351.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روایت یک خبرنگار از لحظات اولیه حمله به ساختمان سفارت ایران در دمشق
به گزارش مشرق، حسین پاک، فعال رسانه در توئیتر نوشت:
بعدازظهر روز ۱۳ فروردین، در آشپزخانهی دفتر به همراه میلاد (ایرانی)، مهدی (لبنانی) و حسینین (سوری) نشسته بودیم و دربارهی آداب روز طبیعت در ایران صحبت میکردیم که پیامی از علیرضا آیتی، معاون سفیر ایران در دمشق، دریافت کردم.
پیام را باز کردم. فیلمی ۱۲ ثانیهای بود که از پنجرهی اتاقش در سفارت گرفته شده بود؛ ساختمان بغلی سفارت در حال سوختن بود. چند پیکر در خیابان در میان شعلهها میسوختند و صدای فریاد و جیغ از همهجا بلند بود.
بلافاصله فیلم بعدی رسید. در آن، علیرضا گفت: «حسین، ساختمان بخش کنسولی رو زدند!»ساختمان کنسولگری ایران محل مراجعهی بسیاری از مردم برای انجام امور اداری بود. این ساختمان چهار طبقه داشت: طبقهای به بخش کنسولی سفارت اختصاص داشت، یک طبقه منزل صاحب ساختمان بود، طبقهی سوم محل زندگی سفیر ایران، و طبقهی چهارم میهمانسرای سفارت بود.
ادامه گزارش بمباران سفارت ایران در سوریه:
در همان لحظه که فیلم را هضم کردم، اولین نگرانیام علیرضا (اکبری)، فرزند سفیر، و حاج خانم (همسر سفیر) بود؛ چون آنها تنها در منزل بودند و معمولاً سفیر تا آخر شب در دفتر کارش میماند.
دستپاچه شدم. گوشی را برداشتم و با سفیر تماس گرفتم؛ خطش مشغول بود. چند بار تلاش کردم، فایدهای نداشت.با حسین افشار تماس گرفتم. در حالی که گریه میکردم گفتم: «حاجی، ساختمان سفارت رو زدند!» حسین گفت: «مطمئنی؟»گفتم: «بله، تصاویرش رو دیدم.»
در حال صحبت با حسین بودم که دیدم یک خبرگزاری “همهچیزدان” که حتی مدعی زنده بودن سید حسن نصرالله هم بود، در خبری غیرواقعی اعلام کرد: «حملهی رژیم صهیونیستی به ساختمان کناری سفارت ایران در خیابان المزه دمشق»
داشتم سکته میکردم. بوی لاپوشانی به مشام میرسید. به حسین گفتم: «مگه میشه این رو هم نادیده گرفت؟» در همان لحظه، زیرنویس شبکه خبر دقیقاً همین جمله را تکرار کرد. به حسین گفتم: «حاجی، من میدونم این ساختمون، خاک ماست؛ کنسولگری و منزل سفیره. نمیشه حمله به خاک رو انکار کرد.»
حسین گفت: «به خدا توکل کن و خبر رو منتشر کن.» دمِ هادی قاسمی گرم که خبرگزاری دانشجو را واقعاً آزادمردانه در خدمت روایت صحیح از “طوفان الأقصی” قرار داد.
با عکسی که صابر (ایرانی) از بالای ساختمانِ در حال سوختن گرفته بود ــ که تابلوی ساختمان سفارت و پرچم ایران هم در آن مشخص بود ــ، خبر را در خروجی خبرگزاری قرار دادم:«حمله جنگندههای رژیم صهیونیستی به ساختمان سفارت و منزل سفیر ایران در سوریه»
دقایقی بعد، زیرنویسها و تیترها تغییر کرد.
