eitaa logo
شهید مصطفی صدرزاده
4.1هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
526 ویدیو
20 فایل
📌 آخرین ماموریت بسیجی شهادت است |🗓|تاسیس کانال↵ ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۸ { یک‌هفتہ‌بعدازانتشارکلیپ‌شهادت‌} |💛|خادم‌↵ @Seyed_fz |📖|محفل‌قرآنی↵ https://eitaa.com/joinchat/2943090802C8e98ae06c6 |📚|محفل‌چلہ‌ها↵ https://eitaa.com/joinchat/843055297C91379d9a73
مشاهده در ایتا
دانلود
✍❤️ این دفعه نمی خوام حرف بزنم ، می خوام یه خاطره تعریف کنم که توش خیلی حرفه 🌸☺️ یه خاطره فراموش نشدنی ☝️ دوسال پیش اخرای اسفند ماه یه سری از رفقام می خواستن برن راهیان ، من قسمت نشده بود که بتونم باهاشون برم 😔 روز قبل از حرکت رفقا ، میلاد امام جواد بود ، که من رفتم به یه جشن ، یادمه مولود خون یه حرفی زد که من شروع کردم به دعا کردن . اون بنده خدا گفت : "از امام جواد هر چی بخوای کم خواستی" من گفتم : راهیان 😭 بعد یهو یاد مشهد افتادم و دلتنگیم برا امام رضا ، گفتم : یا مشهد یا راهیان . خلاصه من از راهیان جا موندم ، اما ۴۰ روز بعد رفتم راهیان ، سه ماه بعدش هم رفتم مشهد 😍🌸 امام جواد هر دو رو بهم داد 😢💔 حالا من بهتون میگم ... "از امام جواد هر چی بخواید کم خواستید 😭" + راهیان ، کربلا ، مشهد ، کاظمین و ... @ShahidMostafaSadrzadeh
قصه‌ی من و امام رضا ، قصه‌ی خراب کردن و درست کردنه ... ‌هر دفعه قلبمو گرفتم تو دستم رفتم جلو ... گفتم آقا خرابش کردم دیگه نمی تونم با این قلب ادامه بدم . به خیال خودم می گفتم نصف شبا امام رضا سرشون خلوت تره و اسم خودمو گدای نیمه شب گذاشته بودم . شبا که تو حرم می موندم می رفتم صحن قدس ... اونجا اون قدری خلوت بود که چراغاش رو خاموش می کردن . خلوتی صحن قدس خیلی خیلی دوست داشتنی بود . یا سکوت عجیب صحن پیامبر اعظم ...! اون شب خسته کوفته با چشای پر از خواب می نشستم ، راه میرفتم ، می خوابیدم ، گریه می کردم ، نگاه می کردم ، حرف میزدم ، یا اگه اوضاع قلبم خیلی بد بود یه سکوت عمیق داشتم و می دونستم هر جوری باشم امام رضا هوامو داره! خب ... من هر دفعه با یه قلب داغون رفتم و با یه قلب سالم برگشتم ... دوباره بعد یه مدت کم کم قلبمو داغون می کردم و دوباره بر می گشتم ... یعنی حس می کنم تو بد ترین روزای زندگیم امام رضا بوده که مرده‌ی منو زنده کرده . یادمه اون موقع ها یه برنامه ای بود بعد اربعین مشهد میبردن... ما هم که تلاشمونو کرده نکرده جامونده بودیم ، تنها دلخوشیمون این بود که بعد ‌این جاموندن امام رضا دعوتمون می کنه و واقعا هم عجیب جور می شد و داغون می رفتیم و سالم بر می گشتیم . عاقل می رفتیم و دیوانه بر می گشتیم . مرده می رفتیم و زنده بر می گشتیم . الان هم بعد اربعینه و جامونده ها برا ترمیم زخم قلبشون فقط به دریای پهناور رئوفی خودت نیاز دارن یا به قول اون شعر دوست داشتنی : اگه ندیدم کربلا رو خدا از من نگیر امام رضا رو یه سری حرفا تو کلمات جا شدنی نیستن ... حرف زیاده ولی خواستم بگم خدایا ممنونتم که بهمون امام رضا دادی (:
اینجایی که هستم ، حسی که دارم تجربه می کنم نگفتنیه ! بچه هایی که فطرت پاکشون برام کاملا روشنه و دلایی که عمیقا منتظر شنیدنه... داستان از حضرت زهرا میگم براشون یه جوری گوش میدن که خودم کیف می کنم دلم می خواد یه لحظه زمان متوقف بشه و من از خوشحالی گریه کنم و بعد ادامه بدم . داشتم با هول و ولا براشون تعریف می کردم که یهو یکیشون که فقط ۱۰ سالش بود بهم گفت ، شما از گفتن این حرفا به ما حس خوبی می گیرین ؟ - واقعا خوشحال شدم که متوجه شد چه قدر دارم کیف می کنم راستش منی که همسایه و دمخور بودم با حضرت معصومه حس مادرانه شون برام خیلی خیلی لذت بخشه داشتم بهشون می گفتم ما که بچه شیعه هستیم می تونیم به حضرت زهرا بگیم مادر ، وای یه لحظه مثل تیر به ذهنم شلیک شد و بهشون گفتم بیاین یه نامه بنویسین من میبرم میندازم تو ضریح حضرت معصومه (:💔🌿 بهشون گفتم یه نفر خیلی دوست داشته مزار حضرت زهرا رو زیارت کنه ، خواب می بینه امام علی بهشون میگن برو قم و حضرت معصومه رو زیارت کن ؛ ثواب زیارت حضرت زهرا رو داره ❤️ یکیشون گفت میشه بذاریمش تو پاکت نامه که قشنگ و مرتب باشه ؟ حس می کنم یه کوچولو از حس اقای عباسی ولدی به روحم تزریق شده ، موقعی که نامه‌ی بچه ها در مورد خدا رو می خونده ... این لطافت و مهربونی و پاکی واقعا تو بچه ها خییییلی دوست داشتنیه (((:🌱 اینکه دلم میخواد همیشه یه راهی برا ارتباط با بچه های کوچولو داشته باشم دقیقا برا همینه ... اینکه از پاکیشون به روح منم برسه ... اینکه تو گم شدنا و تو سیاه شدن قلبم این بچه های پاک برا من یه حرفایی بزنن که قلبم از لذت سرازیر بشه و کلی خدا رو شکر کنم که خدا بهم لطف داشته و اون لحظه حرفی از مادرمون به زبون اوردم که از خودم نبوده ... از قبل اماده نکرده بودم و قصد نداشتم اصلا به این سمت و سو بیام این موقع هاست که جمله‌ی خیلی دلنشین کتاب کهکشان نیستی تو ذهنم طنین میندازه و روحمو نوازش میده ...! + هر گاه تو بودی و تو رفتی شکست می خوری و هر گاه او در تو به حرکت آمد و عزم جاری در لایه های وجودت شد ؛ آن چنان پر می کشی که حیرت آسمان ها را بر می انگیزی ... موقعی که داشتم خلاصه ای از مجروح شدن حضرت زهرا رو براشون تعریف می کردم ، گفتم حضرت زهرا با تمام درد و زخمی بودنشون چه جوری پای امام زمانشون وایسادن ... حالا ما این جوری پای امام زمانمون وایسادیم ؟! خب ... باید بگم این جمله همین طور داره تو ذهنم تکرار میشه ! جمله ای که گفتم و خودم به فکر فرو رفتم ... کاش مثل حضرت مادر پای امام زمانمون وایسیم (:💔 شب شهادت حضرت مادر @ShahidMostafaSadrzadeh
شهید مصطفی صدرزاده
❤️ راهی جز حسین علیہ‌السلام نیست ... #استاد_پناهیان #شب_جمعه @ShahidMostafaSadrzadeh
خب بی مقدمه بگم ... عازمم (: عازم سفری که خیلی وقته منتظرشم... سفری که لحظه شماری کردم برسه و حالا که جور شده باور نکردنیه ... اون قدر زیاد که مثل یه خوابه فکر کردن بهش ...! بی وفایی رسممون نبوده و قابل باشم به یادتون هستم به رسم رفاقت یه لینک میذارم اسماتون رو توش بنویسید اونجا تو حرما اسماتون رو بخونم (: می دونم که حتما دلتون می خواد اسمتون تو حرم اقا گفته بشه 💔🌱 امیدوارم این حس باور نکردنی به زودی نصیبتون بشه ... دعا کنید بتونم از این سفر عجیب رزق معنویِ خوبی بگیرم (: سلامای زیارت ناحیه یادتونه؟ پنج تا ازش مونده ، همونی که قرار بود تا اربعین تموم بشه (: به دلم افتاده تو پنج تا حرم سلام ها رو تموم کنم 💔🌱 واقعا فکرشم نمی کردم این جوری تموم شه ... الحمدلله ... خیلی زیاد ! https://harfeto.timefriend.net/17037882681820 @ShahidMostafaSadrzadeh
شهید مصطفی صدرزاده
و سلام بر پناهِ شب هایِ دلتنگی (:🌱
به نظرم پناه یعنی وقتی خسته ای ، وقتی دلت گرفته ، وقتی گم شدی ، وقتی راه رو اشتباه رفتی ، وقتی خطا کردی ، وقتی بد شدی ، وقتی دردسر شدی و ... بتونی بری و زیر سایه‌ی مهربونشون وایسی و بگی من اشتباه کردم و بدونی و مطمئن باشی که اونا نه تنها ردت نمی کنن بلکه بغلت می کنن . می دونی ، پناه بودن اهل بیت برا ما بچه شیعه ها یه چیزی فرا تر از بحث قبول کردنِ ... مسئله اینجاست که بچه ای که اشتباه کنه رو دور نمیندازن! ما بچه‌ی این خونواده ایم ... یه بچه‌ی بد ... یه بچه‌ی خرابکار ! اما صاحبخونه عجیب مهربونه ، عجیب هوای بچه هاشو داره و عجیب تر هیچ وقت رهاشون نمی کنه . و من چه قدر خوشحالم که از کلمات تاکیدی خیلی راحت و بدون ترس می تونم در مورد این خونواده استفاده کنم (: اینکه آدم پناهی داشته باشه که همیشه بتونه روش حساب کنه اسمش چیزی غیر از خوشبختیہ؟! - حرم خانوم حضرت معصومه @ShahidMostafaSadrzadeh