هدایت شده از میثم تـمّار
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💥ضجههای مصی علینژاد در بیبیسی جهانی بابت عدم حمایت غربیها از سالگرد اغتشاشات
💥 وقتی این حرف را میزنم موهای تنم سیخ میشود، سال گذشته بسیاری از سیاستمداران زن موهای خود را کوتاه کردند اما حالا ارتباط خود را قطع نمیکنند و میلیاردها دلار به ایران میدهند.
✅کانال #میثم_تمار 👇
@meysame_tammarr
هدایت شده از سعیدیسم | سعیدحیدری
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هدایت شده از آرمان انقلاب
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دم سازنده این کلیپ گرم.
لطفا منتشر کنید
بما بپیوندید 👆
@Yarane_Engelab
پاسخ دانشگاه تهران به برگزاری جلسه دفاع از پایاننامهای با لباس تروریستهای پژاک
به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، طی روزهای اخیر ویدئویی از جلسه دفاع دانشجویی با نام «لیلا – حسینزاده»که به عنوان دانشجوی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران معرفی میشد، در فضای مجازی منتشر شد، در این ویدئوی کوتاه که در یک کادر بسته گرفته شده، نوع پوشش و همچنین تمجید وی از برخی مؤسسان گروهکها و فرقههای تجزیهطلب منقرضشده، مشاهده میشد.
محمود کمرهای معاون آموزشی دانشگاه تهران در گفتوگو با خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، در واکنش به برگزاری این جلسه دفاع تاکید کرد که حسینزاده که روز گذشته ویدئویی موهن و ضد ایرانی از سخنان او تحت عنوان سخنرانی در جلسه دفاع از پایاننامه منتشر شده است، اصلا دانشجوی دانشگاه تهران نیست و پیش از این از تحصیل محروم شده است.
وی با بیان اینکه فرد نامبرده پیش از این بر اساس رأی کمیسیون موارد خاص دانشگاه تهران از تحصیل محروم شده است، گفت: بر اساس رأی کمیسیون موارد خاص دانشگاه تهران در 14 شهریور ماه 1402، این فرد محروم از تحصیل شد.
کمرهای با تاکید براینکه نامبرده به دو علت «اتمام سنوات مجاز تحصیل» و «عدم ثبتنام در نیمسال دوم سال تحصیلی 1402 – 1401» از تحصیل محروم شده است، خاطرنشان کرد: بنابراین از تاریخ تصمیمگیری کمیسیون موارد خاص دانشگاه به بعد، او دیگر دانشجوی دانشگاه تهران محسوب نمیشود.
مهرداد عربستانی، دانشیار گروه آموزشی انسانشناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران که پیش از این استاد راهنمای لیلا حسینزاده بوده نیز در پاسخ به این سوال که «آیا اطلاع داشتید که این دانشجو قانونا دیگر دانشجوی دانشگاه تهران محسوب نمیشده است؟»، گفت: «اینکه دانشجو محسوب نمیشود را خیر، ولی مطلع بودم در رابطه با مرخصی تحصیلی و همچنین سنوات تحصیلی خود به مشکل برخورد کرده است. قرار بود که ایشان درخواستی بدهد و این امر را پیگیری کند و مدارک لازم را بیاورد تا این مشکل رفع شود. ولی اینکه ایشان به طور کلی دانشجو نیست را خیر، من چنین تلقی را نداشتم.»
عربستانی افزود: «جلسهای که این فرد آن را جلسه دفاع خود معرفی کرده است، قطعا جلسه رسمی محسوب نمیشود. من نمیدانستم که او دیگر اصولا دانشجو نیست و فکر میکردم به مشکلی آموزشی برای ادامه تحصیل برخورد کرده که قابل رفع است و خودش گفت که آن مشکلات را پیگیری و رفع میکنم.»