سوار ماشین شدم و به همراه دو برادر دیگر، خودم را به دمشق رساندم، برای روایتِ خانهخرابی.وقتی به محل رسیدیم، پیکرها را یکییکی بیرون میآوردند:
پیکر حسین اماناللهی…لباسهایش را در آغوش گرفتم.پیکر ابو مهدی…و شهید والامقام حاج رحیمی…
خدایا، چه خونی از ما ریخته شد.
شهید حاج ابو مهدی همیشه سید حسن را «بابالجنه» خطاب میکرد.حالا جمعِ بهشتیشان در اعلی علیین است.
دفاع دلیرانه از حرم اهلبیت علیهمالسلام، به شهدای عزیز ما توفیق دفاع از اقصای امت را داد.
بخشی از کتابی که نوشتهام و نامش را «آدمهایی که شما نمیشناسید» گذاشتهام.این آدمها اگر نبودند، کسانی با دکترین «ساختمان بغلی»، حتی حمله به خاک را هم…
مذاکره خوب از دیدگاه ایران
به گزارش مشرق، کانال تلگرامی افق ایران نوشت:
میل به مذاکره از سوی ایران متناسب با رویکرد دولت ترامپ در ماه های اخیر متغیر و در نوسان بوده است. در حالی که پیش از روی کار آمدن ترامپ تماس های مستقیمی میان مقامات ایرانی و آمریکایی نزدیک به او برقرار شد، اما پس از اتخاذ رویکرد تهاجمی دولت ترامپ در چارچوب سیاست فشار حداکثری ۲، رویکرد ایران نیز تغییر یافت و موضع سخت تری را در قبال مذاکره با آمریکا اتخاذ کرد.
با این حال، تصمیم گیران در ایران مذاکره را نفی نکرده اند؛ کما اینکه در پاسخ ایران به نامه ترامپ هم با مذاکره غیرمستقیم موافقت شده است.
از نظر ایران، یک وضعیت مذاکراتی خوب چند مولفه دارد:
۱. تحت فشار و تهدید نباشد ۲. جامع نباشد و محدود به یک موضوع مشخص مانند هسته ای باشد.۳. توانمندی های موشکی و پهپادی را شامل نشود.۴. دو مرحله ای باشد؛ مرحله اول غیرمستقیم و در صورت حصول نتیجه اولیه، مرحله دوم مستقیم باشد. ۵. از دیپلماسی پنهان استفاده شود و مذاکرات محرمانه باشد.
از میان این موارد، مذاکره بر سر قابلیت های موشکی و نظامی جزو خطوط قرمز ایران به شمار می آید و تهران تحت هیچ شرایطی حاضر به گفتگو پیرامون آن ها نیست. از آن سو، به نظرم مسائل منطقه ای می تواند یکی از موارد مورد مذاکره تهران و واشنگتن باشد.
به نظرم ایران درباره کاهش تنشها در منطقه و کانون های مناقشه منطقهای مذاکره میکند و مشکلی ندارد. این به معنای معامله بر سر گروههای محور نیست. بلکه ایران اگر لازم ببیند آن ها را با دستورکار جدید خود همراه می کند.
با این حال، به عقیده من، تا رسیدن به توافق راه زیادی مانده است و متغیرها و پیچیدگی های زیادی برای رسیدن به یک توافق وجود دارد. به همین جهت، برخورد و مناقشه ای هر چند محدود را محتمل تر از توافق می دانم.
جمهوری اسلامی ایران نیز هم خود را برای مذاکره آماده کرده و هم تقابل. تهران آمادگی های نظامی خود را به شکل کم سابقهای بالا برده است و قصد دارد هرگونه تجاوز به خاک ایران را فوری و قاطع پاسخ دهد. از آن سو، پنجره دیپلماسی از سوی تهران بسته نشده و مقامات ایرانی دیپلماسی را مسیر مناسبتری برای پیگیری منافع و دفع تهدید قلمداد می کنند.
