eitaa logo
• سِــــویم مـاه 🌙•
61.8هزار دنبال‌کننده
8هزار عکس
1.1هزار ویدیو
47 فایل
أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ ִֶָ ✨️ "اینجاییم تا ثابِت کُنیم موفَقیَت حَدُ ومَرز نَداره☁️🌱🎀" - دختر ایرانم✊🏻 من اینجام𓍯 ↓ @sevim_life زیر مجموعه ִֶָ ↓ https://eitaa.com/joinchat/2015953527C07dbe71187 سایتم𐙚 http://sevimmah.com
مشاهده در ایتا
دانلود
- بیایین شب بخیر گفتن به امام زمان رو مد کنیم 🌖 ִֶָ࣪ ˖
هر چیزی که از زندگیم حذف میشه یا هدایته یا محافظت ✨ دیگه هیچ چیزی برای من از دست دادن نیست. . 🌿 ❲↭@SevimMah⃟☁️❳
این مدت نیستم خوش میگذره هان🤨🩴 .
منم هستم این حوالی 🪄 و بشدت دلتنگ فعالیت برای شما🥲🫂
• سِــــویم مـاه 🌙•
↓↑ یه مدت اگه اشــتباه نکنم کلاس🎒 ۸ ام بودم کلیپــس درست میکردیم یکی‌از آشـــناها وســایلشـــو می‌
↓↑ تا اینکه زمان انتـــخاب رشتـــه رسید به طور کلـی به هنر عــــــلاقه داشتم جز خیــــاطی با معـدل ۱۸.۵۰ به بالا میتونـستم رشــته های ریاضی ،📚 انـسانی و تـــجربی رو انــــــتخاب کنم ولی با اصرار مامانم وارد رشته ✂️ طراحـــــــــــــــی دوخت شـــــدم یه جور به میــــل خــــودم نبود ولی انگار 👩🏻‍🦯 مامانـــم یه چیزایی از درونـــــم خـــــبر داشت خلاصــــه انتخاب رشته کردمو وارد هنرستان فنی‌حرفه‌ای شدم🍋 دوخـــــــــت دوز رو شـــــروع کردیم🎀 شــــــاید تعـــــجب آور باشــــــه ولـــــی از همـــون روز اول جــــذب خیاطـــــی🪞 شدم با اینکـــــــه چالــــــش هــــــای 🪭 زیادی با دبیــــــرای خیاطـــــی داشــــــتم بخاطرشــــون خیلی اذیت میــشدم ‌. . ولــــی اینــکـــــه چـطـــــور عـــــلاقـــــه 🤍 پیدا کردم برا خودمم سواله هنوز 😅 با الـــــگوی مولــر پیــــش میرفتــــــیم ولی مـن گرلاوین رو در حــد مبتدی از قبل یاد گرفـــته بودم ، تقریـبا تو تمام قســـــمت های عـملی نفر اول بــــــودم تو ســـــرعت رســــم الــــگو تا دوخــــت دوز تمیــــزی کار🪄 . کمی گذشت تا اینکه تو همون سال دهم به پشــــنهاد دخــــــتر داییم وارد دوخـــت لبــــاس کــــودک شــــدم 👗 دختـــــــر داییم فـــــروش‌ آنلاین لباس کودک داخل اینســـــتا داشت، کم کم شروع کردم به کار کردن به خـصوص لبـــــاس شــــخصــــیت هـــای کارتــــونی همراه با درس بکــــــوب میدوختم💆🏻‍♀ یه خاطـــره ای که تو ذهنــــمه اینــکه بعداز مدرسه تو تعطیــلات تابسـتون وقتــی که پشــــت بوم میـــــخوابیدیم دقیق صـــب زود حـــدودای ۵ صـــــب وقتی که هوا تو اوج خنکی بود 🌬 بیدار میـــــشدم میرفـــــتم پایین 🥲 تا تعــداد لباسایی که قبــــول کـــــرده بودمو آمــــاده کنم هیچ وقت اون لذت هوای خنک صبح که باید زیر پتو بخوابی ولی من پامیشدم رو یادم نمیره🫠 هیچ اجباری بالا سرم نبود ✋🏻 عشق اینو داشتم خودم درآمد داشته باشم سطح خواسته هام یکم بالا بود 🤏🏻 و خب همیشه قرار نیست خواسته های ما توســــط پدر مادر برآورده بـــشه 🤷🏻‍♀ شاید واقعا در توانشون نباشه خواسته های اضافی رو برآورده کنن . یبار یادمه به دختر داییـــــم گفتم دستمزدهای منو نگهدار هر وقت شــــد یــک ملیـــــون برام بزن 💳 چون یــــــکی از اهدافــــم موجودی بالای یک ملیــــــون بود :) . باز گذشــت تا مـــن توســـــط دختر داییـــــم به مزون آنلاین دیگه معرفی شدم برای کار - این داستان ادامه دارد . ‌.✓
بدین گونه مدل میدادن (سمت راست) و لباس رو تحویل میدادم 🥹( سمت چپ) قسمت رنگی بالا تنه رو هم با دست رنگامیزی کردم😌🌿 - دلم‌تنگ شد 🥲❤️‍🩹 بزنید رو یه تعداد دیگه از لباسارو هم ببینید😅
از این به بعد انگار باید تعريفا با عکس باشه 😁💆🏻‍♀ .
بتونم فردا ادامه رو مینویسم😚🪄 .
♦️تربیت بچه، کارِ خونه، استرس‌های زندگی… وسطِ این همه شلوغی ، یه گوشه دنج برای خلوتِ دلت داری؟ 🌿☕ ما قراره روزمرگی‌هامون رو کنار هم، با عطرِ قرآن نورانی کنیم✨ به بچه‌هامون هم با عشق و قصه‌های شیرین راه خدا رو یاد بدیم 👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/3502310915C7d67ddfa63 بزن رو لینک و به جمع پر از نور و آرامش ما ملحق شو👆🏻 .