eitaa logo
با شهدا گم نمی شویم
3.1هزار دنبال‌کننده
10.4هزار عکس
2.1هزار ویدیو
60 فایل
#شهدا امامزادگان عشقند كه مزارشان زيارتگاه اهل يقين است. آنها همچون ستارگانی هستند که می توان با آنها راه را پیدا کرد. ارتباط با مدیر کانال: @bonyan_marsoos ادمین تبادل: @basir114 ادمین تبلیغات: @K48MM80O59
مشاهده در ایتا
دانلود
11.45M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹 دوکوهه، ماندگارترین فصل کتاب عاشقی این سرزمین است. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 🌹شهدا رایاد کنیم با ذکر صلوات🌹 ╭🌹 ╰┈➤ @Sedaye_Enghelab
666.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‏مادرش رو تو جنگ ۱۲ روزه از دست داده میگه: بعد از مادرم وقتی چیزی میگیرم خوشحال میشم ولی ذوق نمیکنم...💔 بمیرم برا دلت... ╭🌹 ╰┈➤ @Sedaye_Enghelab
🌷زندگی می گذرد؛ سختيها و راحتيها، پستيها و بلنديها؛ ولی چيزی كه می ماند برای آخرت انسان، عمل خويش است. گر چه بايد بگويم كه عمل من نتوانست حداقل خودم را راضی كند، چه رسد به خدا؛ اما هميشه در اين آرزو باشيد، عاشق خدا شويد و به او نزديک شويد. 🌷عزيزان! انقلاب را مانند هديه گرانقدری كه به شما از سوی رب سبحان رسيده است، با جان و دل محافظت كنيد و مانند حسين بن علی (ع)، خود و خانواده خود را فدای راه خدا كنيد و اين را با آخرت مبادله كنيد؛ چرا كه اين، بزرگترين و پر صرفه‌ترين تجارت است. "شهید عبدالحسین حمایتی" ╭🌹 ╰┈➤ @Sedaye_Enghelab
1.12M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‏با لباس خادمی امام رضا چه قشنگ گفت: حالا منم و چشم ترم و باران اباعبدالله ... حالا منم و کوه غمم و درمان اباعبدالله.. ╭🌹 ╰┈➤ @Sedaye_Enghelab
🌹 به بچه‌های مدرسه گفته بودند از دیدار کوتاهی که تک‌تک‌شان را بوسید و دست داد برایش نامه بنویسند. نوشته‌های بچه‌ها نشان می‌داد که هنوز گرمای آن دیدار در ذهن‌شان است. سلام سردار ... افسوس که زود از میان ما رفتی ... شما مثل پدربزرگ من بودی ... یادت رفتنی نیست ... 🌹نامه یکی از بچه‌ها با بقیه فرق داشت. «هنگامی که شهید شوشتری به مدرسه ما آمدند، ما خیلی خوشحال شدیم. او سروصورت همه بچه‌ها را بوسید و با ما خیلی شوخی می‌کرد. او می‌گفت: بچه‌ها برای شما اسلحه آوردم. من با خودم گفتم یعنی چه؟ این چه طور اسلحه‌ای است؟! بعد به ما کیف، مداد، دفتر و خودکار داد و گفت: اسلحه شما قلم شماست. این مدرسه سنگر شماست و شما رزمندگان این سنگر هستید. ما بچه‌ها هم سعی و تلاش می‌کنیم تا از خاک کشورمان ایران تا پای جان دفاع کنیم و با آنانی که شما را به شهادت رساندند مبارزه کنیم. شما مرد بودی و به ما مردانگی آموختی.» مهرالله شه‌بخش ✍روایت: صدوسی‌و‌هشتم 📖 کتاب: نورعلی نیم نگاهی به زندگی و اوج‌بندگی "سردار شهید نورعلی شوشتری" ╭🌹 ╰┈➤ @Sedaye_Enghelab
19M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 چرا حضرت تشریف نمیارن؟ 🎙استاد عالی ✨ أللّهُمَّ‌عَجِّلْ‌لِوَلِیِّڪَ‌الْفَرَجْ‌‌ ✨ ╭🌹 ╰┈➤ @Sedaye_Enghelab