محور مقاومت؛ ریشههای استقامت و ابعاد مقابله در رویارویی با جنگ صلیبی
مقایسه جنگهای صلیبی با جنگهای مدرن آمریکا تنها یک نظریه پردازی نیست، بلکه تحلیل تاریخی از استراتژیهایی است که در قالبهای جدید تکرار میشوند.
به گزارش مشرق، «نجاح محمد علی» تحلیلگر و فعال سیاسی عراقی، طی یادداشتی با عنوان «محور مقاومت؛ ریشههای استقامت و ابعاد مقابله در رویارویی با جنگ صلیبی» نوشت:
مقایسه جنگهای صلیبی با جنگهای مدرن آمریکا تنها یک نظریه پردازی نیست، بلکه تحلیل تاریخی از استراتژیهایی است که در قالبهای جدید تکرار میشوند. شعار «Deus Vult» (خواست خدا) که صلیبیون در قرن یازدهم میلادی علیه شرق اسلامی به کار بردند، امروز در قالب «جنگ مقدس علیه تروریسم» توسط جناح راست مسیحی افراطی در آمریکا بازتولید میشود.
دونالد ترامپ با انتخاب چهرههایی مانند «پت هیگسیت» (وزیر دفاع آمریکا) که در کتاب خود با عنوان «جنگ صلیبی آمریکایی» (2020) به صراحت از «بازگشت به روحیه صلیبیون» سخن میگوید، نشان داد که پروژه تسلط بر جهان اسلام یک برنامه استعماری با پوشش ایدئولوژیک است. حتی جو بایدن نیز پس از خروج از افغانستان اعلام کرد: «آمریکا باید برای مقابله با تهدیدات بزرگتر مانند محور مقاومت و چین آماده شود.»
ادامه مطلب ریشههای استقامت ...:
فصل اول: نقشه صهیونیستی-صلیبی؛ از اسناد تا اقدامات
۱. ادبیات غرب به عنوان سند محکومیت
کتاب هیگسیت به وضوح «جنگ با تروریسم» را با «لزوم سلطه بر جهان اسلام» مرتبط میداند. این نگاه با اسناد صهیونیستی مانند «پروتکلهای بزرگان صهیون» همخوانی دارد که میگوید: «باید جهان اسلام را درگیر اختلافات داخلی نگه داشت تا منابع آن را کنترل کنیم.»
گزارش موسسه صهیونیستی آتلانتا (2023) اعتراف میکند: «فروپاشی سوریه و عراق کلید تسلط بر مسیرهای انرژی اسلامی است.»
۲. ابعاد ژئوپلیتیک توطئه
سوریه پس از بشار اسد: اسناد ویکیلیکس نشان میدهد که سفیر آمریکا در دمشق (۲۰۱۰) نوشته بود: «سقوط نظام سوری، خط ارتباطی ایران با حزبالله را قطع خواهد کرد.»
دولتهای عادیساز به عنوان ابزار: گزارش شورای امنیت ملی آمریکا (۲۰۲۱) از نقش «توافقهای آبراهام» در «تضعیف روحیه جهادی فلسطینیان از طریق محاصره اقتصادی» تمجید میکند.
فصل دوم: محور مقاومت؛ تحلیل ساختار استقامت
۱. پایگاه عقیدتی
اندیشه مقاومت ریشه در سخنان امام خمینی (ره) دارد که در سال ۱۳۵۸ فرمودند: «اگر مانند کوه ایستادگی کنیم، دشمن نخواهد توانست ما را متزلزل کند.» این تفکر پایهگذار موفقیتهایی مانند آزادسازی جنوب لبنان (۲۰۰۰) و مقاومت غزه شد.
۲. عمق استراتژیک
عراق: شهید سلیمانی تأکید داشت: «حشد شعبی سدّی در برابر داعش و طرحهای آمریکاست.»
یمن: سندی از پنتاگون (۲۰۲۲) اعتراف میکند: «موشکهای انصارالله معادلات دریای سرخ را تغییر دادهاند.»
