هدایت شده از کاربر ایتا
جامعه علیه طبقه فرادست همراه با تخریب اماکن عمومی و حمله به افرادی که نماد و نشانه برقراری نظم در جامعه هستند، تئوری جدیدی را پس از شورشهای جلیقه زردهای فرانسه مطرح ساخت. یک ماه بعد و در اول اکتبر 2019 اعتراضات در عراق و سپس دو هفته بعد از آن در لبنان علیه فشارهای اقتصادی و بیکاری و مالیات بر بنزین آغاز شد. اعتراضاتی که در ابتدا آرام و بدون خشونت و علیه سیستم نولیبرال سرمایهداری بود ولی با ورود عدهای «جوکر» به ماجرا به همان خشونت افسارگسیخته کشیده شد و سمت و سویش تغییر کرد. حتی افرادی با ماسک «جوکر» در شورشهای یاد شده حضور پیدا کردند و تصاویرشان منتشر شد. سرانجام کمتر از یک ماه پس از لبنان و بعد از اعلام گرانی بنزین، اعتراضاتی در ایران هم شروع شد. و مانند عراق و لبنان با ورود گروه «جوکر»ها به خشونت حداکثری و بیسابقهای کشیده شد.
قضیه چیست؟ آیا پیشگویی میکنند؟
آیا تهیهکنندگان و تولیدکنندگانهالیوود پیشگو هستند؟
پاسخ قطعا منفی است. همچنان که ماجرای پیشگوییهای سلف آنها، یعنی کابالیستی به نام نوسترآداموس نیز افسانهای بیش نبود. پس چگونه میتوان ساخت و تولید فیلمهایی را توجیه کرد که تصاویری دقیق از آنچه در آینده سیاسی/نظامی دنیا اتفاق میافتد را نمایش میدهند؟ پاسخ را میتوان در فصل مشترک کمپانیهایهالیوودی و کارخانههای اسلحهسازی و بانکها و کارتلهای اقتصادی و مراکز استراتژیک و تینک تنکها یااندیشکدههای سیاسی در ایالات متحده آمریکا جست وجو نمود. نگاهی اجمالی به صاحبان این مراکز و کارخانهها و کمپانیها نشان میدهد که افراد واحدی در همه این مراکز فعال بوده و هدایت آنها را برعهدهدارند. یعنی صاحبان و سران کمپانیهایهالیوودی در واقع همانها هستند که در بانکهای بزرگ آمریکا نیز سهامدار اصلی بوده، همانها هستند که در کمپانیهای اسلحهسازی هم شریکند و همانها هستند که در مراکز استراتژیک سیاسی و تینک تنکها نیز نقش اصلی را ایفا میکنند. مثلا فردی همچون «تد ترنر» بانی غولهای رسانهای همچون CNN، TCM و AOL، در عین حال مشاوراندیشکده CSIS از مراکز استراتژیک سیاسی آمریکا هم بوده، در بزرگترین بانکهای منهتن نیویورک و وال استریت هم سرمایه داشته و در کارخانههای اسلحهسازی مانند «لاکهید» هم سهیم است.
روپرت مرداک یهودی، صاحب غول رسانهای FOX با شبکههای تلویزیونی آن
FOX NEWS و FOX MOVIES تولیدکننده سریالهایی مانند «24» که در فصل هشتم خود توافقات هستهای با ایران را 5 سال قبل از رخداد آن به تصویر کشیده بود، در بسیاری از کارخانههای اسلحهسازی و بانکهای بزرگ و مراکز عظیم اقتصادی آمریکا صاحب سرمایه و سهام بوده، همچنین «جرج سوروس» یکی دیگر از صاحبان عمده رسانه در آمریکا که ریاست بنیادهای استراتژیک سیاسی مانند بنیاد «جامعه باز»(Open Society) را برعهده داشته و عامل طراحی کودتاهای رنگی و مخملی در برخی کشورهای جهان مانند اوکراین و گرجستان به شمار رفته، صاحب بزرگترین کارتلهای اقتصادی در غرب محسوب میگردد!
