درهوای تو...🥂♥️ ᥫ
#پارت_۵۱۱
دلم میرفت برای اون مدل نگاه کردنش.
شایدم توهم داشتم.
والا ایزد که هوران رو نمیدید.
خنده ای کردم وگفتم
جمع ،جمع خوبا بود.
هوران و ایزد و کلبه ای که شاهد اولین تپش های قلب ایزد بود.
شک نداشتم با گوشای خودم شنیده بودم.
ضربان قلبش محکم و قوی بود.
شستش به نرمی زیر چشمام رو لمس کرد.
تا خط مژه ام بالا رفت و نگاهش خیره موند به چشمام :
برای چشمای من زل زده بود؟
حرفای جدیدی ازش میشنیدم.
فردا سرش میپرید باز همون دیو دو سر میشد.
ولی دروغ چرا...
چیزی توی ماهیچه سمت چپ قفسه سینه ام به تقلا افتاده بود.
مثل یه درد بی درمون.
مثل یه غده بدخیم که داشت سر باز میکردم .
ایزد رو تا حالا ندیده بودم.
فکر نمیکردم بیجنبه تر از من باشه.
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
663.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
𝇁𝇃𝇂 ࣪𝗠𝘆 𝗹𝗼𝘃𝗲 𝗳𝗼𝗿 𝘆𝗼𝘂 𝗶𝘀 𝗲𝘁𝗲𝗿𝗻𝗮𝗹.🖤𐚁̸˖
ִ ּ ۪𓂃 ֢ ֢ 𓂃 ִ ּ ۪