هدایت شده از کاربر ایتا
پایان نظمی خونبار (یادداشت روز)
«نظم جهانی پیشین به پایان رسیده است»، اشتباه نکنید، این سخن پنج یا شش روز قبل وزیر خارجه فعلی آمریکاست. این اعلام رسمی مرگ نظام دوقطبی و نیز تکقطبی است که در امتداد هم و محصول جنگ جهانی دوم بود. جنگی که در آن دستکم 49 میلیون نفر شهروند غیرنظامی شامل «زنان» و «کودکان» و حداقل 24 میلیون نفر شهروند نظامی عمدتاً اروپایی کشته شدند و آمارهای مشهورتر، از کشته شدن 85 میلیون نفر شهروندان مدنی و نظامی حکایت میکنند. جالب این است که در این جنگ کسانی مانند استالین، روزولت، چرچیل، شارل دوگل، چیانگ کایشک که در فرهنگ سیاسی تبلیغی دنیا «رهبران خردمند» خوانده شدهاند، طرف اصلی جنگ پرتلفاتی بودند که شش سال - 10 شهریور 1318/ 1 سپتامبر 1939 تا 11 شهریور 1324/ 2 سپتامبر 1945- به درازا کشید. نظام جدید جهانی توسط همین شخصیتها در سال 1326/ 1947 ایجاد شد و بزرگترین نماد آن شورای امنیت سازمان ملل بود.
این نظم جدید از زمان تأسیس توسط جنایتکاران پیروز جنگ جهانی دوم، تا زمانی که یکی از اضلاع آن - شوروی - فروپاشید، در متن خود جنگهای دیگری در پی داشت، با این تفاوت که این بار دود آنها عمدتاً به چشم مردم دو قاره آسیا و آفریقا رفت. چهار جنگ پرشدتتر آسیایی این دوره شامل جنگ کره، جنگ ویتنام، جنگ افغانستان و جنگ ایران و عراق 41 سال از 44 سال دوره 1947 تا 1991 یعنی دوران جنگ سرد را پوشش داد!
با فروپاشی شوروی، نظام دوقطبی کم و بیش به نظام تکقطبی تبدیل شد و همان مناسبات با خشونت بیشتر بر صحنه بینالملل حکمفرما گردید و به جنگهای بیشتر منجر شد. از جنگ کره در 4 تیر1329/ 25 ژوئن 1950 تا جنگ اوکراین در 5 اسفند 1400/ 24 فوریه 2022، بدون استثنا نقش دولتهای آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان و روسیه در جنگهای این دوره برجسته بود.
حالا وزیر خارجه آمریکا در دانشگاه جان هاپکینز
میگوید «نظم جهانی پیشین به پایان رسیده است». بلینکن میگوید جهان به سمت سهقطبی آمریکا، چین و روسیه در حال حرکت است. او در این میان باز بهطور ضمنی از آیندهای پر از جنگهای خونین خبر داد و گفت با چین بزرگترین چالشها را خواهیم داشت. درخصوص این موضوع نکاتی وجود دارد:
1- نظم جدید جهانی قطعی است. کمااینکه پایان نظم پیشین هم قطعی است. اما نظم جدید چگونه نظمی است؟ اگر آنگونه باشد که آنتونی بلینکن بیان کرده، نظم جدیدی نیست، همان نظم 70 ساله قبلی است که 44 سال دوقطبی و حدود 25 سال یک قطبی بوده، از این پس سهقطبی خواهد بود با این تفاوت که در گذشته توازن به نفع بلوک غرب بود، حالا توازن به نفع آسیا است که به تنهایی دو ضلع از سه ضلع نظام آینده را تشکیل میدهد. پس اگر نظم جدید این باشد، همان نظم کهنه و پوسیده قبلی است که وصلهپینه شده و به بازار آمده است و مفت هم نمیارزد. اما بلینکن در واقع آرزوی آمریکا را اظهار کرده است ولی واقعیت با آرزوی او تفاوت اساسی دارد. اگر ملاک، اظهارنظر مقامات آمریکایی باشد که در سال 1369 جرج واکر بوش
- در مقام رئیسجمهور - گفت «ما یک قرن آمریکایی پیشرو خواهیم داشت». این قلم نمیخواهد بگوید آمریکا از نظر قدرت، حتی در ردیف سوم هم قرار ندارد. حرف این است که آمریکا دیگر قادر به شکلدهی به یک نظام بینالملل و محور شدن در آن نیست.