دولت واقعی در ایالات متحده آمریکا امثال همین تد ترنر و جرج سوروس و روپرت مرداک و سایر صاحبان رسانهها و استودیوهای سینمایی و کمپانیهای اسلحهسازی و تراستهای اقتصادی و اندیشکدههای سیاسی بوده و هستند، نه امثال جرج بوش و باراک اوباما و ترامپ و بایدن و... همین دولت واقعی است که منافع سیاسی و امنیتی آمریکا را تشخیص داده و از سالها قبل برای آن برنامهریزی کرده و این برنامهها را در تولیدات سینمایی و سریالها و انیمیشنها، همچون تیزر و آنونس اعلام نموده تا اذهان و افکار عمومی را درگیر سازند. اطمینان داشته باشید که پای هیچ پیشگو و پیشگویی هم در میان نیست! از یک سو مراکز استراتژی و اندیشکدهها برنامهریزی میکنند، از دیگر سوی، پول و هزینهها را از کارتلها و تراستهای اقتصادی و سلاح لازم را از کمپانیهای اسلحهسازی تامین نموده و سرانجام زمینهسازی فکری و القاء ذهنی را برعهده رسانهها و استودیوهای سینمایی قرار میدهند.
نشد آنچه میخواستند!
براساس اسناد و شواهد معتبر، چنین مجموعهای از سالها قبل، پروژه 11 سپتامبر را برای بهرهبرداریآخرالزمانی کلید زد که به دنبال آن جنگهای 33 روزه لبنان و 22 روزه غزه را به راهانداخت تا به هدف اصلی خویش یعنی جنگهای آخرالزمانی در آغاز هزاره جدید برسد. اما به خواست خدا و اراده ملتها، نشد آنچه را طرح ریزی کرده بودند و میخواستند، اجرا کنند.
طراحی 30 ساله آنها برای تسخیر بابل یا عراق امروز نیز با شکست مفتضحانهای مواجه شد که امروزه خود آمریکاییها نیز بدان معترفند و طرفه آنکه برنده همه این میادین از پیش طراحی شده، مسلمانان انقلابی و طرفداران انقلاب اسلامی بودند. قضیه تحریمهای اقتصادی و توافقات هستهای و ماجرای برجام و اغتشاشات نیز (براساس شواهد موجود) اگرچه یکی دیگر از میاد
هدایت شده از کاربر ایتا
ین طراحی شده نظام سلطه برای به زانو درآوردن انقلاب و نظام اسلامی بود، اما همچنان که تا امروز نیز روشن گردیده بنا بر وعده و اراده الهی و با رهبری هوشمندانه مقام معظم رهبری و ایستادگی ملت ایران، این میدان نیز به یکی دیگر از ورطههای شکست استکبار و اعوان و انصارش بدل شده است و خواهد شد.
هدایت شده از میثم تـمّار
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💥ضجههای مصی علینژاد در بیبیسی جهانی بابت عدم حمایت غربیها از سالگرد اغتشاشات
💥 وقتی این حرف را میزنم موهای تنم سیخ میشود، سال گذشته بسیاری از سیاستمداران زن موهای خود را کوتاه کردند اما حالا ارتباط خود را قطع نمیکنند و میلیاردها دلار به ایران میدهند.
✅کانال #میثم_تمار 👇
@meysame_tammarr
هدایت شده از سعیدیسم | سعیدحیدری
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هدایت شده از آرمان انقلاب
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دم سازنده این کلیپ گرم.
لطفا منتشر کنید
بما بپیوندید 👆
@Yarane_Engelab
پاسخ دانشگاه تهران به برگزاری جلسه دفاع از پایاننامهای با لباس تروریستهای پژاک
به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، طی روزهای اخیر ویدئویی از جلسه دفاع دانشجویی با نام «لیلا – حسینزاده»که به عنوان دانشجوی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران معرفی میشد، در فضای مجازی منتشر شد، در این ویدئوی کوتاه که در یک کادر بسته گرفته شده، نوع پوشش و همچنین تمجید وی از برخی مؤسسان گروهکها و فرقههای تجزیهطلب منقرضشده، مشاهده میشد.
