درست وقتی داشتم با عشق به در و دیوار و چراغ و مغازه های امامزاده حسن نگاه میکردم و فکر میکردم که عکس بگیرم و ریزش بنویسم ″ محله بچگی ″ ، چنان دردی تو پام حس کردم که جهان سیاه شد. بله پامو کوبیدم به آهنی که از زمین سبز شده بود. من دیگه پای راست ندارم. تا من باشم غرق در محله بچگی نشم. آی پام.
هدایت شده از .رادیــو حــامـــ✨یــــن.
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو بگو جان به فدایت عطشت را چه کنم؟
#حامین_نما
Radio hamin
موقع تاریخ خوندن شده تا حالا با خودتون فکر کنید ″وای، مردم چطوری زندگی کردن، چطوری تحمل کردن!″ ؟
پنجاه سال بعد همینو با شدت بیشتر در مورد ما میگن.
″ما مذاکراتمون همیشه نتیجه محور بوده!″
جوک نبود دوستان. افاضه جناب بقایی بود. ولی شما بخندین، بخندین، زیاد بخندین.