واقعا نمی تونم درك کنم ، یسری چیزا تا حدی خنده داره ، تا یه حدی شوخیه ،
بعدش تبدیل میشه به آزار و اذیت ..
واقعا از اینکه نمردم و خیمه و عزاداری ها و روضه ها و محرمو دیدم خیلی خوش حالم ؛
از آدمایی ك فکر کردن چون چن سال بزرگترن ، هر سری من باید برم سلام بدم ، خدافظی کنم ، پیام بدم ، آخرشم ایگنورم کنن اصلا خوشم نمیاد .
عزیزم ما خودمون با اکیپ مون درگیریم ،
لطفا تو و اکیپ مزخرفت بهش اضافه نشو 🙏🏻
نمی دونم چرا ولی هی با خودم میگم من دیگه اونجا نمیرم من دیگه این کارو نمی کنم ، ولی بازم تکرارش می کنم ، با وجود این ك می دونم چقدر برام دردناکه ..
نمی دونم قسمت چیه و چرا ،
فقط می دونم بعد این همه مدت الان سر راه هم قرار گرفتن بی حکمت نیست ؛
ببین دوست عزیز مسئله اینجاست ك من ازش خیلی خوشم میاد ؛
شما هم حق نظر دادن راجب سلیقه منو قیافه اونو و اخلاقشو مدل لباس پوشیدنش نداری مرسی 🙏🏻.