یکی نوشت:
سوگ من از بین نرفت فقط زندگی شلوغ شد و من مجبور به ادامه دادن بودم همین. [-درست گفت]
- ای کاشبه آخر این جاده که میرسم تو ایستاده باشی.. نمیدانی دیدنت با خستگیها چه میکند.!
اگر سخن میان منو تو پایان یافت و راههای وصال
قطع شدند و جدا و غریبه شدیم، از نو با من آشنا شو.