اشتباهی که تکراری بشه
عذرخواهی رو بیارزش میکنه.
عذرخواهیای که تکراری بشه
بخشیدن رو بیارزش میکنه.
بخشیدنی هم که تکراری بشه
رابtه رو بیارزش میکنه.
یه سری چیزا ارزششون به عادی نشدنشونه؛ مراقبشون باشیم!
Saye_orginal4_5854947289612696060.mp3
زمان:
حجم:
12.4M
📦آهنگکاملپستبالا
✈️@saye_orginal
هدایت شده از حکایت های بهلول
🔴عروس جوانی مادرشوهرش را کنار سگ می بست و غذای سگ به او می داد😱 ولی اتفاقی افتاد که همه را شوکه کرد😨
عروس جوانی در غیاب شوهرش ، مادر شوهر پیرش را داخل لانه سگ انداخت و به او غذای سگ میداد!
برای اینکه در نبود همسر، بدون هیچ مزاحمتی مردان غریبه را به خانه بیاورد و روابط پنهانی خود را دنبال کند.
هر زمان که پسر زن مسن تماس میگرفت عروس برای لحظاتی ظاهر اوضاع را مرتب میکرد و مادرشوهر را به اتاق خودش میبرد تا وانمود کند همه چیز عادی است. اما به محض پایان تماس، دوباره او را به لانه سگ بر میگرداند ...
یک شب در لانه سگ باز شد و کسی وارد شده که ....😳😱
https://eitaa.com/joinchat/4076011747Cda1df01f58
ادامه داستان واقعی 👉
ادامه داستان واقعی ☝️
هدایت شده از حکایت های بهلول
💔آغوش سرد بعد از طلاق 🖤
برگه طلاق را امضا کردیم و طلاق انجام شد دیگه تحمل زندگی با یک زن سرطانی رو نداشتم. وقتی خواستیم از دفتر طلاق خارج بشیم نسرین یهو اومد جلو بدون مقدمه گفت منو در آغوش بگیر… من گیج شده بودم! نمیدونم هدفش چی بود چون از هم جدا شده بودیم دیگه محرم نبودیم ولی رفتم جلو ازش علت درخواستش رو پرسیدم! گفت تحملشو داری؟ گفتم آره بگو...
⛔️ ادامه داستان بزن رو لینک ...
https://eitaa.com/joinchat/2799895215Cd71ea70b86
درهوای تو...🥂♥️ ᥫ
#پارت_۲۸۴
صدای شاد و پر انرژی هادی نشون میداد ایزد یه حال اساسی بهش داده
واریزی اونقدر زیاد بود که میتونست کلی از مشکلاتش رو حل کنه و همش میرفت پای مواد.
اما نمیدونست خواهرش برای اون پول غرورش رو فروخته بود.
پولی که اون توی چند ساعت دود میکرد و میرفت هوا.
تلفن که قطع شد لبه وان نشستم و بغضم با صدا ترکید.
اشکام سیل شده و روی گونه هام میریخت.
اما حتی یه ذره هم از دردی که میکشیدم کم نمیکرد.
قلبم داشت منفجر میشد.
دستام رو روی صورتم گذاشتم و زار زدم،دیگه هق هق نمیکردم.
با صدای بلند گریه میکردم.
دیگه مهم نبود کسی صدام رو میشنوه.
شکستن خودم در برابر ایزد بدجور برام سنگین بود.
من در مقابلش زانو زده بودم تا بهم پول بده.
و البته اینجا تازه شروع بازی بود.
بعد از اون برای هر چیزی که میخواستم باید همچون خفت و خاری ای رو تحمل میکردم.
پولی که از حسابم برداشت تنها امیدم بود.
با خودم میگفتم یروزی از اونجا میرم و زندگی جدیدی برای خودم میسازم.
میخواستم پولام رو جمع کنم.
اما حالا چی؟
نه امیدی داشتم،نه آینده ای،نه غروری.
با صدای در فورا گریه رو قطع کردم و از جام بلند شدم.
حتما الناز برگشته بود.
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
درهوای تو....🥂♥️ ᥫ
#پارت_۲۸۵
نگاهم به در بود و گوشم به اتاق .
تمام تنم چشم و گوش شده بود تا مردن ذره ذره غرورم رو ببینم.
فقط منتظر یه حرکت یا یه حرف بودم تا بفهمم الناز اومده یا نه.
مثل یه گنجشک بارون خورده بودم که با تلنگری یا رعد و برقی وحشت زده به اطراف نگاه می کرد.
ترسیده و وحشت زده دلم پشت هم میریخت..
صدای باز و بسته کردن کشو ها میومد،در کمد هم چند باری باز و بسته شد.
اما دریغ از یه کلمه حرف.
آب دهنم رو قورت دادم و به آرومی شیر رو بستم تا با صدای اب به سمت حموم کشیده نشه.
ولی آخرش که چی.
من باید از حموم بیرون میرفتم و اون با دیدن لباسای خیس همه چیز رو میفهمید .
الناز در ظاهر خیلی با شخصیت به نظر میرسید اما درباره من ثابت کرده بود
اون ۷ سال رو بدجوری به دل گرفته و ازدواج من و ایزد براش عقده شده.
برای همین از تحقیرم حسابی لذت میبرد.
وقتی اتاق توی سکوت فرو رفت دست به دامن خدا شدم و دعا کردم
که لااقل الان بخوابه تا من بتونم با لباسا یواشکی از اتاق بیرون بزنم و برم اتاق خودم.
تازه خیالم از سکوت اتاق راحت شده بود که در باز شد و وارد حموم شدو...
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دردناک ترین شکل بی وفایی....
➖➖➖➖➖➖➖
J O I N : @Saye_orginal
محمود درویش چقدر قشنگ میگه:
تـو نَه دوری تا انتظارت کشم
و نَه نزدیکی تا ديدارت كنم
و نَه از آن مَنی تا قلبم آرام گیرد
و نَه مَن محروم از توام تا فراموشت کنم
تـو در میانهی همه چیزی...:)
Saye_orginal4_5825514355474570413.mp3
زمان:
حجم:
14M
📦آهنگکاملپستبالا
✈️@saye_orginal