2- تغییر عنوان و تابلو و در عین حال استمرار بخشیدن به نظم قبلی را نمیتوان نظم جدید خواند. بله اربابان نظم کهنه علاقه دارند با کمترین هزینه، از تبعات نظم پیشین عبور نمایند. اینکه نظم قبلی منسوخ میشود و وزیر خارجه آمریکا هم با تأخیر زیاد به آن اذعان میکند، سبب و علت دارد. درست است که این سبب و علت از دل ضعفهای بزرگ و غلطهای زیاد خود سیستم و نظم قبلی بیرون آمده اما به هیچ وجه یک وضعیت مهندسی شده از سوی خود اربابان نظم پیشین نیست که بیایند بگویند نظم پیشین به پایان رسید و حالا نظم جدیدی را با این بازیگران شروع میکنیم. به همین دلیل بلینکن در همین بیان، یک افق نامطلوب برای آمریکا به تصویر درمیآورد، این یعنی کار از دست آنان خارج شده است و باید خود را برای شرایط بسیار دشوار و پیچیده آماده کنند.
ادعای دیگری که در سخن وزیر خارجه آمریکا نهفته، این است که جهان مثل گذشته با نظمی متصلب مواجه خواهد بود. نظم متصلب در برابر نظم منعطف است. نظم متصلب نظمی است که مثل نظام دوقطبی، قدرتهای بزرگ معینی برای مدتی طولانی در مرکز تصمیمات بینالمللی قرار داشته و بقیه لاجرم بهعنوان قدرتهای کوچکتر پیرامونی، نقشهای واگذار شده خاصی را ایفا میکنند. بلینکن میگوید شکل و هندسه نظم پیشرو همان شکل و هندسه نظم متصلب پیشین است. این هم واقعیت ندارد. آنچه او از فروپاشیدن آن سخن میگوید، نظمی متصلب است و دقیقاً یکی از دلایل فروپاشی آن تصلب آن بوده است. چطور نظم جدید میتواند در عین اینکه علیه تصلب شوریده، خودش متصلب
هدایت شده از کاربر ایتا
باشد؟ نظم متصلب نوعی نظم جبری است که حقیقت جزر و مد دولتها و قدرتها را نمیپذیرد. اگر نظم نوین بخواهد مثل نظم قبلی متصلب باشد، تکرار چیزی است که جهان
علیه آن شورش کرده است.
3- نظم جدید جهانی در درجه اول یک «طغیان» در بنیادها و باورهاست. اساس به بنبست رسیدن نظم پیشین، بنیادهای نادرست آن بوده که در وجه سیاسی به «یکجانبهگرایی» و در وجه فرهنگی به «یکپارچهخواهی» کشیده شده است. این در حال تغییر است. کما اینکه مقدمتاً چنین تغییری در مناسبات به چشم میخورد. بنابراین قرار نیست چین و روسیه به جای فرانسه و انگلیس و یا آمریکا بنشینند و کشورهای دنیا در ذیل هر کدام به یک بلوک متعارض تبدیل گردند. آنچه نظم جدید را از پیشین متمایز میکند، تغییر در وجوه سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و... آن است. و این تغییری نیست که بهطور اتفاقی و خود به خودی رخ دهد، باید برای آن کارهای مختلف، از جمله کار دیپلماتیک کرد و متناسب با این وجوه سازوکارهای لازم را تدارک دید.