💠 برای دیدن پدر و مادر می‌رفتم؛ بین راه نیت کردم برای خشنودی قلب امام زمان (عجل الله تعالی‌ فرجه‌ الشریف) دست پدر و مادرم را ببوسم. 💠 تپش قلب گرفتم، رسیدم و خم شدم و دست مادرم را بوسیدم. دست پدر را هم بوسیدم... چقدر گستاخانه منتظر پاداش الهی بودم. شب در عالم خواب رویایی دیدم... 💠 آن‌چه در ذهنم ماند پیراهن مشکی نوکری‌ام بود که مادرم در عالم خواب به من گفت: ان شاءالله شهید شدی این پیراهن را برایم می‌آورند. من هم گفتم ان شاءالله. 📝 دست نوشته "شهید مدافع حرم محسن حججی" در سال ۱۳۹۵ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ╭🌹 ╰┈➤ @Sedaye_Enghelab
‏میگن وسط یه عملیات ، یهو دیدن حاج قاسم دارن میرن..! گفتن: حاجی کجا میری؟! ماموریت داریم! حاج قاسم فرمودن: ماموریتی مهم تر از نماز نداریم..! ╭🌹 ╰┈➤ @Sedaye_Enghelab
🌷حاجی هشت سال در دفاع مقدس در جبهه ها حضور داشت و جانباز و دچار موج گرفتگی شده بود. موقعی که دخترم می خواست کنکور شرکت کند گفتم آقا مصطفی کد جانبازیت چنده؟ گفت: بگذار از معلومات خودش استفاده کند و قبول شود؛ وابسته به این چیزها نباشید. هیچ وقت اسناد و مدارکی دال بر مجروحیت و جانبازی ایشان ندیدیم. 🌷بعد از سوریه ترکش های ریزی در بدنش بود که با موچین از بدنش درمی آوردم در پوست پایش یا در لاله گوشش بازهم می گفتم: حاجی تمام بدنت مجروح است. تو حق داری سهمی داشته باشی می گفت: «نه من برای خدا رفتم و با کس دیگری معامله کرده ام» و واقعا هم خدا همیشه بهترین ها را به ما داده است. ✍راوی همسر شهید "شهید مدافع حرم مصطفی رشید پور" ╭🌹 ╰┈➤ @Sedaye_Enghelab
🌹چهره‌اش داد می‌زد که هراسان است. گفتم سردار چیزی شده؟ _چند شب است خواب میبینم -چه خوابی؟ _داخل قبرستانم و سر قبر شهیدی نشسته‌ام به فاتحه خواندن یکی دستش را روی شانه ام میگذارد و میگوید: چرا به خانواده‌ام رسیدگی نمی‌کنی؟ این چند روز هر چه فکر کردم نفهمیدم آن شهید کیست. چهره‌اش در خواب برایم آشنا نبود. نکند به نامه یک هفته پیش ربط داشته باشد. -کدام نامه؟ _همان نامه‌ای که خانمی بعداز سخنرانی به شما داده بود و شما هم دادی به من تا بخوانمش. -وای به کلی یادم رفته بود. برو نامه را بیاور نورعلی نامه را که خواند زنگ زد به شماره‌ای که پایین نامه بود. به خانه‌اش دعوتشان کرد. وقتی آمدند دست دختر خانواده قاب عکسی بود. نورعلی سریع شناختش همانی بود که در خواب دیده بودا مادر، مشکل مریضی دختر شهید را که گفت؛ نورعلی کمکشان کرد تا زود بستری‌اش کنند. 🌹سردار که مسافر بهشت شد خبر آمد دختر شهید تازه از اتاق عمل بیرون آمده و خطر هم رفع شده است. حالا پدر دختر در آسمان میزبان نورعلی بود. ✍روایت: صدوسی‌ونهم 📖 کتاب: نورعلی نیم نگاهی به زندگی و اوج‌بندگی "سردار شهید نورعلی شوشتری" ╭🌹 ╰┈➤ @Sedaye_Enghelab
073.mp3
زمان: حجم: 2.87M
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ❤️ حزب : هفتاد و سه 📖 آيات ۲۱ تا ۷۷فرقان 🎙 قاری : استاد پرهیزگار ششم ╭🌹 ╰┈➤ @Sedaye_Enghelab
20.61M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تخریب‌چی، قهرمانی‌ست که اسمش همیشه بی‌صدا موند، اما صدای قدم‌هاش، راه رو برای همه باز کرد. ╭🌹 ╰┈➤ @Sedaye_Enghelab