۳. ابزارهای نرم
گزارش راند کورپوریشن (۲۰۲۳) هشدار میدهد: «گفتمان مقاومت در میان جوانان اروپایی در حال گسترش است.»
فصل سوم: افشای تناقضات غرب به قلم خودشان
۱. از تبشیر تا سکولاریسم
مایکل هادسون در کتاب «امپراتوری جدید آمریکا» (۲۰۲۱) مینویسد: «حقوق بشر بهانهای برای غارت خاورمیانه است.»
جری فالول (کشیش انجیلی) در فاکس نیوز (۲۰۲۰) گفت: «حمایت از اسرائیل یک وظیفه مذهبی است!»
۲. صهیونیسم به عنوان بازوی اجرایی
ایهود باراک (۲۰۱۸): «هر کشور عربی که عادیسازی کند، پایگاه حفاظت از اسرائیل خواهد شد.»
نتیجهگیری: مقاومت سرنوشت ماست، زیرا دشمن فقط در برابر قدرت عقبنشینی میکند
غرب امروز جنگ صلیبی را با ابزارهای مدرن پیش میبرد:
نظامی (از طریق پایگاههای آمریکا)
فرهنگی (با شعارهای صلح دروغین)
اقتصادی (تحریمهای ظالمانه)
اما همانطور که دکتر عبدالوهاب المسیری گفته است: «جنگهای صلیبی با مذاکره سقوط نکردند، بلکه با مقاومت شکست خوردند.» امروز محور مقاومت از تهران تا بیروت و صنعا، همان روحیه «هیهات منّا الذلّه» را زنده نگه داشته است.
«سید حسن نصرالله به رژیم صهیونیستی هشدار داد: «هواپیماهایتان را سرنگون خواهیم کرد، حتی اگر لازم باشد لباسهایمان را بفروشیم و بجنگیم!»
منابع:
اسناد ویکیلیکس و مراکز تحقیقات غربی
کتاب «جنگ صلیبی جدید» اثر محمد حسنین هیکل
منبع: مهر
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رونمایی ترامپ از کارت طلایی ۵ میلیون دلاری اقامت دائم آمریکا
دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا گفت: این کارت کمتر از دو هفته دیگر عرضه میشود؛ خیلی هیجانانگیز است.
عاقبت میلیاردرهای افسانهای کاخ سفید چه میشود؟
به گزارش مشرق،حسن عابدینی در توئیتی نوشت:
ایلان ماسک، جف بیزوس، پیتر تیل و.. کار آفرینان میلیاردی هستند که کاخ سفید را با هزینه های افسانه ای فتح کردند تا با کنار زدن دمکراسی زمینه ساز حکمرانی مطلقه نخبگان فناوری نوین شوند.
این گروه در پایان ماه عسل با ترامپ که احمق مفید می دانند احتمالا مسیرشان را از او جدا می کنند.
اعتراض شدید ایران به قطعنامه شورای حقوق بشر در ژنو
سفیر و نماینده دائم جمهوری اسلامی ایران در ژنو با انتقاد شدید از تصویب قطعنامه ضد ایرانی در شورای حقوق بشر سازمان ملل، آن را اقدامی تبعیضآمیز و تضعیفکننده اعتبار این شورا دانست.
به گزارش مشرق، علی بحرینی سفیر و نماینده دائم جمهوری اسلامی ایران نزد سازمان ملل متحد در ژنو، در جریان ارائه و تصویب پیشنویس قطعنامه L.۲۰ با عنوان «وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران» در نشست پنجاهوهشتم شورای حقوق بشر، با انتقاد شدید از سازوکارهای نظارتی تبعیضآمیز و ناموجه پیشبینیشده در این قطعنامه علیه جمهوری اسلامی ایران، تصریح کرد که این اقدام، شورای حقوق بشر را در باتلاقی جدید از ناکارآمدی و اتلاف منابع فرو میبرد و موجب کاهش اعتماد به عملکرد این نهاد میشود.
