قانونی نانوشته وجود دارد که گاهی
انسان را به خاموشی در باب احساس
هایش ناگزیر میکند؛ «نباید بیش از حد
مهر ورزید وگرنه رنج بسیار خواهی برد:)!»
و در نهایت فقط کسانی با تو میمانند
که زیبایی را در روحت دیدهاند
مدهوش شدگان ظاهر یکی یکی خواهند رفت.
Saye_orginal & sami_mix4_5882252913564195503.mp3
زمان:
حجم:
18.8M
📦آهنگکاملپستبالا
✈️@saye_orginal
در هوای تو...🥂♥️ ᥫ
#پارت_۲۵۵
ایزد به طرفش چرخید و من چیزی برای گفتن نداشتم.
فقط خودم رو پوشوندم تا هووم منو نبینه.
اما آدم باید کور میبود که اون همه زخم و کـ.بودی رو نمیدید.
الناز نگاهش بین من و ایزد رفت و آمد کرد و در حالیکه اشک به چشماش نیش زده بود گفت:
-متاسفم برات...برای اینکه بهت توجه کنه دست به هر کاری میزنی
آخه چقدر حقیری زن...
قلبم برای بار هزارم سقوط آزاد رو تجربه میکرد.
ایزد نفس کلافه ای کشید و غرید:
-الناز...تمومش کن...
-چیو تموم کنم؟
دیگه بسه...جونم به لبم رسیده...
۵ سال عین بختک افتاد رو زندگی مون
الانم شده آیینه دقم...!!
خونه رو به گند کشیده تا تو...
ایزد که از جاش بلند شد و لیف رو توی وان پرت کرد ساکت شد.
بدون هیچ حرفی دستاش رو شست و به طرفش رفت.
اگه من اون حرف ها رو میزدم زیر مشت و لگد هاش زنده نمیموندم.
اما الناز عشق زندگیش بود،فرق داشت.
پیش چشمای به اشک نشسته م به طرف الناز رفت .
دستاش رو دو طرف گونه هاش گذاشت و صورتش رو قاب گرفت.
سرش رو نزدیک برد و پیش چشمام گونش رو بـ.وسید.
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