eitaa logo
𝙎𝘼𝙔𝙀
8.2هزار دنبال‌کننده
782 عکس
643 ویدیو
1 فایل
"𝙎𝘼𝙔𝙀". مثل سایہ ڪنارتم🫴🏻 ‌ . 𐚁̸˖ ֢
مشاهده در ایتا
دانلود
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اون اصلا عاشقت نبوده🥲❤️‍🩹 ➖➖➖➖➖➖➖ J O I N : @Saye_orginal
چشمی که از تو پر شده به هیچکسِ دیگه نگاه نمیکنه چه باشی چه نباشی.
➖➖➖➖➖➖➖ J O I N : @Saye_orginal
اگه واقعا کسی نمیخوادت بذار بره چون اگه کسی که واقعا بخواد بمونه به هر بهونه ای که شده میمونه و تمام تلاششو برای موندن کنارت میکنه پس نگران رفتن و اومدن ادما نباش و برای هیچکسی توی زندگی تمام خودتو نذار چون بعد یه مدت براشون اضافی و تکراری میشی و خوب بودنت میشه وظیفت !
درهوای تو...🥂♥️ ᥫ به هر چیزی واکنش نشون میدادم. فشار عصبی ای که تحمل میکردم خارج از توانم بود. اگه کتک میزد اونقدر اذیت نمیشدم. از اینکه بهم ترحم کنه متنفر بودم. من اون همه بدبختی نکشیدم که حالا دلش به حالم بسوزه و توی اون شرایط بد بهم کمک کنه. پـ.شتم رو که کف مالی کرد اومد سراغ سر شونه هام و خیلی زود لیف  رو روی قفسه سینه کشید. هنوز از خودم محافظت میکردم که دیده نشه. میپوشوندم انگار که یه غریبه ست. وقتی دستم رو پس زد تا کارش رو ادامه بده مچش رو گرفتم و بدون اینکه بهش نگاه کنم گفتم: -بده...خودم میتونم... تو برو...زنت ناراحت میشه -بعدا از دلش در میارم ...تو نگران نباش اشک که به چشمام نیش زد سعی کردم از حسادت گریه نکنم. همین حرف یه خنجر آغشته به زهر بود که توی قلبم فرو میرفت. دلم برای بار هزارم شکست و صدای شکستنش گوشم رو کر میکرد: -چرا داری اینکارو میکنی؟ -واضحه...چون زنمی مثل همیشه جوری جواب میداد که اگه منم جواب میدادم انتهاش کتک بود ،اگه چیزی نمیگفتم حرفا یه غده سرطانی میشد بیخ گلوم. بدون اینکه لمس منظور داری کاری کنه لیف کشید و حتی از دیدن رد کب.ود کم.ربند م ککش هم نگزید. بدن آش و لاشم ثمره کتک هایی بود که هر روز نوش جان میکردم. بازم زبونم چرخید و حرف زدم: -زنت نیستم...کیسه بوکستم -ببین منو ... ﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
درهوای تو...🥂♥️ ᥫ جوری از بین دندونای کلید شده غرید که ضربان قلبم به شماره افتاد. انگشتاش رو زیر چونه م انداخت و سرم رو بالا گرفت. خم شد و سایه ش افتاد روم ،فقط چند سانت باهاش فاصله داشتم: -برای من فرقی نداره کیسه بوکس باشی یا یه کیسه سیب زمینی کنج انباری همینکه سایم بالا سر دختر رضا شیره ای هست باید خدات و شکر کنی لعنتی هر کلمه ش نیش داشت.چونم که از بغض لرزید لبش به سمت بالا کج شد: -تو هیچ وقت نمیتونی جای الناز و تو قلبم بگیری ضربه آخر کاری تر بود،زمین گیرم کرد. وقتی دستش رو زیر بغ..لم انداخت و وادارم کردم بلند شم توان ایستادن نداشتم. یه دستم رو به دیوار گرفتم تا پس نیفتم و با دست دیگه خودم پوشوندم. با لگن روی تنم آب گرم ریخت و کف ها رو شست و اینبار شروع کرد به شستن شک...م و کم..رم. تن سست و لرزونم رو عقب کشیدم: -بهم‌ دست نزن... - چیزی نداری که میخم کنه عسلم پس بتمرگ سرجات تو حالت عادی بگردی بهت نگاه نمی‌کنم الان که دیگه هیچ ﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
اگه کسی امروز پول نداشت.،؛ ممکنه فرداداشته باشه.... امااگه کسی امروزتعهد.ذات.خصلت پاک نداشت تا صدسال دیگه هم نخواهدداشت..!!👍👍
برای کسی دل به دریا بزنید؛ که همسفر بخواهد، نه قایق...