eitaa logo
🌷شهادت🕊
2.3هزار دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
1.1هزار ویدیو
0 فایل
ارسال و کپی مطالب بدون لینک جایز نیست با انتشار مطالب همراه لینک کانال ما را به دیگران معرفی ‌کنید. https://eitaa.com/joinchat/2895775040Cef2994e495 لینک پیام ناشناس https://harfeto.timefriend.net/17422438638135
مشاهده در ایتا
دانلود
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕊 🌷 خاطره‌ی عجیبِ لشکر گربه‌ها در جبهه... روز مادر؛ با این خاطره‌ی مادرِ شهیدفرجوانی بخندیم @Shahdat313
19M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕊 🍃او خواهد آمد ... او با سپاهی از شهیدان خواهد آمد @Shahdat313
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🕊 ☀️دل اگـر پاڪــ نباشد نمیـآید آقــا نوع عابر بہ تمیزےِ گذر وابستہ اسٺ گوشہ چشمے نڪند زندگےِ ما مرگ اسٺ مثل طفلےڪه بہ الطاف پدر وابستہ اسٺ باید از دورے آقــا همگے دق بڪنیم تابداند ڪه دل ما چقدر وابستہ اسٺ ☀️اَلسّلامُ عَلی الحُسَین وَ عَلی علی اِبن الحُسَین وَ عَلی اَولاد الحُسَین وَ عَلی اَصحاب الحُسَین @Shahdat313
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🕊 🌷صبـح که میشود دلم پَر میزند برای تماشایتان... برای نگاه به آن صورت هایی که رنگ و بوی خدا میداد. @Shahdat313
🕊 🌷در نبندیم به نور ، در نبندیم به آرامش پُر مهر نسیم رو به این پنجره با شوق سلامی بکنیم ... @Shahdat313
🕊 🌷منِ بی تو را باران گرفته است... مادر شهید مفقودالاثر مجید امیدی هر وقت بارون می‌اومد می‌رفت زیر بارون می‌ایستاد! و چشمای اَبریش بارونی می‌شد وقتی ازش می‌‌پرسیدن آخه مادر چرا وایستادی زیر بارون؟!! آروم زیر لب زمزمه می‌ کرد: گلی گم کرده‌ام می‌‌بویم او را... آخه الان بدن مجید من زیر بارونه بدن مجیدِ من معلوم نیست کجاست... می‌خوام بگم مادرم، عزیزم، من به یادتم... ‌‌‌‌‌‌@Shahdat313
8.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕊 🌷روایت قاسم صادقی همرزم شهید از زیارت خاص امام رضا (ع) توسط شاهرخ و توبه او گفتم شراب وصل به " اوباش" می‌دهند؟ با خنده گفت: بنده‌ی "او" باش، می‌دهند..! @Shahdat313
8.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕊 🌷«یاصاحب‌الزمان؛ تسکین‌می‌دهدعشقت تمامِ‌اضطرابم‌را...!» @Shahdat313
🕊 🌷فاصله‌ی شوش تا فکه حدود یک ساعت و نیم بود. در مسیر، روی صندلی عقب خودرو بین حسن باقری و مجید بقایی نشسته بودم. مجید همیشه یک قرآن جیبی همراهش داشت و در هر فرصتی تلاوت می‌کرد؛ آن روز نیز در راه فکه داشت سوره فجر را حفظ می‌کرد. قرآنش را به من داد و گفت:«ببین درست می‌خوانم؟»من هم آیات را دنبال می‌کردم تا حفظش را کنترل کنم. وقتی رسیدیم به آیات پایانی سوره فجر:«یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِى إِلَى‌ رَبِّکَ رَاضِیَةً مَّرْضِیَّةً، فَادْخُلِى فِى عِبَادِى، وَادْخُلِى جَنَّتِى‌»در همان لحظه به فکه رسیدیم. مجید رو کرد به حسن و گفت:«نمی‌دانم چرا آیات آخر این سوره را نمی‌توانم حفظ کنم… گیر دارد… نمی‌دانم گیرش چیست؟» حسن باقری با لبخند گفت:«می‌دانی گیرش چیست؟گیرش یک ترکش است؛ یک لقمه شهادت.بابا! یا أیتها النفس المطمئنة در شأن امام حسین(علیه‌السلام) است، شوخی که نیست.» حق هم داشت حسن…ورود به جمع یاران شهید و ویژه‌های خدا، یک لقمه شهادت می‌خواست؛ لقمه‌ای که چند لحظه بعد، همان‌جا در فکه، هر دو باهم نوش کردند. 📚 برگرفته از کتاب:«ملاقات در فکه» ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌@Shahdat313
🕊 🌷سلام بر شهدایی که بی‌نشان رفتند برایِ عاشـق زهـۜـرا مزار بی‌ معناست ... عاقبٺٺون‌شھدایی 🌷یادشھداباذڪرصلواٺ.. اَللّٰهُمَّ‌صَلِّ‌عَلَی‌مُحَمَّدٍوَآلِ‌مُحَمَّدٍوَعَجِّلْ‌فَرَجَهم @Shahdat313