✨﷽✨
⛔️انواع گناهان و تأثیرات آنها بر زندگی!
✍امام صادق (علیه السلام) میفرمایند:
🔥گناهی كه نعمت ها را تغيير میدهد:
تجاوز به حقوق ديگران است.
🔥گناهی كه پشيمانی می آورد:
قتل است.
️🔥گگناهی كه گرفتاری ايجاد میكند:
ظلم است.
🔥گناهی كه آبرو می بَرد:
شرابخواری است.
🔥گناهی که جلوی روزی را میگیرد:
زناست.
🔥 گناهی كه مرگ را شتاب میبخشد:
قطع رابطه با خويشان است.
🔥گناهی كه مانع استجابت دعا میشود
و زندگی را تيره و تار میکند:
نافرمانی از پدر مادر است.
📚علل الشرايع ج ۲-ص۵۸۴
↶【به ما بپیوندید 】↷
_________________
http://eitaa.com/joinchat/1284702208C7c11ed722e
🔴هیچ وقت بیشتر از 3روز با هم قهر نکنید!
🌷امام باقر (عليه السلام) فرمود:
✨دو مومن بيش از سه روز قهر نمى كنند الا اينكه در روز سوم به بعد من از هر دو بيزارم.
🔹 به امام گفته شد:
اى فرزند رسول خدا اين حال ظالم است، اما تقصير ديگرى كه بر او ظلم شده چيست؟
🌺حضرت فرمودند: براى اين كه او نمى رود به ظالم بگويد كه من بد كردم و تقصير را به گردن بگيرد تا بتواند با هم صلح و آشتی کنند.
🌸حضرت رسول - صلی الله علیه و آله - فرمود:
«هر دو نفر مسلمانی که از یکدیگر قهر و خشم کنند و از هم دوری جویند و سه روز چنین باشند و با هم صلح و آشتی نکنند، از دایره اسلام بیرون می روند.
🔵 و هر کدام که ابتدا به صلح و سخن
گفتن کند در روز قیامت زود داخل بهشت خواهد شد»
🌼پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله میفرمایند:
هر کس یک سال از برادر خویش قهر کند چنانست که خون وى را ریخته است.
🌸حضرت صادق علیه السلام میفرمود:
«پیوسته تا دو مسلمان با هم قهرند، ابلیس شاد است و چون آشتى کنند، زانوهایش بلرزد و بهم بخورد و بندهایش از هم بگسلد و فریاد کشد: اى واى بر من هلاک شدم»
📙کافی، ج 2، ص 345، ح 5)
📘بحارالانوار، ج72، ص188
📗کلینی، محمدبن یعقوب؛اصول من الکافی، علی اکبر غفاری، بیروت، دارالتعارف،1401، چاپ چهارم، ج2 ص 346.
🏴امـام زمانےامــ³¹³
http://eitaa.com/joinchat/2664169472C4f3a257aa7
⚫️امام حسین علیه السلام و آرزوی شهید(بسیار زیبا)
❎ابوریاض یکی از افسرای عراقی میگوید:
🔴توی جبهه جنوب مشغول نبرد با ایران بودیم که دژبانی من رو خواست وخبر کشته شدن پسرم رو بهم داد.
خیلی ناراحت شدم. رفتم سردخانه ، کارت و پلاکش رو تحویل گرفتم.
🔰اونا رو چک کردم ، دیدم درسته. رفتم جسدش رو ببینم. کفن رو کنار زدم ، با تعجب توأم با خوشحالی گفتم: اشتباه شده ، اشتباه شده ، این فرزند من نیست!
🔷افسر ارشدی که مأمور تحویل جسد بود گفت: این چه حرفیه می زنی؟ کارت و پلاک رو قبلا چک کردیم و صحت اونها بررسی شده.
☑️ هر چی گفتم باور نکردند.کم کم نگران شدم با مقاومتم مشکلی برام پیش بیاد.
✳️من رو مجبور کردند که جسد را به بغداد انتقال بدم و دفنش کنم.
به ناچار جسد رو برداشتم و به سمت بغداد حرکت کردم تا توی قبرستان شهرمون به خاک بسپارم.
🔳 اما وقتی به کربلا رسیدم ، تصمیم گرفتم زحمت ادامه ی راه رو به خودم ندهم و اون جوون رو توی کربلا دفن کنم.
🔆 چهره ی آرام و زیبای آن جوان که نمی دانستم کدام خانواده انتظار او را می کشید ، دلم را آتش زد.
🍃خونین و پر از زخم ، اما آرام و با شکوه آرمیده بود. او را در کربلا دفن کردم، فاتحه ای برایش خواندم و رفتم.
✔️... سال ها از آن قضیه گذشت.بعد از جنگ فهمیدم پسرم زنده است!
اسیر شده بود و بعد از مدتی با اسرا آزاد شد. به محض بازگشتش ، ازش پرسیدم: چرا کارت و پلاکت رو به دیگری سپردی؟
❄️پسرم گفت: من رو یه جوون بسیجی ایرانی اسیر کرد. با اصرار ازم خواست که کارت و پلاکم رو بهش بدم. حتی حاضر شد بهم پول هم بده.
