درهوای تو...🥂♥️ ᥫ
#پارت_۳۲۴
صدای زنگ گوشی ایزد که بلند شد بالاخره از هم جدا شدن.
قلب منم از توی سینه م جدا شد.
دیگه نمیتونستم نفس بکشم.
برگشتم توی آشپزخونه و برای خودم یه لیوان آب سرد ریختم تا آتیشم خنک بشه.
صدای ایزد رو شنیدم که گفت:
-امشب؟ آخه مزاحم میشیم
نه فردا پرواز داریم احتمالا آخر هفته برگردیم یه شمال بچینیم بعدش
باشه ...پس امشب همو میبینیم!!
قبل از اینکه برای صبحانه بیان چاییم رو برداشتم و از در دیگه بیرون زدم.
ایزد میتونست برای عشقش صبحانه آماده کنه تا دستش درد نگیره.
وارد اتاقم که شدم نفسم بالا نمیاومد.
پنجره رو باز کردم و وارد بالکن شدم.
امشبم تنها بودم.
مثل تمام شب های ۵ سال گذشته.
تمام روزا و شبایی رو که تنهایی گذروندم.
با صدای پیامک گوشیم رو برداشتم.
آفاق خانوم بود:
-سلام عروس ...واسه شب چی میخوای بپوشی؟
به لحن بامزه ش لبخند زدم:
-سلام مادر شوهر ...مگه شب چه خبره؟
-عروسم عروسای قدیم
میومدن مادر شوهر و میبردن حموم
لباس خوشگل تنش میکردن و میبردنش مهمونی
اونوقت عروس آفاق خانوم از هفت دولت آزاده
به جای پیامک بهش زنگ زدم.
عزیز خانوم مادر شوهرم نبود،بلکه دوست و رفیقم بود.
صداش که توی گوشم پیچید گفتم:
-کمتر غر بزن آفاق خانوم
بهت نمیاد
-آخه من اگه شانس داشتم
عروسم الان یه دوست پسری،زیدی،رلی چیزی واسمپیدا میکرد
نه اینکه سینگل بگور بمونم و تو این خونه از تنهایی کپک بزنم
ابروهام بالا پرید و با تعجب گفتم:
-اینا رو از کجا یاد گرفتی؟
مادر من الان باید به فکر نماز و روزه باشی، توشه واسه آخرت جمع کنی!
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
خواستم بگویم:
« جوانی مان بر باد رفت »
دیدم علی صالحی بهتر توصیف کرده:
جوانیمان صرف دوام آوردن شد نه زندگی
سخت است بخندی و دلت غم زده باشد ،
هر گوشهای از پیرهنت نم زده باشد ،
سخت است به اجبار به جمعی بنشینی
وقتی دلت از عالم و آدم زده باشد . .
به گمانم ذهنیتی که آدم ها برای
هم به یادگار میگذارند از
همه چیز مهم تر است
وگرنه همه آمدهاند که یک روز بروند ..
.
داشتن یه قلب شکسته نشونه خوبیه!
نشون میده که لااقل برای بدست
آوردن یه چیز, تلاش کردی .