون دیگه نمیتونست لبخند بزنه :)
درهوای تو...🥂♥️ ᥫ با لباسای پاره و قلبی که داشت منفجر میشد. ولی برعکس من الناز با لباس عروس منتظر بود که شوهرش بیاد و از تنش در بیاره. با ناز بره کنار و ایزد... صدای بستن در اتاقشون رو که شنیدم تن سست شده م رو به طرف کمد کشیدم و لباسام رو عوض کردم و توی تخت خزیدم. ﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
درهوای تو...🥂♥️ ᥫ لعنت به من که بی خوابی زده بود به سرم و هر کاری که میکردم خواب به چشمام نمی‌اومد. همش فکر میکردم الان توی اون اتاق دارن چکار میکنن. با تصور اون شب احساس خفگی میکردم. چرا اون شب لعنتی تموم نمیشد. دستم رو روی گلوم کشیدم و از تخت پایین رفتم. گلوم مثل کویر خشک شده بود. لیوان خالی رو از روی پاتختی برداشتم و جلوی در که رسیدم درمونده و مضطرب بهش خیره شدم. اگه الناز یا ایزد رو میدیدم چطوری باید توی چشماشون نگاه میکردم انگار کار خلافی کرده بودم که اونجوری خجالت میکشیدم. آب دهنم رو قورت دادم،گلویی که اونقدر بغض توش نشسته بود حس میکردم زخم شده بالاخره با خودم کنار اومدم و در اتاق رو باز کردم و وارد راهرو شدم. با چشمایی که حالا دو دو میزد به اتاق شون نگاهی انداختم،هیچ صدایی نبود. انگار اصلا توی اون خونه هیچ آدمی زندگی نمیکنه. اما هنوز چند قدم از اتاق فاصله نگرفته بودم که صدای ریزی گوشم رو پر کرد. ﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
➖➖➖➖➖➖➖ J O I N : @Saye_orginal
الان دقیقا اونجایم که فروغ فرخزاد میگه: «حال من بد نیست و یعنی هیچ جای بدنم درد نمی‌کند ولی اگر بخواهی حالم را عمیق‌تر جویا شوی باید به تو بگویم که به‌هیچ‌وجه از زندگی خوشم نمی‌آید…» .