نماینده دائم ایران در ژنو با اشاره به وضعیت فاجعهبار حقوق بشر در سرزمینهای اشغالی فلسطین و مصونیت عاملان آن، افزود: «در شرایطی که شدیدترین موارد نقض حقوق بشر بهصورت مستمر در فلسطین رخ میدهد و عاملان آن از بالاترین سطح مصونیت و بخشودگی از مجازات برخوردارند، بانیان پیشنویس قطعنامه L.۲۰ با ایجاد تصویری توهمی از وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران، در تلاش برای گمراهسازی این شورا هستند.»
بحرینی با تأکید بر سابقه تمدنی ایران گفت: «ایران بهعنوان کشوری با تاریخ و تمدن غنی، همواره به دستاوردهای خود برای بشریت افتخار میکند. کشور ما فراز و نشیبهای متعددی را تجربه کرده و با چنین فشارهایی بیگانه نیست؛ لذا به بانیان این قطعنامه و بازیگران اصلی این نمایش خیمهشببازی هشدار میدهیم که در قبال این همه ظلم در حق مردم ایران و بشریت، پاسخگو باشند.»
سفیر کشورمان در ادامه تأکید کرد: «جمهوری اسلامی ایران هیچ تناسبی بین مفاد این قطعنامه و بهویژه سازوکارهای نظارتی جدید طراحیشده تحت عنوان FFM با وضعیت حقوق بشر خود نمیبیند و قویاً با این قطعنامه مخالف است.»
وی همچنین از اعضای شورای حقوق بشر سازمان ملل خواست تا با این اقدام «فریبکارانه» مخالفت کنند و مانع از «سوءاستفاده سیاسی برخی کشورها از این شورا» شوند.
در پایان، بحرینی از حاضران در نشست دعوت کرد تا در اجرای گروه موسیقی ایرانی «سروش مولانا» که به مناسبت نوروز، روز جمعه ۱۵ فروردین ۱۴۰۴ (۴ آوریل ۲۰۲۵) در مقر سازمان ملل در ژنو و در مقابل اجلاس شورای حقوق بشر برگزار میشود، شرکت کرده و از ذوق و هنر دیرپای ایرانی بهرهمند شوند.
نقد فیلم «معاویه»؛
تحریف تاریخ به نفع امویان و اهداف سیاسی معاصر
فیلم هیچ اشارهای به کارشکنیهای معاویه در برابر حکومت امام علی (ع) نمیکند. جنگ صفین که از مهمترین رویدادهای تاریخ اسلام است، با حیلهگری معاویه به نفع او پایان یافت و باعث تفرقه در امت اسلامی شد.
به گزارش مشرق، پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ نوشت: فیلم «معاویه» روایتی ارائه میدهد که گویی توسط خود معاویه برای بازنویسی تاریخ (تحریف تاریخ) طراحی شده است. در این اثر، چهرهی خاندان ابوسفیان به گونهای پاکسازی شده که گویی هرگز دشمنی آشکاری با پیامبر اسلام (ص) نداشتهاند. معاویه به عنوان فردی خردمند، سیاستمدار و مدبر تصویر شده که گویا هیچ خطایی در زندگیاش مرتکب نشده است، در حالی که جنبههای منفی تاریخی او به کلی نادیده گرفته شدهاند.
بنابر روایت حوزه، این فیلم به هیچوجه به نقش معاویه در تضعیف خلافت امام علی (ع)، نیرنگهایش در صلح با امام حسن (ع) و تأسیس حکومت استبدادی موروثی اشارهای نمیکند. همچنین، از جنایات او علیه صحابه و ستمگریهایش بر مخالفان سخنی به میان نمیآورد. این روایت یکجانبه، تصویری کاملاً تحریفشده از معاویه ترسیم میکند که با منابع تاریخی معتبر همخوانی ندارد.
