+ بابا ساعت نه و نیمه، بریم یه سر امامزاده صالح تا نبسته ؟
- بریم.. بذار من برم حساب کنم..
* ذوق
+ وای مامان چرا نمیاد دیر شد الان میبندن..
- تا دوازده بازن بابا نترس.
* برای دلداری دادن و خف- ساکت کردن من.
+ وای یعنی بازن ؟
- خانم بفرما این نمک..
+ خیلی ممنون قبول باشه.
وای بازن بازن بدوئیددد...
- خانما زود باشید درب الان بسته میشه..
* سراسیمه و سریع.
- یک دقیقه تا بسته شدن در، ببینم به چه سرعتی میرید و میاید..
* خنده.
- ما سیدیم فامیلی حساب میکنیم..
* ورود به صحن امامزاده، السلام علیک یا صالح بن موسی الکاظم، اخ الرضا (:
به یاد همگی.
میپرسی جزئیات تا چه حد میتونه آزارم بده ؟
- یعنی چی که رنگ پالتو من با رنگ کاپشن اون سه تا که ازشون متنفرم ست شده..