محمود کمرهای معاون آموزشی دانشگاه تهران در گفتوگو با خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، در واکنش به برگزاری این جلسه دفاع تاکید کرد که حسینزاده که روز گذشته ویدئویی موهن و ضد ایرانی از سخنان او تحت عنوان سخنرانی در جلسه دفاع از پایاننامه منتشر شده است، اصلا دانشجوی دانشگاه تهران نیست و پیش از این از تحصیل محروم شده است.
وی با بیان اینکه فرد نامبرده پیش از این بر اساس رأی کمیسیون موارد خاص دانشگاه تهران از تحصیل محروم شده است، گفت: بر اساس رأی کمیسیون موارد خاص دانشگاه تهران در 14 شهریور ماه 1402، این فرد محروم از تحصیل شد.
کمرهای با تاکید براینکه نامبرده به دو علت «اتمام سنوات مجاز تحصیل» و «عدم ثبتنام در نیمسال دوم سال تحصیلی 1402 – 1401» از تحصیل محروم شده است، خاطرنشان کرد: بنابراین از تاریخ تصمیمگیری کمیسیون موارد خاص دانشگاه به بعد، او دیگر دانشجوی دانشگاه تهران محسوب نمیشود.
مهرداد عربستانی، دانشیار گروه آموزشی انسانشناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران که پیش از این استاد راهنمای لیلا حسینزاده بوده نیز در پاسخ به این سوال که «آیا اطلاع داشتید که این دانشجو قانونا دیگر دانشجوی دانشگاه تهران محسوب نمیشده است؟»، گفت: «اینکه دانشجو محسوب نمیشود را خیر، ولی مطلع بودم در رابطه با مرخصی تحصیلی و همچنین سنوات تحصیلی خود به مشکل برخورد کرده است. قرار بود که ایشان درخواستی بدهد و این امر را پیگیری کند و مدارک لازم را بیاورد تا این مشکل رفع شود. ولی اینکه ایشان به طور کلی دانشجو نیست را خیر، من چنین تلقی را نداشتم.»
عربستانی افزود: «جلسهای که این فرد آن را جلسه دفاع خود معرفی کرده است، قطعا جلسه رسمی محسوب نمیشود. من نمیدانستم که او دیگر اصولا دانشجو نیست و فکر میکردم به مشکلی آموزشی برای ادامه تحصیل برخورد کرده که قابل رفع است و خودش گفت که آن مشکلات را پیگیری و رفع میکنم.»
هدایت شده از کاربر ایتا
پایان نظمی خونبار (یادداشت روز)
«نظم جهانی پیشین به پایان رسیده است»، اشتباه نکنید، این سخن پنج یا شش روز قبل وزیر خارجه فعلی آمریکاست. این اعلام رسمی مرگ نظام دوقطبی و نیز تکقطبی است که در امتداد هم و محصول جنگ جهانی دوم بود. جنگی که در آن دستکم 49 میلیون نفر شهروند غیرنظامی شامل «زنان» و «کودکان» و حداقل 24 میلیون نفر شهروند نظامی عمدتاً اروپایی کشته شدند و آمارهای مشهورتر، از کشته شدن 85 میلیون نفر شهروندان مدنی و نظامی حکایت میکنند. جالب این است که در این جنگ کسانی مانند استالین، روزولت، چرچیل، شارل دوگل، چیانگ کایشک که در فرهنگ سیاسی تبلیغی دنیا «رهبران خردمند» خوانده شدهاند، طرف اصلی جنگ پرتلفاتی بودند که شش سال - 10 شهریور 1318/ 1 سپتامبر 1939 تا 11 شهریور 1324/ 2 سپتامبر 1945- به درازا کشید. نظام جدید جهانی توسط همین شخصیتها در سال 1326/ 1947 ایجاد شد و بزرگترین نماد آن شورای امنیت سازمان ملل بود.