یکی از بزرگترین اشکالات فیلم، حذف عمدی بخشهای کلیدی تاریخ است که چهرهی واقعی معاویه را نشان میدهد. وقایع مهمی که میتوانست تصویر واقعیتری از او ارائه دهد، یا حذف شدهاند یا تحریف گردیدهاند تا معاویه را به عنوان چهرهای صلحطلب و بیخطا جلوه دهند. در حالی که منابع تاریخی، روایتی کاملاً متفاوت از شخصیت او ثبت کردهاند.
ادامه مطلب نقد فیلم «معاویه»؛
به عنوان مثال، فیلم هیچ اشارهای به کارشکنیهای معاویه در برابر حکومت امام علی (ع) نمیکند. جنگ صفین که از مهمترین رویدادهای تاریخ اسلام است، با حیلهگری معاویه به نفع او پایان یافت و باعث تفرقه در امت اسلامی شد. همچنین، پس از رسیدن به قدرت، او نه تنها به تعهدات صلحنامه با امام حسن (ع) پایبند نماند، بلکه به سرکوب شیعیان پرداخت و حکومت اموی را به نظامی موروثی تبدیل کرد.
از دیگر نکات مغفولمانده در فیلم، رفتار ظالمانهی معاویه با صحابه پیامبر (ص) است. بسیاری از یاران وفادار پیامبر، مانند عمار یاسر و حجر بن عدی، به دستور او به شهادت رسیدند یا مورد آزار قرار گرفتند. اما فیلم، معاویه را به عنوان فردی بردبار و اهل گفتگو معرفی میکند، در حالی که تاریخ گواهی میدهد او برای حفظ قدرت، از هیچ جنایتی دریغ نکرد.
همچنین، سیاستهای اقتصادی او که منجر به ایجاد شکاف طبقاتی، فساد و تبعیض گسترده شد، به کلی نادیده گرفته شده است. معاویه با بخششهای بیحساب، بسیاری را به خدمت گرفت و فرهنگ اشرافیگری را در حکومت اسلامی رواج داد. اما فیلم، او را سیاستمداری دوراندیش نشان میدهد که تنها در پی وحدت و آرامش مسلمانان بوده است.
از سوی دیگر، فیلم با تمرکز یکجانبه بر زندگی معاویه، شخصیتهای مخالف او را کاملاً نادیده میگیرد و تاریخ را به شکلی جانبدارانه روایت میکند. این اثر نه یک بازنمایی بیطرفانه، بلکه تلاشی آشکار برای ارائهی تصویری آرمانی از بنیامیه است؛ تصویری که حتی امویان نیز آرزوی ثبت آن را در تاریخ داشتند. این تحریفهای عمدی، فیلم را از یک درام تاریخی به ابزاری برای تحریف تاریخ تبدیل کرده است.
نکتهی دیگر، کیفیت پایین فیلم در مقایسه با بودجهی کلان آن است. با توجه به هزینههای سنگین تولید، انتظار میرفت اثری با فیلمنامهای قوی، کارگردانی حرفهای و بازیگری درخشان ساخته شود، اما نتیجه، فیلمی سطحی و ضعیف بوده که نتوانسته نظر منتقدان را جلب کند.
در نگاه سیاسی نیز کارشناسان معتقدند، فیلم «معاویه» فراتر از یک اثر تاریخی است و اهدافی معاصر را دنبال میکند. محمد بنسلمان، ولیعهد عربستان، با حمایت از این پروژه، در پی مشروعیتبخشی به اقدامات خود است. او با الهام از سیاستهای معاویه، میخواهد اصلاحات بحثبرانگیز خود را توجیه و چهرهای جدید از حکومت عربستان ارائه دهد.
