eitaa logo
سِلــSeLvaــوا
492 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
3هزار ویدیو
17 فایل
ایمان داشته باش.. به چیدمانی ک خدا انجام میده😍 سِلوا؟ چیزی که تسلی دهد🌱 خدایا! مهم‌ترین کارا رو به دستِ من و به اسمِ دیگران انجام بده...
مشاهده در ایتا
دانلود
807.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♥️ براتون‌حال‌خوب‌آرزو‌می‌کنم(: <‌‌‎‌‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌@sellvAa» ‌
🌸🌸🌸🌸🌸 روزی یک مرد ثروتمند ، پسر بچه کوچکش را به یک ده برد تا به او نشان دهد مردمی که در آن جا زندگی می کنند ، چقدر فقیر هستند. آنها یک روز یک شب را در خانه محقر یک روستایی به سر بردند. در راه بازگشت و در پایان سفر ، مرد از پسرش پرسید : نظرت درباره مسافرتمان چه بود؟ پسر پاسخ داد: عالی بود پدر … پدر پرسید: آیا به زندگی آنها توجه کردی؟ پسر پاسخ داد: فکر کنم. پدر پرسید : چه چیز از این سفر یاد گرفتی؟ پسر کمی اندیشید و بعد به آرامی گفت : فهمیدم که . ما در حیاط مان فانوس های تزیینی داریم و آنها ستارگان را دارند. حیاط ما به دیوارهایش محدود می شود اما باغ آنها بی نهایت است. در پایان حرف های پسر زبان مرد بند آمده بود ، پسر اضافه کرد: متشکرم پدر که به من نشان دادی ما واقعا فقیریم داستان های کوتاه <@sellvAa>
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فقیر ؛ به دنبالِ شادی ثروتمند ثروتمند ؛ به دنبال سادگی زندگی فقیر است کودک ؛ به دنبال آزادی بزرگتر بزرگتر ؛ به دنبال سادگی کودک آنان که رفته اند ؛ در آرزوي بازگشت آنان که مانده اند ؛ در آرزوي رفتن ... خدایا ... کدامین پل در کجای دنیا شکسته است؛ که هیچ کس ... به مقصدش نمیرسد؟ <@sellvAa>
خدایا 🙏 شب را در سکوت و تاریکی آفریدی تا همه از هیاهو و شلوغی روز به آرامش برسند پس آرامش حقیقی، خیالی آسوده وخوابی آرام را نصیب دوستانم کن ... <@sellvAa>
578.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️✨بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ⚪️✨با توکل به اسم اعظمت یاالله ❤️✨خدایا بزرگ و توانا تویی ⚪️✨رحیم و رئوف و یکتا تویی ❤️✨پر از مهری و بخشش و مغفرت ⚪️✨که ما قطره هستیم و دریا تویی ❤️✨الهی به امید لطف و کرم تو ⚪️✨روزمان را شروع می کنیم 💖 <@sevAa>
نیایش 💫 ای خدای مهربانم ... ای عاشقانۀ دل کوچک من ... گفتی فاصله‌ات با من یک نفس است گفتی تو از اهل زمین جدا شو، من سکوتت را معنا می‌کنم… ای آرامش مطلق ... دلم تو را می‌خواهد همین کنار ، نزدیکِ نزدیک ، بی ترسِ فرداها دلم می‌خواهد تنها تو را نفس بکشد… دلم تو را می‌خواهد که مصفایش کنی… یا رب تو مرا به نفسِ طناز مده 🕊با هر چه به جز توست مرا ساز مده من در تو گریزان شدم از فتنۀ خویش 🕊من آنِ توام ، مرا به من باز مده آمین...🙏 <@sellvAa>
هرگاه نشاط حاضر نبود، ایمان‌ غایب است! نشاط در سختی ها و لبخند صمیمانه در اندوه یعنی‌ اوج آغوش خدا(= 🪴 <@sellvAa>
