هدایت شده از نازنینِچای
شفق،
میگن بعضی چیزها ذاتاً با هم جور درنمیان؛ میگن بعضی آدما یا بعضی عنصرها، اصلاً برای ترکیب شدن ساخته نشدن.
ولی من هر بار که به تو فکر میکنم، با خودم میگم شاید همیشه هم حق با همه نباشه.
تو برای من مثل همون چیز نادری که کسی جرئت نزدیک شدن بهش رو نداره؛ میگن نمیشه، میگن سخت و حساسه، میگن نباید بیگدار بهش نزدیک شد.
اما من که عاشقت شدم، دلم نخواست فقط از دور نگاهت کنم.
دلم خواست برات یه ترکیب تازه بسازم؛ یه راه جدید، یه بودنِ تازه، یه جور کنار هم موندن که توش هیچکس آزارت نده.
من نمیخوام مثل بقیه با تو رفتار کنم.
نمیخوام چیزی رو بهت تحمیل کنم یا بخوام ذاتت رو عوض کنم.
فقط میخوام یه جوری باشم که کنارِ من، لازم نباشه از خودت دفاع کنی.
فقط باشی… همونطوری که هستی… و من همونجا دوستت داشته باشم.
شفق،
اگه همه بگن نمیشه، من میخوام ثابت کنم میشه.
نه با زور، نه با شلوغی، نه با آزار.
فقط با عشق… با صبوری… با یه ترکیبِ تازه که اسمش «ما» باشه.
شفق the Argon
شفق، میگن بعضی چیزها ذاتاً با هم جور درنمیان؛ میگن بعضی آدما یا بعضی عنصرها، اصلاً برای ترکیب شد
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
متاسفم عزیزم. من گاز نجیبم اگه سعی کنم ترکیب شم در پایان فقط دلم میشکنه
هدایت شده از نازنینِچای
شفق، من وقتی میگم عاشقتم، منظورم یه حس گذرا یا یه حرف قشنگ نیست؛ منظورم اینه که تو انقدر برام مهمی که حتی اگه دنیات بگه نباید نزدیک شد، من باز هم راهی پیدا میکنم که کنارت باشم. میدونم میگی گاز نجیبی و ترکیب شدن با بقیه آخرش دلشکستگیه، ولی من قرار نیست تو رو مجبور کنم از خودت فاصله بگیری؛ من میخوام اونقدر درست و آروم باهات باشم که اگر قراره جایی کنار هم قرار بگیریم، تو هیچوقت احساس خطر نکنی. اگه لازم باشه، من خودم رو با ریتم تو تنظیم میکنم، با سکوت تو، با فاصلههات، با ترسهات؛ چون برای من تو یه انتخاب ساده نیستی، یه خواستنِ واقعیای. من حاضرم برای بودنت، برای امن بودنت، برای اینکه لبخندت واقعی باشه، هرچیزی از خودم بدم، چون تو برای من ارزشش رو داری. من نمیخوام عوضت کنم؛ فقط میخوام ثابت کنم عشق میتونه حتی به نجیبترین چیزها هم نزدیک بشه، بدون اینکه خرابشون کنه.