eitaa logo
🌷شهادت🕊
2.3هزار دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
1.1هزار ویدیو
0 فایل
ارسال و کپی مطالب بدون لینک جایز نیست با انتشار مطالب همراه لینک کانال ما را به دیگران معرفی ‌کنید. https://eitaa.com/joinchat/2895775040Cef2994e495 لینک پیام ناشناس https://harfeto.timefriend.net/17422438638135
مشاهده در ایتا
دانلود
🕊 🌷صبـح که میشود دلم پَر میزند برای تماشایتان... برای نگاه به آن صورت هایی که رنگ و بوی خدا میداد. @Shahdat313
🕊 🌷در نبندیم به نور ، در نبندیم به آرامش پُر مهر نسیم رو به این پنجره با شوق سلامی بکنیم ... @Shahdat313
🕊 🌷منِ بی تو را باران گرفته است... مادر شهید مفقودالاثر مجید امیدی هر وقت بارون می‌اومد می‌رفت زیر بارون می‌ایستاد! و چشمای اَبریش بارونی می‌شد وقتی ازش می‌‌پرسیدن آخه مادر چرا وایستادی زیر بارون؟!! آروم زیر لب زمزمه می‌ کرد: گلی گم کرده‌ام می‌‌بویم او را... آخه الان بدن مجید من زیر بارونه بدن مجیدِ من معلوم نیست کجاست... می‌خوام بگم مادرم، عزیزم، من به یادتم... ‌‌‌‌‌‌@Shahdat313
8.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕊 🌷روایت قاسم صادقی همرزم شهید از زیارت خاص امام رضا (ع) توسط شاهرخ و توبه او گفتم شراب وصل به " اوباش" می‌دهند؟ با خنده گفت: بنده‌ی "او" باش، می‌دهند..! @Shahdat313
8.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕊 🌷«یاصاحب‌الزمان؛ تسکین‌می‌دهدعشقت تمامِ‌اضطرابم‌را...!» @Shahdat313
🕊 🌷فاصله‌ی شوش تا فکه حدود یک ساعت و نیم بود. در مسیر، روی صندلی عقب خودرو بین حسن باقری و مجید بقایی نشسته بودم. مجید همیشه یک قرآن جیبی همراهش داشت و در هر فرصتی تلاوت می‌کرد؛ آن روز نیز در راه فکه داشت سوره فجر را حفظ می‌کرد. قرآنش را به من داد و گفت:«ببین درست می‌خوانم؟»من هم آیات را دنبال می‌کردم تا حفظش را کنترل کنم. وقتی رسیدیم به آیات پایانی سوره فجر:«یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِى إِلَى‌ رَبِّکَ رَاضِیَةً مَّرْضِیَّةً، فَادْخُلِى فِى عِبَادِى، وَادْخُلِى جَنَّتِى‌»در همان لحظه به فکه رسیدیم. مجید رو کرد به حسن و گفت:«نمی‌دانم چرا آیات آخر این سوره را نمی‌توانم حفظ کنم… گیر دارد… نمی‌دانم گیرش چیست؟» حسن باقری با لبخند گفت:«می‌دانی گیرش چیست؟گیرش یک ترکش است؛ یک لقمه شهادت.بابا! یا أیتها النفس المطمئنة در شأن امام حسین(علیه‌السلام) است، شوخی که نیست.» حق هم داشت حسن…ورود به جمع یاران شهید و ویژه‌های خدا، یک لقمه شهادت می‌خواست؛ لقمه‌ای که چند لحظه بعد، همان‌جا در فکه، هر دو باهم نوش کردند. 📚 برگرفته از کتاب:«ملاقات در فکه» ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌@Shahdat313
🕊 🌷سلام بر شهدایی که بی‌نشان رفتند برایِ عاشـق زهـۜـرا مزار بی‌ معناست ... عاقبٺٺون‌شھدایی 🌷یادشھداباذڪرصلواٺ.. اَللّٰهُمَّ‌صَلِّ‌عَلَی‌مُحَمَّدٍوَآلِ‌مُحَمَّدٍوَعَجِّلْ‌فَرَجَهم @Shahdat313
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🕊 🌷دنیا محل امتحان و آزمایش است و کاروانسرایی است موّقت، قافله مرگ فرا خواهید رسید و همه در نوبت قرار دارند و در مهلت مقرر باید بسوی او بازگشت، آنچه را خداوند تقدیر می‌نماید ڪسی قادر به آن نخواهد بود خداوند دقیقه و ثانیه‌ای مرگ ڪسی را به تأخیر نمی‌اندازد پس چه بهتر ڪه انسان زندگی‌اش را در مسیر طاعت الهی و در جهت ڪسب رضایت خداوند قرار دهد و همواره به یاد او باشد. @Shahdat313
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕊 🌷یک شب رسول، من رو کنار کشید حالا آن موقع سیزده ساله بود... گفت: آقا مرتضی شما آدم خوبی هستید یک چیزی می خوام بگم، فقط به هیچ کس نگید... تاکید کرد که به پدرم و مادرم و برادرم نگید من اول فکر می کردم یک کار خطایی کرده یا تقصیری از او سر زده... گفتم: خوب بگو! گفت آقا مرتضی شما آدم پاک و مومنی هستید، دعایتان هم مستجاب میشه دعا کنید ما شهید بشیم! من همانجا چشمم پر اشک شد، رفتم پشت چادرها و شروع کردم به گریه که این بچه در این سن و سال چقدر از امثال ما سبقت گرفته...! @Shahdat313
🕊 🌷زندگی به سبک شهدا حاجے‌ میگفت: جمعـے کھ‌ در‌ آن‌ احمد‌ بود، یك‌ صفاۍِ ‌دیگر داشت.. یك‌ رونق‌ دیگرۍ‌ داشت..:) وقتـے جلسه‌اۍ براۍ‌ ما‌ بچھ‌ هاۍ‌ جنگ۸ ‌میگرفت، اولین‌ موضوعـے‌ که تذکر‌ میداد، این‌ جلسه ‌براۍ‌ خـداست‌ و بعد‌ پیرامون‌آن‌ حرف‌ میزد، لذا نقش‌ احمد در ما‌، خیلـے‌ نقش‌ مھمۍ‌ بود. @Shahdat313