۴- ایران در این تغییر جهانی کجاست؟ بعضی با نگاه به پارهای مشکلات که همه کشورها کموبیش با آن دست بهگریبان هستند، میگویند تغییر نظام جهانی کمکهایی به ایران میکند ولی آن را به یک کشور تعیینکننده در عرصه بینالملل تبدیل نمینماید. اما واقعیت چیست؟ واقعیت این است که اولاً خود تغییر از نظمی به نظمی دیگر تا حد بسیار زیادی مرهون انقلاب ایران و ضربات آن به نظم پیشین است؛ ثانیاً ایران با داشتن یک مدل متمایز حکومتداری و نوع خاصی از تجربه سیاسی که ترکیب دین و دنیاست ارائه نموده که به آن جایگاه آلترناتیو نظم پیشین بخشیده است. و در همان حال با داشتن موقعیت مرکزی در تمدنوارههایی نظیر «اسلام انقلابی»، «مقاومت»، و مجهز بودن به ایده فرهنگی مبتنی بر نجات مستضعفین
یک بازیگر سیاسی مدعی است؛ ثالثاً با داشتن جمعیت، مساحت و در نتیجه داشتن بازار بزرگ صادرات و واردات، اشراف بر آبراهها و کریدورها و حجم عظیم تولید ناخالص داخلی و جایگاه آن در حوزه انرژی، موقعیت ویژه اقتصادی دارد و رابعاً از حیث علمی یکی از کشورهای مدعی محسوب میشود. بنابراین ایران میتواند بهعنوان یک قدرت مؤثر در ساخت نظم جدید جهانی ایفای نقش کند. البته این نیاز به کارهای مختلف و فشرده دارد.
سعدالله زارعی
هدایت شده از کاربر ایتا
بخشکیشانس! این هم شد اپوزیسیون؟! (نکته)
۱- در جلسهای که به پرسش و پاسخ درباره مسائل سیاسی روز اختصاص داشت، یکی از شرکتکنندگان که بیتمایل به غرب نبود، پرسید؛ از کجا معلوم مصاحبه برخی از لیدرهای اغتشاشات سال گذشته و کسانی که اخیراً دستگیر شدهاند، تحت فشار و شکنجه نبوده است؟! در پاسخ گفته شد، برفرض محال که فشار و شکنجهای در میان باشد! ولی فشار و شکنجه که «سند» تولید نمیکند! مثلاً اگر یک قاچاقچی مواد مخدر در حالی که محمولهای از مواد را با خود حمل میکند، شناسایی و بازداشت شود، چه جای انکار است که برای اعتراف گرفتن از او نیازی به فشار باشد؟! بازداشتشدگان اغتشاشات هنگام ارتکاب جرم و در حال حمل اسلحه گرم بازداشت شدهاند و علاوهبر تصاویر ضبط شده از صحنه جرم و اسنادی که از روابط تلفنی و رد و بدل پیام با سرویسهای بیگانه و... به دست آمده، سپس شناسایی و بازداشت شدهاند. این اسناد که با شکنجه و فشار ساخته نمیشود! ولی صرفنظر از این ماجرا، نکته دیگری نیز در میان است که به ایشان گفته شد.
بخوانید!
۲- شهید محمد شهسواری، درحالی که به دست نظامیان رژیم بعثی اسیر شده و با دستهای بسته و در محاصره نیروهای مسلح دشمن ایستاده بود، روی به دوربین خبرنگاران خارجی حاضر در صحنه کرد و با صدای بلند فریاد زد «مرگ بر صدام، ضد اسلام». مهندس محمد جواد تندگویان وزیر نفت کشورمان که در مناطق جنگی به اسارت نظامیان بعثی در آمده بود، در اسارتگاه تحت شکنجههای وحشیانه و طاقتفرسایی قرار گرفت. بعثیها از او میخواستند که در یک مصاحبه تلویزیونی حاضر شود و فقط اعلام کند که از حضور در جبهه پشیمان است. مهندس تندگویان تمامی شکنجههای سخت را تحمل کرد و تحت شکنجه به شهادت رسید اما هرگز حاضر نشد از حضور خود در جبهه ابراز پشیمانی کند. همین یک سال گذشته، اغتشاشگران وحشی و تحت مدیریت موساد، شهید آرمان علیوردی را با ضربات سهمگین دشنه و تیغ موکتبری به سختی شکنجه کردند. از او میخواستند که فقط یک کلمه علیه رهبر نظام مقدس جمهوری اسلامی بر زبان آورد. شهید علیوردی، تن به شهادتی مظلومانه داد و به خواسته شکنجهگران تن نداد. وقتی برای تحویل و تبادل پیکر شهید محسن حججی رفته بودند و به مثله کردن پیکر پاکش اعتراض کردند. عامل داعش گفت؛ تقصیر خودش بود که لب به سخن باز نکرد! شهید عجمیان، شهید... شهید.. و... اکنون سرکردگان اپوزیسیون و به اصطلاح لیدرهای آنها را با شهدای مورد اشاره مقایسه کنید؟! بر فرض محال که شکنجه شده باشند! ولی سؤال این است که آنها چه نوع سرکرده و لیدری هستند که اگر شیرکاکائو از صبحانهشان حذف شود، هرچه در دل پنهان کرده بودند را بیرون میریزند؟!