همانگونه که معاویه خلافت را به سلطنت موروثی تبدیل کرد، بنسلمان نیز در پی دگرگونی ساختار حکومتی عربستان است. تطهیر چهرهی معاویه در این فیلم، میتواند تلاشی برای توجیه سیاستهای بنسلمان و تحکیم قدرت او باشد. این اثر نهتنها تاریخ را تحریف کرده، بلکه به ابزاری برای پیشبرد اهداف سیاسی تبدیل شده است.
الکلام فیلم «معاویه» را نمیتوان صرفاً یک روایت تاریخی دانست، بلکه باید آن را پروژهای چندبعدی در نظر گرفت که همزمان با تحریف گذشته، در خدمت اهداف سیاسی امروز نیز قرار دارد.
«ترامپ» و بازتعریف نظم جهانی؛ یکجانبهگرایی، جنگ تجاری و تضعیف نهادهای بینالمللی
دوره دوم ریاستجمهوری«دونالد ترامپ» با تشدید سیاستهای یکجانبهگرایانه و ملیگرایانه، نظم جهانی پساجنگ سرد را با چالشهای بیسابقهای مواجه کرده است.
به گزارش مشرق، پایان جنگ سرد در اوایل دهه ۱۹۹۰، نه تنها به رقابت ایدئولوژیک بین بلوک شرق (به رهبری اتحاد جماهیر شوروی) و بلوک غرب (به رهبری ایالات متحده) پایان داد، بلکه زمینه را برای تحولی عمیق در نظم بینالمللی فراهم کرد. بهطوریکه در دو دهه پس از فروپاشی شوروی، جهان شاهد سلطه نسبی جهانیگرایی بود؛ روندی که با کمرنگ شدن مرزهای اقتصادی، از جمله با تشکیل سازمان تجارت جهانی (WTO) در سال ۱۹۹۵، گسترش همکاریهای فراملی و تقویت نهادهای بینالمللی همراه شد.
با این حال، از دهه ۲۰۱۰ به بعد، تغییری عمیق آغاز و نشانههایی از بازگشت به ملیگرایی ظهور کرد.
شاید نقطه عطف این تحولات، پیروزی دونالد ترامپ که یک ملیگرای سرسخت است، در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۶ آمریکا و سپس بازگشت او به کاخ سفید در سال ۲۰۲۵ بوده است.
سیاستهای رئیسجمهوری آمریکا تاثیرات عمیقی بر نظم جهانی داشته است. ترامپ با اقداماتی از جمله اعمال تعرفههای سنگین تجاری، تضعیف نهادهای بینالمللی و تمرکز بر منافع ملی، عصر جدیدی از بیثباتی و تنشهای ژئوپلیتیک را آغاز کرده است.
یکجانبهگرایی و تضعیف نهادهای بینالمللی
دونالد ترامپ با شعار «اول آمریکا» (America First)، سیاستهای یکجانبهگرایانه را در پیش گرفت که به تضعیف نهادهای بینالمللی مانند سازمان ملل متحد و سازمان تجارت جهانی منجر شد. ترامپ با اقدامات خود نشان داد که حاکمیت ملی را بر همکاریهای چندجانبه ترجیح میدهد. این رویکرد، چالشی جدی برای «نظم جهانی لیبرال» به وجود آورد که پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفته بود.
ترامپ که از ابتدا، منتقد سرسخت نظم بینالمللی لیبرال بود، با اقداماتی نظیر خروج از توافق اقلیمی پاریس، تهدید به خروج آمریکا از سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) و آغاز جنگ تجاری، جهتگیری جدیدی در سیاست خارجی ایالات متحده آغاز کرد. این روند در دوره دوم حضورش در کاخ سفید، نه تنها تداوم یافته، بلکه به سطحی بیسابقه گسترش پیدا کرده است.
رئیسجمهور آمریکا در حالیکه تهدید به کاهش همکاریها با نهادهای بینالمللی میکند، از سازمان بهداشت جهانی (WHO) خارج شد.
