Rauf & Faik6_144437349616535288.mp3
زمان:
حجم:
3.7M
‧ 𝅄 • 𝗠𝘂𝘀𝗶︪︩𝗰 #code : 43 𝅄ִ
֢ ➖➖➖➖➖➖➖
J O I N : @Saye_orginal ♪ִ
غمگینترین بیتی که شنیدم؟
اونجا که عفيف باختری گفته:
دیدم که برنداشت کسی نعشم از زمین
خود نعش خود به شانه گرفتم، گریستم.
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زندگی، همین شادیهای کوتاه ما بود؛
میان غمهای ممتد و ماندگار❤️🩹
➖➖➖➖➖➖➖
J O I N : @Saye_orginal
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من اگه پسر بودم، براى دخترى مثل خودم حاضر بودم دنيارو به خاك و خون بكشم.
➖➖➖➖➖➖➖
J O I N : @Saye_orginal
ترجیح دادم با خودِ مزخرفم تنها باشم؛ بهتر از بودن با آدمهای حقیری است که مدام سر هم کلاه میگذارند.
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تواینسکانسمنمباداوودشکستم💔
➖➖➖➖➖➖➖
J O I N : @Saye_orginal
درهوای تو...🥂♥️ ᥫ
#پارت_۳۰۹
کاش اسی ساکت میشد و میفهمید تا همین حالا هم اوضاعم اصلا خوب نیست.
نفس لرزونی کشیدم و برای ساکت کردنش گفتم:
-اسی ...لطفا بمون تا هادی بیاد
پیگیری کن همین امروز ازاد شه الان حالش خیلی بده
اسی ضربه ای به شونه م زد و نگاه برزخی ایزد رو ندید.
اما من حتی تند شدن نفس هاش رو هم متوجه میشدم:
-خیالت راحت هوری جون
بسپارش به خودم
دستش رو روی جیب مخفی شلوارش کشید و همراه با چشمک گفت:
-همچین بسازمش از روز اول بهتر شه
ایزد چشماش رو برای چند ثانیه بست تا خودش رو کنترل کنه.
وقتی اروم تر شد دوباره دستش رو روم گذاشت و گفت:
-بریم دیر شد ...خونه منتظرن
دوباره غم عالم روی دلم تلنبار شد،تازه یادم افتاده بود وسط عشق و حالش با عروس جدیدش مجبور شد
بیاد و زن اولش رو از بازداشتگاه در بیاره.
حق داشت که عصبانی باشه.
البته که حساب منم سنگین شده بود و ایزد هم کسی نبود که حساب رو دیر تسویه کنه.
به طرف ماشین هلم داد و من سرسری با اسی خداحافظی کردم.
حالا نفسم از ترس بالا نمیاومد.
در ماشین رو باز کرد و قبل از اینکه سوار شم فشاری به پ...هلوم آورد.
سرش رو نزدیک اورد و با همون لحن اروم کنار گوشم گفت:
-بریم که منم خانومم و...
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