eitaa logo
𝙎𝘼𝙔𝙀
10هزار دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
740 ویدیو
1 فایل
"𝙎𝘼𝙔𝙀". مثل سایہ ڪنارتم🫴🏻 ‌ . 𐚁̸˖ ֢♥️ادمین 🫵🏻♥️ @Baran_HQ ֢
مشاهده در ایتا
دانلود
Rauf & Faik6_144437349616535288.mp3
زمان: حجم: 3.7M
‧ 𝅄 • 𝗠𝘂𝘀𝗶︪︩𝗰 : 43 𝅄ִ      ֢ ➖➖➖➖➖➖➖ J O I N : @Saye_orginal ♪ִ
چرا فرار میکنی: فرار نمیکنم فقط میخوام از ادما دور باشم
➖➖➖➖➖➖➖ J O I N : @Saye_orginal
غمگین‌ترین بیتی که شنیدم؟ اونجا که عفيف باختری گفته: دیدم که برنداشت کسی نعشم از زمین خود نعش خود به شانه گرفتم، گریستم.
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زندگی، همین شادی‌های کوتاه ما بود؛ میان غم‌های ممتد و ماندگار❤️‍🩹 ➖➖➖➖➖➖➖ J O I N : @Saye_orginal
حقیقت اینه: در این دنیا یا باید دروغگو ها را تحمل کنیم، یا تنها زندگی کنیم.
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من اگه پسر بودم، براى دخترى مثل خودم حاضر بودم دنيارو به خاك و خون بكشم. ➖➖➖➖➖➖➖ J O I N : @Saye_orginal
ترجیح دادم با خودِ مزخرفم تنها باشم؛ بهتر از بودن با آدم‌های حقیری است که مدام سر هم کلاه می‌گذارند.
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تواین‌سکانس‌منم‌باداوودشکستم💔 ➖➖➖➖➖➖➖ J O I N : @Saye_orginal
احتیاج دارم به یه خوش حالی از ته دل ➖➖➖➖➖➖➖ J O I N : @Saye_orginal
درهوای تو...🥂♥️ ᥫ کاش اسی ساکت میشد و میفهمید تا همین حالا هم اوضاعم اصلا خوب نیست. نفس لرزونی کشیدم و برای ساکت کردنش گفتم: -اسی ...لطفا بمون تا هادی بیاد پیگیری کن همین امروز ازاد شه الان حالش خیلی بده اسی ضربه ای به شونه م زد و نگاه برزخی ایزد رو ندید. اما من حتی تند شدن نفس هاش رو هم متوجه میشدم: -خیالت راحت هوری جون بسپارش به خودم دستش رو روی جیب مخفی شلوارش کشید و همراه با چشمک گفت: -همچین بسازمش از روز اول بهتر شه ایزد چشماش رو برای چند ثانیه بست تا خودش رو کنترل کنه. وقتی اروم تر شد دوباره دستش رو روم گذاشت و گفت: -بریم دیر شد ...خونه منتظرن دوباره غم عالم روی دلم تلنبار شد،تازه یادم افتاده بود وسط عشق و حالش با عروس جدیدش مجبور شد بیاد و زن اولش رو از بازداشتگاه در بیاره. حق داشت که عصبانی باشه. البته که حساب منم سنگین شده بود و ایزد هم کسی نبود که حساب رو دیر تسویه کنه. به طرف ماشین هلم داد و من سرسری با اسی خداحافظی کردم. حالا نفسم از ترس بالا نمی‌اومد. در ماشین رو باز کرد و قبل از اینکه سوار شم فشاری به پ...هلوم آورد. سرش رو نزدیک اورد و با همون لحن اروم کنار گوشم گفت: -بریم که منم خانومم و... ﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