eitaa logo
• سِــــویم مـاه 🌙•
59.1هزار دنبال‌کننده
7.7هزار عکس
1.1هزار ویدیو
45 فایل
اَهل این کانال عَــزادار حُسِـــین‌اَند :)🖤 "اینجاییم تا ثابِت کُنیم موفَقیَت حَدُ ومَرز نَداره☁️🌱🎀" - دختر ایرانم✊🏻 من اینجام𓍯 ↓ @sevim_life زیر مجموعه ִֶָ ↓ https://eitaa.com/joinchat/2015953527C07dbe71187 سایتم𐙚 http://sevimmah.com
مشاهده در ایتا
دانلود
تو عــمرم یه همچــین جمــعیتی ندیده بودم توان وایستادن تو این حجم مردمم نداشتم آلودگی هوا پوست دستامو تیکه تیکه کرده حـــدودا ۳۰ کـــیلـــومتر راهـــو پیـــاده رفتیـــم و از بدن درد شــدید دارم رشته رشته میشم ولی درکنارش دلم آروم شد که آقارو بدرقه کردیم تلــخه ، ولی بالاخره بهــشون نزدیک شدم:) اونجا به یاد همتون بودم🫂🌿
امیدوارم برنده بشی توی اون جنگی که به هیچکس در موردش نمیگی . .🌱 - روزِت بِخِیر دُختَرجون🌝
امروز بالاخره تونستم ضبطامو به یه جایی برسونم🥲🤌🏻 .
رازش اینه که ، اصلاً وقت نداشته باشی فکر کنی 😌💭 - شَمبه بخیر باشه خانوم😚🍓𓂃
- امضای تمیز کاری خونه چیه ! اینکه بیان دستوپای منو ببندن بندازن یه گوشه تا زحمت تمیزکاریامو به فنا ندم🧎🏻‍♀🧹
دَر ادامه ادامه ضبط نقاشی روی تور پیش روعه☁️💆🏻‍♀ .
ولی من ساعتها فیلم خام دارم 🦦 که باید یه روز کامل حنجره گرامیمو بزارم وسط 🌝 تا صدا گذاری و آماده بشن🗣 .
• سِــــویم مـاه 🌙•
من فاطـــمم که شما به اسم سویم ماه میشناسیدش🌙 یه دخـــتر ۶ سالــه که خیلی بی هنره :) برعکس مامانش که
↓↑ از اول دنبــــال یه راه درآمـــدی بودم مــامــانــــم خیاطــــه ، یادمـــه بــــراش دکــمـــه پارچــــه ای میـــزدم بــه ازای هر تعـداد دکمه بهم دستمزد میــداد تـــــو دبســـــتان یـه مـــــدت دســـتبـــند درست میکردم دونه ای ۲ هزار تومن یـــا آب انــــار درمـــیاوردم دوستـــام ازم می‌خریدن😁 یادمه تو مدرسه بازارچه گذاشته بودن تو اون بازه زمانـی بابام از کوه ریـــواس چیده بود 🌿 اومدم از اون ریواسا کلی پوست کندم یه اندازه خورد کردم داخل ظرفای یکبار مصـــرف ریختــــم نمـــــک پاشــیدم و🧂 تو بازارچه فروختم ،حتی معلما هم ازم می‌خریدن 🥲 ִֶָ  یکی از دیگه از کارایی انجام دادم 🌾 تــو دوران چــــهارم دبســــتان بــــود 🪁 از طــــــــریق خالمینا یســــری کــــارت بود که معــُرفی و وصــیت شــهــدا داخـــلش چاپ شده بود باید بسته بندی میشدن یه مـــدت اونارو بســـــته بندی میکــــردم ִֶָ  وارد راهنمایی که شدم یه مدت زدم تو فاز نمد دوزی شکــــلک و حیـوانات مختلف رو می‌دوختم ، داخلش آهنربا میزدم که بشه مگــــنت یخچالو یا حتی اســـم هارو رو نمد درمـــیاردم یادمه دبیر هــــنرم سال هــــفتم اســم دخترشو ســفارش داد ، یه ابـر سفید که اســم دخترش به انگلـیسی با نـمد های رنگی روش هک شده بود☁️ - این داستان ادامه دارد . .✓