این نظم جدید از زمان تأسیس توسط جنایتکاران پیروز جنگ جهانی دوم، تا زمانی که یکی از اضلاع آن - شوروی - فروپاشید، در متن خود جنگهای دیگری در پی داشت، با این تفاوت که این بار دود آنها عمدتاً به چشم مردم دو قاره آسیا و آفریقا رفت. چهار جنگ پرشدتتر آسیایی این دوره شامل جنگ کره، جنگ ویتنام، جنگ افغانستان و جنگ ایران و عراق 41 سال از 44 سال دوره 1947 تا 1991 یعنی دوران جنگ سرد را پوشش داد!
با فروپاشی شوروی، نظام دوقطبی کم و بیش به نظام تکقطبی تبدیل شد و همان مناسبات با خشونت بیشتر بر صحنه بینالملل حکمفرما گردید و به جنگهای بیشتر منجر شد. از جنگ کره در 4 تیر1329/ 25 ژوئن 1950 تا جنگ اوکراین در 5 اسفند 1400/ 24 فوریه 2022، بدون استثنا نقش دولتهای آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان و روسیه در جنگهای این دوره برجسته بود.
حالا وزیر خارجه آمریکا در دانشگاه جان هاپکینز
میگوید «نظم جهانی پیشین به پایان رسیده است». بلینکن میگوید جهان به سمت سهقطبی آمریکا، چین و روسیه در حال حرکت است. او در این میان باز بهطور ضمنی از آیندهای پر از جنگهای خونین خبر داد و گفت با چین بزرگترین چالشها را خواهیم داشت. درخصوص این موضوع نکاتی وجود دارد:
1- نظم جدید جهانی قطعی است. کمااینکه پایان نظم پیشین هم قطعی است. اما نظم جدید چگونه نظمی است؟ اگر آنگونه باشد که آنتونی بلینکن بیان کرده، نظم جدیدی نیست، همان نظم 70 ساله قبلی است که 44 سال دوقطبی و حدود 25 سال یک قطبی بوده، از این پس سهقطبی خواهد بود با این تفاوت که در گذشته توازن به نفع بلوک غرب بود، حالا توازن به نفع آسیا است که به تنهایی دو ضلع از سه ضلع نظام آینده را تشکیل میدهد. پس اگر نظم جدید این باشد، همان نظم کهنه و پوسیده قبلی است که وصلهپینه شده و به بازار آمده است و مفت هم نمیارزد. اما بلینکن در واقع آرزوی آمریکا را اظهار کرده است ولی واقعیت با آرزوی او تفاوت اساسی دارد. اگر ملاک، اظهارنظر مقامات آمریکایی باشد که در سال 1369 جرج واکر بوش
- در مقام رئیسجمهور - گفت «ما یک قرن آمریکایی پیشرو خواهیم داشت». این قلم نمیخواهد بگوید آمریکا از نظر قدرت، حتی در ردیف سوم هم قرار ندارد. حرف این است که آمریکا دیگر قادر به شکلدهی به یک نظام بینالملل و محور شدن در آن نیست.
2- تغییر عنوان و تابلو و در عین حال استمرار بخشیدن به نظم قبلی را نمیتوان نظم جدید خواند. بله اربابان نظم کهنه علاقه دارند با کمترین هزینه، از تبعات نظم پیشین عبور نمایند. اینکه نظم قبلی منسوخ میشود و وزیر خارجه آمریکا هم با تأخیر زیاد به آن اذعان میکند، سبب و علت دارد. درست است که این سبب و علت از دل ضعفهای بزرگ و غلطهای زیاد خود سیستم و نظم قبلی بیرون آمده اما به هیچ وجه یک وضعیت مهندسی شده از سوی خود اربابان نظم پیشین نیست که بیایند بگویند نظم پیشین به پایان رسید و حالا نظم جدیدی را با این بازیگران شروع میکنیم. به همین دلیل بلینکن در همین بیان، یک افق نامطلوب برای آمریکا به تصویر درمیآورد، این یعنی کار از دست آنان خارج شده است و باید خود را برای شرایط بسیار دشوار و پیچیده آماده کنند.
