هدایت شده از عُمري.
شما چادریِ متدیّن، حزباللهیِ جانفدا، انقلابی جان بر کف آقا سید مجتبی که عکسشم پروفایل ایتاتونه، ذوق کنِ توییتای جلیلی و معتقدِ " درسته پزشکیان Blablabla ولی الان اتحااد مهمه "
شما در جایگاه پوشیه شبا تو تجمع ماسک مشکی بزن که نامحرم یه وقت نگاهش بهت نیوفته، مخالفارو منافق صدا کن و دختری که شبیه خودت نیست دیدی همهچیشو ببر زیر سوال، شما نمازخون، شما عکس رهبر شهید انقلاب تو سجادهت داشته باش، درودیوار اتاقتو عکس رفیق شهیدت بزن، پشت قاب گوشیت استیکر قرآنی بزن، قرآن با هزار رنگ متفاوت تو خونه داشته باش، به امام علیع بگو باباعلی و با سلام فرمانده بخون " نبین قدم کوچیکهه.. "
قدت کوچیکه؟ بله شاید مغزتم کوچیکه.
مغزتم کوچیکه که هر دو سه شب یه بار تو تجمعات یه لباس پاسدار به تن، یا دوربین به دست، یا پرچم به دوش دلتو میبره و عنان از کف میدی و به هزار شیوه ته دلت قربون صدقش میری و تهشم میگی " نه این مثل بقیه نیست " و بهش میگی بابای بچههام 🙏🏻
و بعد افتخار میکنی که ادمین یک رسانه مذهبیای که شبا با مدیرش که پسره صحبت میکنی و داداشم داداشم راه میندازی درحالی که..
حقیقتا الان که دوباره بزن بزن شد روانم آروم تره.
مغزم از اون همه سکوت داشت تیر میکشید.
جدیدا نمیتونم مغزمو کنترل کنم.
خود به خود تو سرم آهنگ پخش میکنه، خاطره مرور میکنه، اتفاقات روزمره رو بالا پایین میکنه، صحنه های مختلف و میچینه کنار هم، و من التماسش میکنم خفه شه که بخوابم، ولی نمیشه.
دارم دیوونه میشم.