وقتی بهش دادم ، اصرار کرد که راضی باشم.
💥 بهش گفتم در صورتی راضی ام که بگی برای چی میخوای.
🌹 اون بسیجی گفت: من دو یا سه ساعت دیگه شهید میشم.
🔵قراره توی کربلا در جوار مولا و اربابم حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام دفن بشم، می خوام با این کار مطمئن بشم که تا روز قیامت توی حریم بزرگترین عشقم خواهم آرمید...
⚫️شهید آرزو میکنه کنار اربابش حسین دفن بشه ، اونوقت جاده ی آرزوهای ما ختم میشه به پول ، ماشین ، خونه ، معشوقه زمینی ، گناه و ...
🌹خدایا! ما رو ببخش که مثل شهدا بین آرزوهامون،جایی برای تو باز نکردیم...
🏴امـام زمانےامــ³¹³
http://eitaa.com/joinchat/2664169472C4f3a257aa7
📗 منبع:کتاب حکایت فرزندان فاطمه 1 صفحه 54
🔞حڪایت توبـه ڪننـدگـان واقعـی
شخصی همراه خانواده اش با کشتی مسافرت می نمود . در وسط دریا کشتی گرفتار توفان و امواج سهمگین شد و شکست و تمام سرنشینان آن غرق شدند مگر زن آن شخص که محکم به تخته پاره ای چسبیده و به ساحل رسید .
در آنجا جوان راهزن و فاسقی که از هیچ گناهی فروگذار نمی کرد، زندگی می نمود . وقتی که چشمش به آن زن افتاد، خوشحال شد و به طرفش رفت و پرسید تو از جنّی یا انس؟ گفت : من انسانم . جوان فاسق به آن زن نزدیک شد و همین که خواست دست خیانت به سوی آن زن دراز کند ...
دید آن زن مضطرب شده و می لرزد ، پرسید: چرا مضطربی؟ آن زن اشاره به آسمان کرد و گفت : از خدایم می ترسم ، پرسید : هرگز گرفتار این گونه گناه شده ای؟ گفت : نه، به عزّت خدا سوگند که هرگز این گناه را مرتکب نشده ام ، گفت: تو هرگز چنین کاری نکرده ای، چنین از خدا می ترسی و حال آن که به اختیار تو نیست و تو را به جبر به این کار وا می دارم ! پس من اولایم به ترسیدن و سزاوارم به خائف بودن، پس برخاست و از عمل خود پشیمان شد و به درگاه الهی توبه نمود .
او آن زن را رها نموده و به سوی خانه خود روان شد . در بین راه به راهبی برخورد و با او همسفر گردید ؛ وقتی که مقداری راه رفتند، هوا بسیار گرم شد و نور خورشید آنها را اذیت نمود.
راهب به آن جوان گفت: دعا کن که خدا ابری بفرستد تا بر ما سایه افکند، جوان گفت: من در پیشگاه خدا خجلم، زیرا علاوه بر آن که حسنه ای ندارم ، بلکه غرق گناهم . راهب گفت من دعا می کنم و تو هم آمین بگو ، چنین گردند، بعد از مدت کمی، ابری بر سر ایشان پیدا شد و سایه افکند .
مقداری از راه با هم بودند تا بر سر دوراهی رسیدند و با هم وداع نمودند، جوان به راهی رفت و راهب به راه دیگر روان شد، ناگهان راهب متوجّه شد که، بر بالای سر جوان سایه افکنده است ، فوری خودش را به آن جوان رساند و گفت: تو از من بهتری، زیرا که دعای من با آمین شما مستجاب شد، بگو چه کرده ای که مستحق این کرامت شده ای ؟
جوان قضیه خود را نقل کرد، راهب گفت: چون از خوف خدا، ترک معصیت او کردی، خدا گناهان گذشته تو را آمرزیده است، سعی کن که بعد از این خوب باشی .
خداونـدا پشیمانم پشیمـان کجــا رو آورم از زخم عصـیان
سیاهیهای دل زارم نموده بکن رحمی بر ای زار پریشان
🏴امـام زمانےامــ³¹³
http://eitaa.com/joinchat/2664169472C4f3a257aa7
⚫️ در ظهر عاشورا چه گذشت..(قسمت چهارم)
🔴 السّلام عَلی مسْلم ابن عوسجه اسدی
🌻امام حسین علیه السلام در روز عاشورا بر بالین هشت نفر از یاران خود که به درجه رفیع شهادت نایل شده بودند حاضر شد که این حضور ،دلیل بر عظمت شهید بود.
یکی از آنها مسلم ابن عوسجه اسدی بود...
🍀در زیارت ناحیه منسوب به آقا امام زمان (عج) از هیچ یک از شهدا به اندازه مسلم تقدیر و تجلیل نشده است...
🌷مسلم کسی بود که وقتی امام به او اجازه بازگشت به وطن داد گفت: نه بخدا قسم برنمیگردم تا آنقدر نیزه در سینه دشمن فرو کنم و باشمشیر بجنگم تا شمشیر از دستم بیفتد و اگر سلاحی برایم نماند با سنگ با دشمنان شما خواهم جنگید تا در رکاب شما به شهادت برسم...