ادعای دیگری که در سخن وزیر خارجه آمریکا نهفته، این است که جهان مثل گذشته با نظمی متصلب مواجه خواهد بود. نظم متصلب در برابر نظم منعطف است. نظم متصلب نظمی است که مثل نظام دوقطبی، قدرتهای بزرگ معینی برای مدتی طولانی در مرکز تصمیمات بینالمللی قرار داشته و بقیه لاجرم بهعنوان قدرتهای کوچکتر پیرامونی، نقشهای واگذار شده خاصی را ایفا میکنند. بلینکن میگوید شکل و هندسه نظم پیشرو همان شکل و هندسه نظم متصلب پیشین است. این هم واقعیت ندارد. آنچه او از فروپاشیدن آن سخن میگوید، نظمی متصلب است و دقیقاً یکی از دلایل فروپاشی آن تصلب آن بوده است. چطور نظم جدید میتواند در عین اینکه علیه تصلب شوریده، خودش متصلب
هدایت شده از کاربر ایتا
باشد؟ نظم متصلب نوعی نظم جبری است که حقیقت جزر و مد دولتها و قدرتها را نمیپذیرد. اگر نظم نوین بخواهد مثل نظم قبلی متصلب باشد، تکرار چیزی است که جهان
علیه آن شورش کرده است.
3- نظم جدید جهانی در درجه اول یک «طغیان» در بنیادها و باورهاست. اساس به بنبست رسیدن نظم پیشین، بنیادهای نادرست آن بوده که در وجه سیاسی به «یکجانبهگرایی» و در وجه فرهنگی به «یکپارچهخواهی» کشیده شده است. این در حال تغییر است. کما اینکه مقدمتاً چنین تغییری در مناسبات به چشم میخورد. بنابراین قرار نیست چین و روسیه به جای فرانسه و انگلیس و یا آمریکا بنشینند و کشورهای دنیا در ذیل هر کدام به یک بلوک متعارض تبدیل گردند. آنچه نظم جدید را از پیشین متمایز میکند، تغییر در وجوه سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و... آن است. و این تغییری نیست که بهطور اتفاقی و خود به خودی رخ دهد، باید برای آن کارهای مختلف، از جمله کار دیپلماتیک کرد و متناسب با این وجوه سازوکارهای لازم را تدارک دید.
۴- ایران در این تغییر جهانی کجاست؟ بعضی با نگاه به پارهای مشکلات که همه کشورها کموبیش با آن دست بهگریبان هستند، میگویند تغییر نظام جهانی کمکهایی به ایران میکند ولی آن را به یک کشور تعیینکننده در عرصه بینالملل تبدیل نمینماید. اما واقعیت چیست؟ واقعیت این است که اولاً خود تغییر از نظمی به نظمی دیگر تا حد بسیار زیادی مرهون انقلاب ایران و ضربات آن به نظم پیشین است؛ ثانیاً ایران با داشتن یک مدل متمایز حکومتداری و نوع خاصی از تجربه سیاسی که ترکیب دین و دنیاست ارائه نموده که به آن جایگاه آلترناتیو نظم پیشین بخشیده است. و در همان حال با داشتن موقعیت مرکزی در تمدنوارههایی نظیر «اسلام انقلابی»، «مقاومت»، و مجهز بودن به ایده فرهنگی مبتنی بر نجات مستضعفین
یک بازیگر سیاسی مدعی است؛ ثالثاً با داشتن جمعیت، مساحت و در نتیجه داشتن بازار بزرگ صادرات و واردات، اشراف بر آبراهها و کریدورها و حجم عظیم تولید ناخالص داخلی و جایگاه آن در حوزه انرژی، موقعیت ویژه اقتصادی دارد و رابعاً از حیث علمی یکی از کشورهای مدعی محسوب میشود. بنابراین ایران میتواند بهعنوان یک قدرت مؤثر در ساخت نظم جدید جهانی ایفای نقش کند. البته این نیاز به کارهای مختلف و فشرده دارد.
سعدالله زارعی