7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از این زخم پنهان میمیرم💔 . اجرا در برنامه هزار و یک شب ♥️ . <@sellvAa>
چقدر این دوتا آیه آدم رو دلگرم ميکنه:🌱 ♡ سوره طلاق آیات ۲ و ۳ ♡/ 📖...مَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا📖 🌺...ﻫﺮ ﻛﺲ ﺗﻘﻮﺍﻯ ﺍﻟﻬﻰ ﭘﻴﺸﻪ ﻛﻨﺪ، ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺭﺍﻩ ﻧﺠﺎﺗﻰ ﺑﺮﺍﻯ ﺍﻭ ﻓﺮﺍﻫﻢ میکند🌺 📖 وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا📖 🌺ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺟﺎﻳﻰ ﻛﻪ ﮔﻤﺎﻥ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺭﻭﺯﻯ ﻣﻰ ﺩﻫﺪ ✅ ﻭ ﻫﺮ ﻛﺲ ﺑﺮ ﺧﺪﺍ ﺗﻮﻛﻞ ﻛﻨﺪ، ﻛﻔﺎﻳﺖ ﺍﻣﺮﺵ ﺭﺍ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ  ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻧﺠﺎم ﻣﻰ ﺭﺳﺎﻧﺪ  ﻭ ﺧﺪﺍ ﺑﺮﺍﻯ ﻫﺮ ﭼﻴﺰﻯ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺍﻯ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ.🌺 <@sellvAa> درملنی
❗️ مردی در خواب میدید .. 💭 داشت در جنگل‌های آفریقا قدم می زد که ناگهان صدای وحشتناکی که دائم داشت بیشتر می شد به گوشش رسید. به پشت سرش که نگاه کرد دید شیر گرسنه‌ایی با سرعت باورنکردنی دارد به سمتش می‌آید و بلافاصله مرد پا به فرار گذاشت و شیر که از گرسنگی تورفتگی شکمش کاملا به چشم می‌زد داشت به او نزدیک و نزدیک‌تر می‌شد که ناگهان مرد چاهی را در مقابل خود دید که طنابی از بالا به داخل چاه آویزان بود. 💭 سریع خود را به داخل چاه انداخت و از طناب آویزان شد. تا مقداری صدای نعره‌های شیر کمتر شد و مرد نفسی تازه کرد متوجه شد که در درون چاه ماری عریض و طویل با سری بزرگ برای بلعیدن وی لحظه‌شماری می‌کند. مرد داشت به راهی برای نجات از دست شیر و اژدها فکر می‌کرد که متوجه شد دو موش سفید و سیاه دارند از پایین چاه از طناب بالا می‌آیند و همزمان دارند طناب را می‌خورند و می‌بلعند. ◇ مرد که خیلی ترسیده بود با شتاب فراوان داشت طناب را تکان می‌داد تا موش‌ها سقوط کنند اما فایده‌ایی نداشت و از شدت تکان دادن طناب داشت با دیواره‌ی چاه برخورد می‌کرد که ناگهان دید بدنش با چیز نرمی برخورد کرد. خوب که نگاه کرد دید کندوی عسلی در دیواره‌ی چاه قرار دارد و دستش که آغشته به عسل بود را لیسید و از شیرینی عسل لذت برد و شروع کرد به خوردن عسل و شیر و اژدها و موش‌ها را فراموش کرد که ناگهان از خواب پرید. ◇ خواب ناراحت‌کننده‌ای ی بود و تصمیم گرفت تعبیر آن را بیابد و نزد عالمی رفت که تعبیر خواب می‌کرد و آن عالم به او گفت تفسیر خوابت خیلی ساده است: شیری که دنبالت می‌کرد ملک الموت(عزراییل) بوده...چاهی که در آن اژدها بود همان قبرت است...طنابی که به آن آویزان بودی همان عمرت است...و موش سفید و سیاهی که طناب را می‌خوردند همان شب و روز هستند که عمر تو را می‌گیرند... ❗️مرد گفت ای شیخ پس جریان عسل چیست؟ گفت: عسل همان دنیاست که از لذت و شیرینی آن مرگ و حساب و کتاب را فراموش کرده‌ای... <@sellvAa>