🌺 مسلم مردی شریف و از زهاد زمان خود بود و پیوسته در پای ستونی در مسجد کوفه نماز و به دعا و نیایش مشغول بود واز شجاعان نامی روزگار و اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و در جنگهای اسلامی از نامداران به حساب می آمد.
🌿وی برای امام حسین نامه نوشت و اورا دعوت کرد و بر عهد خود باقی ماند.
🌹 موقعی که مسلم ابن عقیل نماینده امام حسین وارد کوفه شد مسلم ابن عوسجه به وکالت از مسلم ابن عقیل برای امام از مردم بیعت میگرفت.
🍀 وی هنگام اطلاع از حرکت امام از کوفه خارج شد و به اتفاق حبیب به کربلا آمدند و به امام پیوستند..
🔴شهادت مسلم ابن عوسجه
🌹مسلم ابن عوسجه در میدان نبرد دلیریهای بسیار کرد تا سرانجام دوتا از دشمنان با کمک یکدیگر اورا از پا در آوردند.
🌺امام علیه السلام به سرعت به بالین او آمد و مسلم هنوز جان داشت. امام فرمود خدا تورا رحمت کند...
🌑 آخرین نفس های مسلم
🌷مسلم لحظات آخر عمر خود را میگذراند که حبیب هم به بالینش آمد و گفت: مرگ تو بر من گران است تورا به بهشت بشارت باد، اگر نبود که ساعتی بعد نیز من به تو ملحق میشوم،دوست داشتم تا به من وصیت کنی و وصیت تورا انجام دهم.
💥اما میدانم که امکان ندارد و ساعاتی بعد من هم به شما ملحق خواهم شد.
✨مسلم با صدای ضعیفی گفت: من تورا به این مرد(اشاره به امام حسین علیه السلام ) وصیت میکنم که تا جان داری او را یاری کنی.
💐حبیب گفت: به خدا که غیر از این نکنم . در این هنگام مسلم جان به جان آفرین تسلیم کرد . یاران امام نعش او را برداشتند و در خیمه شهدا گذاشتند...
✍ادامه دارد...
📗 اعیان الشیعه ج 1 ص 605
📘 ابصارالعین ص 62
📒بحار ج 45 ص 20
📔 حیات الحسین ج 3 ص 212
🏴امـام زمانےامــ³¹³
http://eitaa.com/joinchat/2664169472C4f3a257aa7
🔴سوال از امام صادق در مورد شکافتن قبر امام حسین علیه السلام!
✳️عبدالله بن بکر میگوید:
🌟روزی از حضرت صادق علیه السلام پرسیدم که:
🌸 یابن رسول الله اگر قبر حضرت امام حسین(علیه السلام) را بشکافند آیا در قبر آن حضرت چیزی خواهند دید؟
🌻حضرت علیه السلام فرمود: ای پسر بکر چه بسیار عظیم است سؤال تو...
🌺 به درستی که حسین بن علی(علیه السلام ) با پدر و مادر و برادر خود در منزل رسول خدا(صلی الله علیه و آله) هستند و با آن حضرت روزی خورده و شادمانی میکنند.
❤️گاهی بر جانب راست عرش آویخته و میگوید: پروردگارا! وفا کن به عهدی که با من بستهای و نظر میکند بر زیارت کنندگان خود،
ایشان را با نامهایشان و نام پدرانشان میشناسند.
❤️ و نظر میکنند به سوی آنهایی که بر او گریه میکنند و برایشان طلب آمرزش کرده و از پدرانشان میخواهند که برای آنها استغفار کنند
و میگویند: ای گریه کننده بر من! اگر بدانی خدا چه چیزی برای تو مهیا کرده از ثوابها، هر آینه شادی تو زیادتر از اندوه تو خواهد شد.
✨قطرهای از اشک برای امام حسین اگر در جهنم بیفتد آتش و حرارت آن را خاموش میکند.
✨ملائکه خود آن اشکها را گرفته و در شیشهای ضبط میکنند.
(توجه شود: حقایق برتر از این مسائل است، اما این چنین گفتهاند تا مخاطب عادی بتواند بفهمد)
✨برای هر عملی ثواب محدودی است، جز ثواب آن اشک که اجر آن محدودیتی و یا اتمامی ندارد.
✨آن چشم گریان در نزد خداوند از تمام چشمها محبوبتر است.
✨همه چشمها در روز قیامت گریانند، مگر چشمی که بر امام حسین(علیه السلام) گریه کرده باشد.
✨آن چشم را ملائکه تبرّک میکنند و اشک را خود از آن پاک میکنند...
📘بحارالانوار، ج44، ص289
بحارالانوار /278/44/
امالی صدوق مجلسی 17/ ص68
منتهی الآمال ، ج 1، ص 538
منتهی الآمال ، ج 1، ص 539 و....
🏴امـام زمانےامــ³¹³
http://eitaa.com/joinchat/2664169472C4f3a257aa7