فاطیما .. یا همون
سپیدارِ آروم و سبزِ دلِ من 🌿
نمیدونم دقیقاً از کی شروع شد ..
از همون روزای اولی که چنلت رو میخوندم؟
یا از وقتی که برای اولینبار صداتو شنیدم و یه حس عجیبی ته دلم نشست؟
فقط میدونم از یه جایی به بعد، دیگه برام معمولی نبودی.
اسمت که میاد یه لبخند ناخودآگاه میاد روی صورتم.
ویس میذاری، چند بار گوش میکنم.
یه جملهی ساده مینویسی، من ساعتها بهش فکر میکنم.
هر دوتامون تو همین شهر زندگی میکنیم.
شاید بارها از چند قدمی هم رد شدیم و نفهميديم ..
ولی با اینکه هنوز ندیدمت، حضورت برام واقعیتر از خیلی آدماست.
دو سال ازم کوچیکتری،
ولی بعضی از آدما سن ندارن، یه جور عمق و لطافت دارن که آدمو میکشه سمتشون ..
تو از همونایی.
قشنگیِ رفاقت تو و نیوشا رو هم خیلی دوست دارم.
آدم باید آدمهای خوب زندگیش رو نگه داره.
نمیدونم آینده چی میشه،
فقط میدونم از آشنا شدن باهات خیلی زیاد خوشحالم.
و این حسِ خوبِ آرومی که وقتی بهت فکر میکنم دارم، برام ارزشمنده.
گفتی از چنلت بدت میاد، شاید برای خودت فقط یه چنل باشه ولی اینجا برای بعضیا - از جمله من - یه جای امنه.
یه جایی که وقتی حال خوب نداریم، با خوندن چند خط از تو آروم میشیم.
اینو بدون حضورت بیاثر نیست.
کلمههات معمولی نیستن.
صدات ساده نیست.
اگه یه روزی حس کردی خستهای، استراحت کن.
ولی دلم میخواست بدونی اون چیزی که ساختی، برای بعضیا ارزشمندهتر از اونیه که فکر میکنی.
خیلی مراقب خودت باش دخترکِ من.
امیدوارم یه روزی از نزدیک ببینمت و سفت بغلت کنم :)
< از یه بچه سید به یه بچه سید دیگه :)💚 >
.
:))))))))
حرفات خیلی حس خوبی بهم داد. انگار با یه پر لطیف خاکهای رو دلمو تکوندن.
احساس بهتری هم به خودم هم به اینجا پیدا کردم. نمیدونم چی بگم، فقط، ممنونم ازت :))))🤏🏻🤍
چشمام برای توعه و نگاهت برای من نیست..
- چشمات برای من و نگاهم برای تو..
معامله قبوله؟
تو که باشی آرامش قلبمو نوازش میکنه.. چشمام از تلاطم میفته..
- ضربانتو با نگاه به سینهات حس میکنم، کیو گول میزنی؟
آروم دوست نداری؟ میخوای بازم وحشی باشن و از قانون جنگل پیروی کنن؟
- وحشی باشن و از قانون من پیروی کنن..