هدایت شده از حکایت های بهلول
سنگسار عروس ۱۸ساله شیعه در عربستان😱
افرادی که ناراحتی قلبی دارند وارد نشوند اینجا🥺
https://eitaa.com/joinchat/3195536000C69665d756b
https://eitaa.com/joinchat/3195536000C69665d756b
🥺فیلمش ببین ☝️☝️🥺😭
هدایت شده از کانال هواداران دکتر انوشه
حامله شدن عجیب سه خواهر مجرد ‼️
🔹 پیرمرد فقیری دارای سه دختری جوان بود که هنوز ازدواج نکرده بودن یک روز صبح دختر بزرگ احساس درد عجیبی در شکمش داشت پدر گمان کرد موضوع چیز مهمی نیست و او را نزد پزشک برد پس از معاینه پزشک با نگاهی عجیب به او گفت دخترت باردار است این خبر مانند صاعقه بر دل پدر فرود آمد چهره اش یخ زد با صدای لرزان از دخترش پرسید بگو چه کسی این کار را با تو کرده؟ دختر گفت...🙈😭
https://eitaa.com/joinchat/4076011747Cda1df01f58
درهوای تو...🥂♥️ ᥫ
#پارت_۳۰۹
درد تیز ترکه خیس تا مغز و استخوونم رو میسوزوند.
جوری که دلم میخواست از ته دل جیغ بکشم،شاید یکم از دردم کم میشد.
اما ایزد عصبانی بود و منم جرات نفس کشیدن نداشتم.
راست میگفت اگه صدام بلند میشد محکم تر میزد،جلادی بود برای خودش.
ض.ربه بعدی رو که روی تن.م کوبید نفهمیدم کجا خورد ولی نفسم رفت.
بدنم خیس عرق بود،تب داشتم و حالا با ترکه افتاده بود به جونم.
اونقدر محکم میزد که انگار با دشمن خونیش طرفه.
وقتی از درد و ضعف خم شدم و دستم رو روی بدنم پیچیدم دندون روی هم سابید و گفت:
-صاف وایسا...سریع
نفس بریده هق زدم:
-چی از... جونم... میخوای؟
با تمسخر تک خنده ای تحویلم داد:
-از جونت هیچی نمیخوام
ولی میخوام هر روز همینجوری جون دادنت و ببینم
نمیدونی چه لذتی داره وقتی عین س.گ میزنمت و از درد زوزه میکشی
دستم رو جل.وی دهنم گرفتم و تا صدام بلند نشه.
تا کسی نفهمه هوران زیر دست شوهرش کتک میخوره.
تا هووش شاد نشه.
هنوز درد ض.ربه قبلی آروم نگرفته بود که به موهام چنگ زد و ت.نم رو بالا کشید.
پش.تم رو به درخت زبر کوبید و غرید :
- امشب باز یادت رفته بود تو آدم نیستی...
حتما باید میزدمت تا یادت بیاد حد و حدودت و جلوی من بدونی!
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
درهوای تو...🥂♥️ ᥫ
#پارت_۳۱۰
ضرباتش یکی پشت اون یکی روی تن تبدارم فرود میاومد.
اونقدر درد داشتم که تنم سر شده بود.
حتی روی لباس زنگ روشنم رد خون رو میدیدم.
دیگه نفس نداشتم،جونم به لبم رسیده بود.
هر روز همین بساط رو داشتیم.
من کتک میخوردم و ایزد هم کتک میزد.
هیچ لـذتی از زندگی نمیبردیم.
دنبال بهونه بودم والا خودمم میدونستم جایی رو ندارم که برم.
من ته خط رو دیده بودم.
دختر فراری بودن یعنی بدیختی..
توی خیابون گیر آدمایی میفتادم که سال ها ازشون فرار کرده بودم.
اما نمیدونستم دنبال چی هستم.
وقتی ترکه رو دوباره پشت سر هم روی پاهام کوبید زار زدم:
-بسه...دارم میمیرم...
مگه تو دل نداری نامرد؟
صدای نیشخندش و ضرب ترکه باعث شد از ته دل هق بزنم:
-طلاقم بده ایزد...
این چه زندگی ایه که داریم
بذار برم...بزرگی کن
مردونگی کن و این ۵ سال و ببخش
میدونم گند زدم ولی تو...
بازم نیشخند صدا داری زد،اون شب هر دو نفرمون آتیش گرفته بودیم :
-طلاقت بدم که بری با اون پسره مواد فروش؟
کور خوندی عسلم
آرزوش و به دلت میذارم
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از کسی دلگیر میشی که فکر کردی با بقیه فرق داره...
من گمان میکردم که تو حتی اگر مرهم نباشی،زخم هم نمیزنی؛اما زخمی که به من زدی،دردش تا استخوانهایم هم رسید.