- ستارهٔآبی .
ولی من دلم تنگ میشه ؛
واسه تمام ِشبایی ك میومدم موکب ..
واسه مسخره بازیامون ..
واسه کاروان خودروییا و رو پنجره نشستنا ..
واسه مهد کودك و دعوا و خنده های توش ..
برای گوشه به گوشه ی اون زمین خاکی ..
برای ِسرود خوندن ، عکاسی کردن ..
برای اون قهرای ِچند ساعته ..
برای روضه گوش کردنا و سینه زدنا ..
واسه اون شبی ك باهم رفتیم بیت ..
برای هیجانایی ك باهاش ذوق می کردیم ..
همه شون تا همیشه تو قلبم می مونن : )🤍
از مکالمه با آدمایی ك باید همش مراقب باشی یه چیزی نگی یهو بهشون برنخوره متنفرم .
من پذیرفته ام ؛
ك برای ِآدم های اندکی می توان حرف زد ..
برای شان رفیق بود و از سوی شان امید رفاقت داشت ..
- ستارهٔآبی .
صدمین و یك مین شب ِاتحاد ..
19 . 3 . 1405 -
داری با دوستات مسخره ش می کنی ،
یهو یادت میاد هنوز اینقدری دوسش داری ك واسش میمیری : )
یکیو می خوام ك هر اتفاقی افتاد بهم بگه ،
بدون ِتوجه به اینکه بهش گفتن به کسی نگو .
از اینا ك هم اون بهت اعتماد داره هم تو : ))
من ك نمی دونم شخصیت شما چیه یا منظورتون از این رفتار چی بوده ،
ولی با این کاراتون چیزی جز بی شعوری تو ذهنم شکل نمیگیره متاسفانه 🙏🏻؛