با این لیدرها و سرکردگان میخواهند به مقابله با نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران برخیزند؟! نظامی که ۴۵ سال است با همه قدرتهای ریز و درشت پنجه در پنجه افکنده
و همه روزه نیز بر اقتدارش افزوده است.
۳- و بالاخره، این نکته نیز هرچند خالی از طنز نیست ولی گفتنی است و از واقعیت آشکاری حکایت میکند و آن، این که جمهوری اسلامی ایران اگرچه در بسیاری از عرصهها، نظیر عرصههای علم و تکنولوژی، عرصه نظامی، حضور مقتدرانه در عرصه بینالمللی، ساخت موشکهای هایپرسونیک، ساخت دریچه قلب، درمان تالاسمی با شیوه پیوند مغز استخوان، تولیدکننده دکلهای انتقال برق، فناوری لیزر، تولید نانو دارو، صنعت سدسازی، برخورداری از چرخه کامل فناوری فضایی، تولید پهپاد رادارگریز، و دهها عرصه دیگر، پیشرفتهای فراوان و خیرهکنندهای داشته است ولی از اپوزیسیون شانس نیاورده است! میپرسید چرا؟! کافی است فقط نیم نگاهی به سرتا پای اپوزیسیون نظام در داخل و خارج کشور بیندازید! و آنها را با گروههای اپوزیسیون در سایر کشورها مقایسه کنید! گروهها و جریانات اپوزیسیون در بسیاری کشورها از شخصیتهای برجسته، کارشناس، دانشمند، هنرمند، مقاوم، صاحب فکر و اندیشه و... تشکیل شده است. حالا به اپوزیسیون کشور خودمان نگاه کنید. چه میبینید؟! یک مشت آدمنمای بیسواد، بیشخصیت، اجق وجقهای علاف، نان به نرخ روزخور، کاسهلیس بیگانه، وطنفروش، نوکر صفت و... غیر از این است؟! اپوزیسیون در کشورهای دیگر از عضویت برخی هنرمندان صاحبنام برخوردارند و اپوزیسیون کشور ما، تعدادی هنرپیشهنما را جذب کرده است که اگر هر چه داشته باشند، هنر ندارند! گروههای اپوزیسیون کشور ما، هر چند روز یکبار با هم ائتلاف میکنند و به بنبست که میرسند یکدیگر را به باد فحش و ناسزا (بخوانید بسزا) میگیرند. مثل اسبهای درشکه که وقتی به سربالایی میرسند و توان حرکت ندارند، همدیگر را گاز میگیرند. این به آن میگوید شعورت از گاو کمتر است! آن بر سر این که در حال سخنرانی است داد میزند که بع بع نکن! آن به این پرخاش میکند که چرا نوار صوتی جلسه محرمانه را به ماموران اطلاعاتی نظام دادهای؟! و...
این قصه سر
هدایت شده از کاربر ایتا
دراز دارد... بخشکیشانس! این هم شد اپوزیسیون؟!
حسین شریعتمداری