eitaa logo
سپیدار؛
27 دنبال‌کننده
85 عکس
91 ویدیو
0 فایل
۱۱۰/ع مجهولات.
مشاهده در ایتا
دانلود
سپیدار؛
محفل بعدی بازم فرده. نه لطفاً. میشه پرش بزنیم محفل شیش؟
خدایمن خواهش میکنم فصل پنج فصل دوی فصل سه نباشه.
ولی حتی اگر فصل سهٔ فصل دو باشه هم باز سه‌س عددش. نه خدایمن نه
واقعا متوجه میشید من چی میگم؟ کسی میفهمه؟
دزیرهٔ برنادوت، نه اوژنیِ ناپلئون.
یه بنی‌صدر دوم؟ پنجاه سال بعد معلوم میشه.
سجتریس، تنها تاییدی که واقعاً نیازش داری، تاییدِ خودته.
اونجایی فهمیدم که... در حالی که هنوز مزه تخمه آفتابگردون و حس می‌کردم کاهو رو چپوندم تو دهنم و به این فکر کردم که طعمشون دوتایی بدم نمیشه، همون‌طور که تو راهرو کوتاه قدم می‌زدم به یه موضوع عجیب فکر کردم، [موضوعش خصوصیه پس اینجا نمیتونم بگمش]، به اون شبی فکر کردم که یه آرزوی محال داشتم و حالا من دقیقا صاحب همون آرزوعم، خب... اونقدرا هم محال نبود، خودمو قانع کردم که پس این آرزومم شدنی‌ه، بعد قاه‌قاه به خودم خندیدم، البته تو ذهنم؛ همون لحظه تو شیشه رفلکس پنجره به خودم نگاه کردم و شروع کردم به خوندن بقره از حفظ، مطمئن نیستم آیه سیزده رو خوندم یا نه، یه قدم عقب رفتم و برگشتم، دستمو به میله گرفتم و سعی کردم یه مداحی خوب بخونم، ولی فقط کلمه ″ ذوالفقار ″ تو ذهنم نقش بست، کلافه سر تکون دادم و شروع کردم به خوندن پدر یدالله و پسر ابوطالب-، با خودم فکر کردم که فقط یه سایه محو از این مداحی تو سرمه و حتی دقیق نمی‌دونم پدر-پسر، پسر-پدر، پسر-پسر، پدر-پدر... آره! این بهش میاد، همزمان که میخوندمش با خودم گفتم باید به ابوطالب متوسل شم، ائمه سرشون شلوغه، البته اونم ائمه- نه شاید.. ولی از خانواده نزدیک ائمه‌ست.. آره بابا کم کسی نیست ابوطالب؛ دوباره تو شیشه به خودم نگاه کردم و گفتم من اگر لطف خدا، آرامش روان، اعتماد به نفس و یه ماه وقت-[اومم حالا نگیم یه ماه، یه کوچولو بیشتر،] داشته باشم حتما میتونم، بعد یاد بیست و دوم افتادم، خب حالا خیلی مونده کووو تا- فکر کردم.. نه چیزی نمونده، همین هفته‌ست! برگشتم، همزمان که مداحی حماسی می‌خوندم حرکات موزون انجام دادم و راهرو آشپزخونه رو گز کردم، گز کردم و گز کردم تا چشمم افتاد به چهره مات خواهرم که با چشمای درشت نگام می‌کرد، آره من دقیقا اونجا فهمیدم که دیوونه شدم. هنوزم دارم قاه‌قاه میخندم، البته، تو ذهنم!
-
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- از چشمِ بد دور باشی:))✨
سپیدار؛
- از چشمِ بد دور باشی:))✨
منم دوسش داشتم :)))) خیلی قشنگ بود اون جمله.