شعارهای ترامپ از جمله «عظمت را دوباره به آمریکا بازگردانیم» (MAGA) و اقدامات او، بازتابی از فاصلهگیری از جهانیگرایی است. ترامپ بر این باور است که سیاستهای قبلی ایالات متحده در حمایت از متحدان و گسترش نظم لیبرال، باعث تضعیف قدرت اقتصادی و امنیتی این کشور شده است.
تنشهای تجاری و تغییر در نظم اقتصادی جهانی
از زمان بازگشت دونالد ترامپ به قدرت در ماه ژانویه (بهمن)، اقتصاد و روابط تجاری جهانی با چالشهای اساسی مواجه شده است؛ این در حالی است که در دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ، سیاستهای یکجانبهگرایانه و ملیگرایانه او تشدید شده است.
ترامپ با اعمال تعرفههای گسترده بر واردات، از جمله تعرفه پایه ۱۰ درصدی بر تمامی کالاهای وارداتی و تعرفههای بالاتر بر کشورهایی مانند چین (۵۴٪)، اتحادیه اروپا (۲۰٪) و ژاپن (۲۴٪)، باعث افزایش تنشهای تجاری شده است.
این در حالی است که شبکه خبری «سیانان» آمریکا اخیرا به نقل از اتاق بازرگانی بین المللی اعلام کرد که طرح ترامپ میتواند «بزرگترین تشدید تعرفههای آمریکا» در ۱۰۰ سال گذشته باشد.
این اقدامات، علاوه بر ایجاد نوسانات شدید در بازارهای مالی جهانی و تضعیف ارزش دلار آمریکا، موجب افزایش نگرانیها درباره رکود اقتصادی جهانی شده است. برخی تحلیلگران هشدار دادهاند که این اقدامات میتواند نظم تجاری بینالمللی را تهدید کند.
در همین حال، روزنامه «نیویورک تایمز» روز گذشته (پنجشنبه) با اشاره به تصمیمات اخیر دولت آمریکا در اعمال تعرفههای تجاری گسترده گزارش داد: ایالات متحده در حال از بین بردن نظم تجاری جهانی است که خود آن را بنا کرده بود و با این اقدام، عصر جدیدی از عدم قطعیت را آغاز میکند.
کارشناسان بر این باورند که جنگ تجاری ترامپ بهعنوان ابزاری برای فشار به کشورها، نشاندهنده تمایل ترامپ به استفاده از ابزارهای اقتصادی برای پیشبرد منافع ملی است.
تغییر رویکرد آمریکا در قبال ناتو و کاهش تعهدات امنیتی
ترامپ در دوره دوم خود، با انتقاد از هزینههای دفاعی ناتو و تاکید بر لزوم افزایش بودجه دفاعی توسط کشورهای عضو و همچنین تهدید به خروج از پیمان آتلانتیک شمالی، نشان داد که رویکرد آمریکا در قبال این ائتلاف در حال تغییر است. این تغییرات چشمگیر در سیاست خارجی آمریکا میتواند تاثیرات عمیقی بر امنیت جمعی و ساختار دفاعی اروپا داشته باشد.
ترامپ نه تنها روابط با متحدان دیرینه را تیره و شکاف عمیقی در روابط فراآتلانتیک ایجاد کرد، بلکه باعث شد اروپا به سمت راهبردی مستقل برای امنیت قاره سبز پیش برود.
این تحولات نشان میدهد که رهبری سنتی آمریکا در نظم امنیتی غرب پساجنگ سرد در حال تضعیف است و سیاستهای یکجانبهگرایانه ترامپ، بیثباتی در نظام بینالملل را تشدید کرده است. در حالیکه حامیان این سیاستهای تهاجمی آن را «بازگرداندن عظمت به آمریکا» میخوانند، پیامدهای آن ممکن است در بلندمدت هزینههای سنگینی برای ثبات و نظم جهانی به همراه داشته باشد.