درهوای تو..🥂♥️ ᥫ
#پارت_۴۶۹
مرد با یه حالت کثیفی زل زده بود بهم و نور چراغ قوه رو انداخته بود روم تا خوب ببینه هوران چه غلطی کرده.
عین احمقا تند تند حرف میزدم.
ترسم رو پشت پر حرفی هام پنهون میکردم تا راه فراری پیدا کنم.
میخواستم بدونن ایزد همون اطرافه و فکر بد نکنن.
ایزد بی غیرت و بد ذات نبود.
نامرد بود اما پشتم بهش گرم میشد.
هنوز نگاه اون مرد رو هضم نکرده بودم که بلای بعدی نازل شد.
با شنیدن صدام ۲ تا مرد دیگه از توی چادر بیرون اومدن و اوضاع ترسناک تر هم شد.
اون نفر هم با تعجب به رفیق شون نگاه کردن و به من خیره شدن.
یکی شون با تمسخر گفت:
-پری تور کردی ؟
ما هم بازی؟
مرد اولی گفت:
-خانوم میفرمایند شوهرش و گم کرده!
سه نفری زدن زیر خنده و یکی با تمسخر گفت:
-شوهرت و گم کردی ..
دیگه واسه ما فیلم بازی نکن خودمون اینکاره ایم
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
Saye_orginal4_5940329499995414461.mp3
زمان:
حجم:
5M
📦آهنگکاملپستبالا
✈️@saye_orginal
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
🔴عروس جوانی مادرشوهرش را کنار سگ می بست و غذای سگ به او می داد😱 ولی اتفاقی افتاد که همه را شوکه کرد😨
عروس جوانی در غیاب شوهرش ، مادر شوهر پیرش را داخل لانه سگ انداخت و به او غذای سگ میداد!
برای اینکه در نبود همسر، بدون هیچ مزاحمتی مردان غریبه را به خانه بیاورد و روابط پنهانی خود را دنبال کند.
هر زمان که پسر زن مسن تماس میگرفت عروس برای لحظاتی ظاهر اوضاع را مرتب میکرد و مادرشوهر را به اتاق خودش میبرد تا وانمود کند همه چیز عادی است. اما به محض پایان تماس، دوباره او را به لانه سگ بر میگرداند ...
یک شب در لانه سگ باز شد و کسی وارد شده که ....😳😱
ادامه داستان واقعی
ادامه داستان واقعی ☝️
⁉️دخترم هر شب ساعت سه کجا میرفت؟؟
چن شبی بود که متوجه سرو صداهای عجیبی از اتاق دخترم میشدم اما اهمیت نمیدادم ،تا اینکه یک شب سرزده به اتاقش رفتم امادر کمال تعجب دیدم نیست.
برگشتم و همسرم رو بیدار کردم و با عجله به اتاق دخترمون رفتم ولی دیدم تو تختش خوابیده،فکرم بدجور مشغول شده بود.سه شب بعد دوباره همون صداها به گوشم رسید،خیلی آرام به اتاقش رفتم و با صحنه ای رو به رو شدم که تمام بدنم یخ زد.
خدای من دخترم.....👇👇
.
ادامه ی داستان👉
.https://eitaa.com/joinchat/953483999Ce1300adfdd